Home / پرسش‌ و پاسخ / وجود یا عدم وجود خدا (1)

وجود یا عدم وجود خدا (1)

وجود یا عدم وجود “خدا”، با حضور دکتر فرهنگ هلاکویی و دکتر علی نیری
– مقصود هاوکنیگ چگونه خدایی است؟
– خدا در باور انیشتین
– باور دانشمندان در فلسفه اثبات گرایانه
– خدا در باور عمومی
– تعریف خدا و دلایل رد و اثبات
– خدای انسان‌گونه و انسان خداگونه
– خدا در درون انسان
– صفات خداوند، زاییده‌ی ذهن بشر
– وجود انسان در زمین و شعور کیهان
– ایدئولوژی‌ها برتر از ادیان
– علمی‌اندیشی در جامعه

دریافت فایل تصویری کیفیت اصلی دریافت فایل تصویری حجم کم   دریافت فایل صوتی

36 comments

  1. سلام و ممنون از شما ولی من با این سرعت کم بعد از دانلود فایل با کیفیت بالا متوجه شدم فایل رو اشتباهی آپ کردید :)‌ سپاس

    • ازین بابت از شما پوزش می‌خواهیم دوست عزیز. در حین بارگزاری فایل، شبکه قطع بود که باعث بروز اشتباه در لینک‌‌دهی شد. فایل اصلی با حجم 124مگابایت در دسترس است که می‌توانید دریافت نمایید.

      – ادمین

  2. کور خوندید، فکر کردید با این برنامه های مسخره میتونید کاری پیش ببرید؟
    بزودی میفهمید که نباید با اعتقاد مردم شوخی کرد! این روزا خیلی مراقب خودتون باشید.

    • این کاملا یک دید‌گاه برگرفته از اسلامه که اگر کسی با انجماد فکری موجود در دین و بخصوص اسلام برخورد کرد و این انجماد رو نشون داد مثل داعش و طالبان و خیلی‌های دیگه سعی در خذف فیزیکی اونها می‌کنن. برای شما که حتی نمی‌خواهید فکر کنید متاسفم. دین یک سری داستان‌هاییه که با هیچ عقلی نمی‌شه اون رو قبول کرد. فقط به درد ذهن‌های منجمدی می‌خوره.

  3. احمقانه ترین بخش برنامه اونجاست که میگه من خوشحالم که خدای خودم رو طلاق دادم فقط بخاطر این کلیپ که یک سری احمق متعصب و تندرو میزنن یه زن دیوونه رو میکشن.
    من از شما میپرسم: آیا تابحال یه قاضی رشوه خوار یا یه پلیس فاید ندیدین. آیا این دلیل میشه که تمام اون جامعه رو زیر سوال ببریم. ما حتی توی دانشمندها هم کسایی رو داریم که حرف های بسیار احمقانه و بدون دلیل میزنن(و قسم میخورم که خودم چند تاییشون رو دیدم) اما آیا این دلیل میشه که جامعه علمی رو زیر سوال ببریم.
    اینکه یک سری افراد احمق و نادان عضو یک جامعه، کارهای احمقانه می کنن و تفکرات مسخره ای دارند، دلیل نمیشه که کل جامعه هم همونطوری باشن. شما دانشمندها خوب میدونین که هر کسی نظرات خودشو داره، هر کسی شیوه تفکر خودشو داره و مردم با هم متفاوتند پس لطفا از این دلایل مضحک نیارین.
    حرف دوم من هم اینه که: کی میگه هیچکس نتونسته وجود خدا رو اثبات کنه. شما چقدر فلسفه خوندین؟ چقدر از اصلت ماهیت و وجود و چقدر از برهان وجوب وجود اطلاع دارید؟ مطمئن اگه در کنار تمام علم فیزیکی که خوندین(و البته مطمئنم خدمت بسیاری به بشریت میکنه) کمی هم فلسفه خونده بودید، با این قاطعیت نمی کفتید که هیچکس دلیل مبنی و وجود خدا نیاورده. اگر هم به کتب و افراد مربوطه دسترسی ندارید، خوشحال میشم که کمکتون کنم(بالاخره ما دانشمندها باید به هم کمک کنیم)
    لطفا کمی سطح مطالعاتی و تحقیقاتی خودتون رو افزایش بدید و یا اگر هم تمالی ندارید، لطفا درمورد مسائلی که از اطلاعی ندارید بحث و گفتگو نکنید.
    فقط یه لقب دکتر که اول اسمتون میاد دلیل نمیشه که همه چیز دان باشید و فکر کنید میتونید با دلایل و مدارک آزمایشگاهیتون، اعتقاد مردم رو به راحتی عوض کنید.
    به هر حال، از ما گقتن بود
    The moment you start arguing with an ignorant fool, you have already lost.
    Imam Ali-

    • پروفسور بی سواد

      بنده با گفته های آقای Javad موافقم. به نظرم منصفانه و منطقی اظهار نظر کردند، برخلاف بعضی دیگه که فقط خواستند عقده های دینی یا روشنفکری شون رو تخلیه کنند.

    • مثله منو خیلیای دیگه از مرگ می ترسی ولی نگرانی تو با اعتقاد به یه دنیای دیگه پوشیده میکنی؟! دوست من هیچ دینی در دنیا پایدار نمونده مگه اینکه در مورد پس از مرگ وعده و وعید نداده باشه. در واقع همه ادیان از فطری بودن تمایل انسان به حیات و بقا سواستفاده کردن و با این وعده هاانسانهای ساده رو جذب خودشون کردن. نگاههی به دنیای ماورا زمین و عظمت گیتی بکن. اینها همه خلق شدن برای اشرف مخلوقات و تو آفریده شدی برای عبادت کردن. نسل های کوته اندیشی چون شما اندک اندک خواهند مرد متاسفم بگویم من و تو نیست می شویم و به چرخه طبیعت باز خواهیم گشت اما نسل هایآینده را خردورزی و دانش در برخواهد گرفت و در این میان افسوس می خورم چرا اینقدر زود به دنیا امدم و با شما در یک عصر زندگی میکنم

      • من با شهرام موافقتم.درسته دین همش با وعده به انسانها که بعد مرگ این میشه اون میشه مردمو درست گرفته انگار کل جامعه هیپنوتیزم شدن به زور چپوندن تو مخ ملت که ادیان ما همه عرب هستن چرا مثلا فارس نیستن اروپایی یا اهل جای دیگه بدیلی اینکه وقتی عربها حمله کردن به ایران همه باورهای غلط خودشونو به ایرانیها تحمیل کردن که شده الان جامعه ما سپاس از دکتر نیری یه لطفی هم کنید در مورد مرگ صحبت کنید ممنون میشم

  4. ببخشید که دوباره مزاحم میشم(!) اما وقتی یه سری حرف بی پایه و اساس زده میشه، خودمو موظف میدونم که به اونها پاسخ بدم.
    این حرف که چون خدا غیرمادیه نمی تونیم صفت یکی بودن رو بهش اطلاق کنیم، دوباره بر میگرده به عدم شناخت و تفکر کوته بینانه که ناشی از اینه که شما حتی به خودتون زحمت ندادید که بعضی کتب فلسفی رو مطالعه کنید و بعد راجع به این موضوع خطیر صحبت کنید.
    کلمه احد که ما اون رو یکتا معنی میکنیم به معنی عدم کثرت در عدد نیست بلکه به معنی عدم کثرت در اجزاست. به این معنی که خداوند متعال مرکب نیست و (برای درک بیشتر می شود گفت که یکپارچه است اگرچه کلمه چندان مناسبی نیست) بنابراین، به علت نداشتن اجزاء تحلیل پذیر و تجزیه پذیر نیست.
    درمورد حرف دیگری که در این برنامه زده شد راجع به اینکه وقتی کسی خدا را اثبات کند آنرا فهمیده و اگر کسی چیزی را بفهمد بر آن محاط است می توان گفت که مفهوم و وجود و ذات از هم جدا هستند. برای مثال فرض کنید که من به شما می گویم که اتش را در ذهن خود تصور کنید و شما این کار را انجام می دهید. برای تور یک چیز ابتدا با ید آنرا فهمید پس شما قطعا آتش را فهمیده اید که توانستید آنرا تصور کنید. اما این آیا به معنی انست که شما مفهوم آتش را تصور کرده این یا خود آتش را. قطعا شما مفهوم و درک خود از اتش را تصور کرده اید چراکه ذات و وجود اتش اصلا قابل تور نیست. در مورد خدا هم همینطور می توان بیان کرد.
    درمورد موضوع دیگری که در این برنامه مطرح شد _فکر می کنم توسط دکتر نیری_ که اینکه ادیان الهی در خاورمیانه رواج بسیاری دارد از انجا در این مکان علم پیشرفت نداشته و مردم عقب مانده اند، من از خود شما می پرسم: آیا شما هیچ کتب تاریخی مطالعه کرده اید. خاورمیانه به علت ویژگی های محیطی که داشته مهد اولین تمدن های دنیاست که هزاران سال عمر دارند(خود ایران بیش از هفت هزار سال قدمت دارد) و بزرگترین پیشرفت ها در اینجا رخ داده است. مر و بابل بهترین ریاضی دانان و منجمان را داشته. بیشترین پیشرفت طب در گذشته و حتی اکنون در ایران بوده. کتب طبی ابن سینا در تمام جهان گسترش یافته و طب سنتی در ایران بهتر از تمام پزشکان طب نوین و اروپایی می تواند بیماری ها را درمان کند. طب سنتی ایران توانسته بیش از هشتاد درصد سرطان ها و بیماری های دیگر را درمان کند که چنین چیزی در طب نوین اروپایی اصلا پیدا نمی شود. اما البته بخاطر توطئه بیگانگان و خیانت های بعضی افراد این طب دور از دسترس و چشم دیگران مانده اما همچنان با قدرت به کار خود ادامه می دهد. و یا حتی به دوران قرون وسطی نگاه کنید که چگونه کلیسا بخاطر باورهای خرافی و احمقانه خود باعن عقب ماندگی اروپاییان شده بود اما دانشمندان و روشنفکران اروپایی با دیدن کارهای علمی مسلمانان به این نتیجه رسیدند که خود نیز به پژوهش های علمی بپردازند.
    تویه میکنم بیشتر مطالعه و تفحص کنید و سخنان خود را از منابع موثق استخراج کنید. متاسفانه یکی از دلایلی که حرف های شما و امثال هاوکینگ را از سکه و اعتبار می اندازد اینست که بعضی حرف ها را بی پایه و اساس بیان می کنید و فقط چون مقام مهم یا لقب خاصی دارید بعضی مردم ساده لوح و زود باور خیلی سریع شما را باور می کنند. مثلا هاوکینگ با چه حقی بیان می کند که من این نتیجه رسیده ام که دنیای ما نیاز به خالقی ندارد چراکه پاسخ و ارائه مطالب اعتقادی مربوط به فلسفه و علم کلام است نه علوم تجربی.
    باز هم توصیه می کنم فقط چون لقب دکتر اول اسمتان است حرف هایی نزنید که اعتبارتان را زیر سوال ببرد و بخواهید مردم ساده لوح را خام خود کنید.

    • با درود.بحث دوستان جالبه وخواندنی.من لفظ کلمه ویا واژه خدا را بکار نمی برم .بلکه سیستم نیرومند فراعظیم فیزیکی وانتزاعی رو به کار می برم ویک سفسطه ذهنی براش تعریف دارم .یک استعاره یا تشبیه .همانطور که موجو د مونث زاینده است ونطفه در درون او شکل می گیرد .در قیاس خیلی فرا بیچیده فیزیکی وانتزاعی ماده اولیه تشکیل جهان ویا جها نهای موازی در بطن این سیستم نیرومند اتفاق افتاده مثلا در مورد یک جهان ومثل جنین انسانی جهان ما هم سیر تکاملی را طی کرده بزرگ می شود تکامل می یابد و نهایتا میمیرد.سوال اینجاست ایا سیستم نیرومند فیزیکی وانتزاعی یک واحد مطلق است ویا اینکه برای هر کدام ازجها نهای موازی دیگرسیستم های نیرومند فیزیکی وانتزاعی جداگانه بر اونها از لحاظ فیزیک کوانتوم مطرح است .ایا اصلا در فیزیک کوانتوم مفهوم وخاصیت انتزاعی ماده وانرژی مورد بحث قرار گرفته است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.این واحد مطلق فیزیکی و انتزاعی افرینندگی ویا چند واحد جداگانه برای هر کدام از جهانهای دیگر وجودشان را از چه سیستم های فیزیکی وانتزاعی دیگر وام می گیرند واین سلسله مراتب چقدر ادامه بیدا میکند?واین سیتسم نیرومند با ظرفیت بالقوه اولیه وامکانات طبیعی وفیزیکی بی نظم اولیه با بوجود اوردن عناصر حیات به زبان عامیانه باد خاک واتش واب به تدریج شبه نظم در عالم بوجود امده است.واین امکانات طبیعی وفیزیکی باعث بوجود امدن احتمالات زیستی-شیمیایی وفیزیکی در عالم شده است وانسانها وهر گروه ازانسانها مانند خانواده های گروههای زبانی که در زبانشناسی مطرح است دارای خصوصیات ظاهری و رفتاری وگفتاری ویژه هستند.چگونه تنوع انتزاعی افکار انسان با توجه به فیزیک کوانتوم قابل بحث وبررسی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نقش همتاسازهای نخستین که اجداد مولوکول دی ان ای هستند در علم فیزیک کوانتوم چگونه می تواند باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ایا به غیر از بحث فیزیک کوانتوم ونبود امکانات اولیه افرینندگی احتمال رخ دادن هیچ مطلق وجود داشت وبه جای اینکه ما همه چیز داشته باشیم مکان وزمان هیچ چیز هیچیزی احتمال وجود خود راتجربه می کرد وبنابراین انسان وموجودات فرا زمینی هم وجود نمی داشت تا این هیچ چیز را درک یا فرا درک کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟///

    • سلام دوست عزیز. پیرو توضیحات شما سوالاتی داشتم.

      توضیح شما درباره احد درست اما 1. خدا در تفکر دینی واحد هم شمرده شده است. 2. احد بودن خداوند باعث ایجاد مسئله دوئل (ر.ک والتر استیس) میشود. یعنی با بینهایت فرض کردن خداوند تکلیف بقیه موجودات چه میشود؟ اگر خدا نباشند، خدا قید میخورد و اگر خدا باشند که قابل قبول نیست..برای آن چه پاسخی دارید؟

      ضمنا من یک ابهامی هم راجع به صحبت های دکتر نیری داشتم و آن اینکه ایشان در ابتدا گفتند ممکن است علم روزی مداخله گری خداوند در طبیعت را کشف کند پس چرا با قطعیت اعتقاد به مداخله خداوند را خرافه گرایی مینامند. اگر به حرف خود ملتزم باشند که طبق کلام خودشان باید باشند، نمیتوان معتقد شد که اعتقاد به مداخله خداوندو .. بدون هیچ تردیدی باطل و هیچ گاه هم اثبات نخواهد شد. ممنون خواهم شد از آقای دکتر و دیگر دوستان که ابهامات را پاسخ دهند.
      bahremandpour@gmail.com

  5. من هنوز این برنامه رو تماشا نکردم ولی از کامنت ها مشخصه بدجور زدید تو برجک این مسلمون های عقب افتاده.
    به سهم خودم ازتون تشکر میکنم بابت شجاعتتون. آدمهایی مثل شما اسمشون تو تاریخ میمونه نه احمق هایی مثل دکتر حسابی و بقیه..
    همیشه پیروز باشید.

    • با چ جراتی دکتر حسابی رو احمق میدونی ؟؟؟ … تویی ک بزرگی دکتر حسابی رو درک نمیکنی … برات متاسفم ک خودت رو برتر از دکتر حسابی میدونی

  6. داریوش آرمان

    مذهبی ها یک ویژگی مهم دارند و اون مصونیت در برابر هرگونه استدلال و منطق هست.
    شما یک میلیون دلیل علمی براشون در رد عقیده شون بیاری، ذره ای به حالشون فرق نمیکنه.
    ایمان همینه. ایمان یعنی من چشم و گوش و عقلم رو دربست بذارم تو صندوق و هرچی بزرگان دینم گفتند اونو بپذیرم.
    حالا این به اصطلاح بزرگان از کجا معلوم راست گفته باشند اون دیگه مهم نیست.
    مهم اینه که اعتقاداتم به من لذت میده. لذت برحق بودن.
    این که فکر کنم از بین ۷ میلیارد جمعیت کره ی زمین من و هم کیشانم فقط درست فکر می‌کنیم به من لذت میده.
    این که فکر کنم بقیه ی مردم دنیا حق من رو خورده‌اند و خدا روز قیامت دمار از روزگارشون در خواهد آورد به من لذت میده.
    دین برای یک انسان مذهبی یعنی هویتش. یعنی تمام موجودیتش. مسلمه که یک فرد دیندار اجازه نخواهد داد این موجودیت به خطر بیفته.
    یه ویژگی دیگه‌ی دیندارها زودرنج بودن و نداشتن تحمل آرای مخالفه. اونا زود بهشون بر میخوره. هر چه هم آروم و منطقی باهاشون بخوای بحث کنی شما رو بالاخره به بی ادبی و فحاشی متهم می‌کنند.
    اگر انسان دنبال کشف حقیقت باشه و کاملاً با خودش صادق و روراست باشه، باید بپذیره که حقیقت چیزی نیست که جو جامعه اون رو بر فرد تحمیل کنه. حقیقت ارتباطی با جغرافیای منطقه و تاریخ یک کشور نداره.
    شما اگر در یک خانواده‌ی متعصب اسراییلی به دنیا میومدی به احتمال زیاد به سرزمین موعود و کشتن غیر یهودی‌ها فکر میکردی.
    اگه در یک خانواده‌ی متعصب سنی در افغانستان طالبانی متولد میشدی به شیوه‌ی دیگه و اگه در یک خانواده‌ی بیدین در دانمارک متولد میشدی یه جور دیگه فکر میکردی.
    چرا نباید احتمال بدیم که شاید این به اصطلاح بزرگان ما به خطا رفته باشند؟
    آیا ممکن نیست در طی گذشت قرن ها افسانه های زیادی برای این اشخاص به هم بافته باشند تا آنان را موجودات فرا انسانی جلوه دهند؟
    چرا بدون تحقیق و بررسی دروغ‌های مبلغین و پیشوایان مذهبی را باور می‌کنیم؟ دروغهایی مثل این که قرآن کلام خداست و هیچ کس نتوانسته آیه‌ای مثل آن بیاورد. دروغ‌هایی مثل این که قرآن حقایق علمی را پیشگویی کرده که مردم در ۱۴ قرن پیش نمیدانسته اند.
    برای شناخت حقیقت باید ابتدا بپذیریم که چیزی در مورد حقیقت نمی‌دانیم. و بعد با روشی علمی و سختگیرانه همه چیز را بررسی کنیم. تعصب و تنفر چشم انسان را بر دیدن حقایق کور می‌کند.
    رها شدن از تعصبات خودخواهانه اولین گام و مهم ترین گام در شناخت است و البته مشکل ترین گام نیز هست.
    موانع شناخت حقیقت فقط سه چیز است:
    ۱- ترس ۲- جهل ۳- خودخواهی
    بسیاری از مردم می‌ترسند به آموزه‌های دینشان شک کنند و از این رو دنبال حقیقت نمی‌روند. ترس از مردن و عذاب جهنم و ترس از مجازات دنیوی و یک عالمه ترس‌های دیگر باعث میشوند که ما تصمیم‌ها و انتخاب‌های غیر منطقی داشته باشیم.
    بسیاری از مردم دین خود را نمی‌شناسند. از زندگی خصوصی پیشوایان دینشان بی خبرند. مثلاً نمی‌دانند که پیامبرشان در ۵۰ سالگی دختری ۹ ساله را به عقد خود در آورده و یا به دستور او ۷۰۰ نفر را به اتهامی واهی در مدینه گردن زده‌اند. مردم اکثرشان نمیدانند که اعراب چگونه بر ایران مسلط شدند و چه جنایاتی که نکردند. مردم در مورد ادیان دیگر و در مورد تضاد دین و علم چیزی نمیدانند و به غلط فکر می‌کنند که سعادتشان در شیوه‌ی زندگی است که دینشان به آنها میگوید.
    پذیرش این که ممکن است خودشان و یا پیشوایان مقدسشان اشتباه کرده باشند برای بسیاری از مردم دشوار است و این نه تنها در جامعه‌ی مسلمانان بلکه در جوامع معتقد به ادیان دیگر و حتی جوامع بیدین نیز صادق است. اینکه وقتی به عقاید ما ایراد گرفته می‌شود و ما آن را توهین به خود میدانیم چه دلیلی به جز خودخواهی دارد؟

    • یهودیان بنی نظیر را که به قلعه خود پناه آورده بودند پس ا زتسلیم شدن بدستور محمد عرب، در تمام روز یکی پس از دیگری گردن زدند، تعداد اسیرانی که گردن زده شدند بین 600 تا 900 نفر در تاریخ آمده.
      در همان روز محمد عرب به روش همیشگی اش اولین نفری بود که با انداختن عبایش روی زیباترین زن یهودی اسیر او را ملک خود اعلام کرد. دیگر راهزنان وغارتگران عرب پسرکان ودخترکان یهودی را برای تجاوز وفروش بین خود قسمت کردند و همان شب به آنها تجاوز نمودند
      محمد عرب به گواه تاریخ شب همان روزی که شوهر وپدر وبرادر ودیگر خویشاوندان “صفیه” زن یهودی اسیر شده را بدستورش گردن زده بودند به او تجاوز کرد ونامش را عقد نکاح گذاشت . واو یکی از پانزده یا به روایتی بیست زن عقدی محمد عرب شد که علاوه بر سایر بردگان جنسی و زنان اسیری بود که هر زمان میل می کرد به آ‌نها تجاوز می نمود

      • شما اگر از خودتان مطالب بالا را ننوشته اید و تخیلی نیستند لطفا منبع و ماخذ آنرا ذکر فرمایید؟

  7. درود

    من در طول زندگیم یه چیز رو خیلی خوب فهمیدم اینه که احمق ترین آدمهای کره زمین آدمهای مذهبی هستند یعنی در کل نفهم هستند اصلا وقتی باهاشون حرف میزنی و بخای یه چیزی رو بهش ثابت کنی اصلا درک نمیکنند . اصلا ببینید مغزشون مال خودشون نیست و من یک کلمه برای تعریف این جور آدمها بقولی میشه بگی اختراع کردم فقط یک کلام این آدمها زامبی هستند و تمام….

    با تشکر از برنامه مهبانگ اقایان دکتر نیری و هلاکویی

    • شما در طول زندگیتون انگار این رو خوب فهمیدید که کی احمق هست و کی نیست
      اما یک چیزی رو نفهمیدید، قطعا نفهمیدید
      هر آدمی با هر عقیده ای
      خدا پرست یا ضد
      مسلمان، مسیحی یا یهودی
      و …
      همه دارای عقاید خودشونن و لازم هست که به اون عقاید احترام گذاشت
      در مورد این مسئله که شما میخواید چیزی رو ثابت کنید و اونها اصلا درک نمیکنند،
      همین هست که من میام اینجا و این حرف ها رو میزنیم شما هم آخر همونی که هستی میمونی
      آیا تا حالا حرف های یک فرد واقعا مذهبی که در عقایدش زیاده روی های اشتباه و غلط نباشه گوش کردین؟
      خودتون هم به حرف های اونا گوش نمیدین
      و مطمئنا چیزی به نام انسانیت در همه هست
      اما بعضی ها اون رو تربیت کرده و دارند
      بعضی ها هم با حیوان فرقی ندارند و انسانیت در آنها مرده
      به هر حال اینکه در شما هنوز اخلاق انسانی هست یا نه رو من نمیتونم نظری بدم اما
      این رو بدونید که در مورد انسانی نباید اینگونه سخن گفت(احمق، نفهم و …)
      من خودم با بخشی از حرف شما موافقم و با این افراد مواجه شدم
      و اینکه بعضی ها اصلا حاضر نیستند به حرف فقط گوش بدند
      اما این برای همه نیست(شما که کلا میگید آدم های مذهبی…یعنی حتی اون مسیحی و یهودی…احتمالا شما آدم خیلی فوق العاده ای هستید که اینطور حرف می زنید)
      به هر حال خدا یک روز به همه ی ما حقیقت رو نشان خواهد داد
      هم به اونکه خدا رو قبول داره
      هم اون کسی خدا رو کنار گذاشته

    • شما با مغز خودت الآن داری توهین میکنی؟

  8. با سلام خدمت آقایان محترم آقای فروزنده، جناب پرفسور نیری و جناب دکتر هلاکویی

    در خصوص سوال جنابعالی در مورد اینکه خدا چیست، کجاست و در ادیان ابراهیمی چه تعریفی دارد، عرض شود که تعریف آنها با دستاورد و نظریه اخیر پرفسور هاوکینگ بسیار گرامی، مبنی بر اینکه جهان از هیچ بوجود آمده، مغایرتی ندارد.
    همگی به مرتبه ای از هستی که این جهان مادی، تجلی یا مانیفست آنست، اشاره نموده، آنرا که با نامهای مختلف از آن یاد شده، ریشه این جهان و در نتیجه بالاترین مرتبه وجود میدانند.
    پرفسور هم خواه نا خواه با این نظریه، ریشه ای برای جهان قائل شده اند اما شاید آنرا ریشه و بالاترین مرتبه وجود ندانند.
    عرفای ایران هم در مکتوبات خود، آنرا با نامهای ” هیچ”، نیستی یا عدم خوانده اند ” هیچی” که به ترتیب از انفجار بزرگ تا انسان، تجلی پیدا کرده که این تجلی هنوز در حال انبساط بوده و طبق نظریه پرفسور، این انبساط به حد ماکسیمم خود خواهد رسید سپس منقبض شده و به نقطه آغاز باز خواهد گشت.

    “آنگاه که آسمانها را چون طوماری در هم پیچیم و به نقطه آغاز آفرینش باز گردانیم”.. آیه ای در قرآن کریم..

    از آنجا که “هیچ”، ریشه و حقیقت جهان خوانده شد، نه تنها از این بخش ظاهر، جدا نبوده و بخشی از هستی میباشد بلکه اساسی ترین بخش آن بوده و اصالت و اعتبار با آن است لذا آنرا خدا نامیده اند.پس ما تنها با یک مقوله برای بحث و بررسی روبرو هستیم و آن ” هستی” است در مراتب.مرتبه ای که اکنون ما در آن زندگی میکنیم، صورت آن معنی(باطن) یا بقول پرفسور” هیچ”است.
    داستان آفرینش در ادیان، به طرح و برنامه و پشت صحنه و در واقع به ترتیب این ظهور پرداخته است اینکه چنین جهانی که هر ذره در آن، جایگاه و جهتی مشخص داشته و بقول مولوی از مکان و شرح برنامه خود خارج نمی شوند و به این ترتیب رعایت ادب می کنند و لذا جهان پر نور شده(از ادب، پر نور گشتست این فلک)، بدون شک طرحی داشته که این طرح از هوش و عقلی عظیم بیرون آمده و این هوش حتما در اختیار منبعی ست و هر نامی که داشته یا دارد، بدانیم که بالاترین مرتبه وجود و حقیقت مطلق است.چرا که ریشه است، همه چیز از اوست لاجرم به او بازگشته و و در حقیقت به او خواهد پیوست.
    قیامت:
    اما این بازگشت به یکباره و بلا فاصله پس از مرگ، صورت نمی گیرد چنانکه بلافاصله هم ظاهر نشده و همانطور که اشاره شد، ابتدا طرحی پیاده شده و ضمنا چون این مرتبه با آن هیچ که مرتبه اعلاست، یکی نیست بنابراین سیری نزولی داشته و این سیر نزولی،تا حدی بوده و انتهایی داشته که انتهای نزول صفات، پایین ترین رتبه امکان یا قطب اسفل نام گرفته است و پس از آن، سیر صعودی و بازگشت بسوی مبداء آغاز شده که این جهان ظاهر در مراحل آغازین این سیر صعودی و چنانکه شاهد هستیم، دو قطبی میباشد( خوب- بد، مثبت-منفی):
    خیر و شری را به هم آمیختند/وین جهان خوب و بد آویختند. مولوی
    اینکه از کجا بدانیم این جهان در مراحل آغازین این سیر صعودی ست، باید گفت بازگشت و پیوستن به مبداء، بدلیل آلایشهای پنداری، گفتاری و کرداری ما که در زندگی کنونی، آنها را جمع آوری کرده و در وجود ما ثبت و ضبط میشوند ، باید در مرحله ای فیلتر شده(دوزخ) سپس به مرحله بعدی که مرحله مهیا شدن(بهشت) برای ورود و به عبارتی صحیحتر، پیوستن به مبداء که بی آلایش بوده و مرحله وحدت، منزل،حقیقت یا جایگاه حقیقی و غایت آرزوی دل ماست، وارد شویم.پس از آنجا که بعد از مرگ، مراحلی در پیش روست، میتوان گفت در مراحل آغازین سیر صعودی هستیم.

    از رگ گردن به شما نزدیکتر هستیم:
    او با قوانینی که حاکم بر جهان هستند و خود، آنها را وضع نموده و همچنین از آنجا که تجلی او(این جهان) که تنها یکی از بی نهایت تجلیات اوست، به انسان ختم شده( جهان انسان شد و انسان جهانی.. شبستری)، ما را در بر و ما او را در بر داریم،لذا در کنار ما و از رگ گردن به ما نزدیکتر است.
    فیض او هر لحظه بر ما جاریست و اگر فاصله ای بین مان پیش آمده، نتیجه غفلت و جهل یعنی بی خبری انسان بوده است وگرنه بقول مسیح(ع)، پشت در ایستاده و در را می کوبم(با فیض) هر کس در را باز کند( به حضور و فیضان من توجه کند) به قلب او وارد خواهم شد( با آن توجه، کم کم به حس حضور من در کنارش رسیده) و اگر در من بماند، این حس، نهادینه شده و همیشگی خواهد بود (فاصله از میان خواهد رفت).
    لذا دعوت به عمل آمد که: حی علی الصلاه(بشتابید بسوی برقراری ارتباط با مبداء) و به این ترتیب بشتابید بسوی شکوفایی و رشد( حی علی الفلاح) و بشتابید بسوی انجام این بهترین کار که همانا برقراری همین ارتباط است تا به لطف و مدد خودش ، حضورش را در خود و در بیرون از خود ودر کنار خود، احساس و رفته رفته به درک آن نائل شوید(ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم) کافیست یاد کنید(الا بذکر الله تطمئن القلوب) بدرستیکه با یاد خدا(توجه به حضورش تا رسیدن به حس حضور او همین لحظه همینجا)، اطمینان و قوت قلب حاصل و آرامش در دلها می نشیند.

    اعجاز:
    گاهی پاسخ به خواهش یک خواهانی ست که در حالت اضطرار قرار دارد(مضطر شده) یعنی از تمام کمکهای زمینی قطع امید کرده و بریده و با حالتی درمانده پاسخ نیازش را از منبعی که می داند یا نمی داند چیست می‌طلبد.
    این حالت اضطرار باید به حد تعریف شده وقوع اعجاز برسد تا معجزه صورت گیرد.
    گاهی پاسخ به ایمانی راسخ یا همان درجه تعریف شده برای وقوع اعجاز است.
    گاهی شنیده یا دیده میشود که در فلان جا از گوشه و کنار جهان، اتفاق عجیب و دور از باوری افتاده که شاید به نظر، ملاک خاصی نداشته باشد اما آنهم ملاک و تعاریف خود را دارد و هیچ چیز در جهان خارج از قانون رخ نمیدهد.
    نکته ای که در این مورد حائز اهمیت است این است که اعجاز در هر صورت، هدفمند بوده و هدف از آن، به تفکر واداشتن انسان از سوی حقیقتش در رابطه با شناخت جهان پیرامون و نوعی دعوت به خویشتن و شناخت خود است اینکه من کیستم، این جهان چیست و ما چه رابطه ای باهم داریم.
    گرچه آن منبع و مبداء، از انسان انتظار دارد که با مشاهده خود و جهان اطرافش ، خودش این پرسشهای فطری را که دایم به او نهیب میزنند، رها نکرده و در راه یافتن پاسخ آنها بکوشد نه اینکه از راه اعجاز توجه او را به پرسشها جلب کند. هر کس که توسط مسیح شفا میافت، از سوی او به خود ارجاع داده میشد. به هر کسی که شفا میافت، می گفت: برخیز و برو که ایمان تو، تو را شفا داد. به این ترتیب توصیه میکرد که فرد به خود مراجعه و در شناخت خود تلاش کند باشد که منبع اصلی را بیابد چون مسیح خبر داشت که” هوالشافی” و نه هیچ شخص یا چیز دیگری…
    به هر کجا عدم آید، وجود ،کم گردد
    زهی عدمی که چو آمد، از او وجود افزود….مولوی

    با آرزوی توفیق الهی برای شما دانشمندان عزیز که افتخار بشر هستید…

  9. سلام خدمت دانشمندان گرامی
    جناب هلاکویی در خصوص داستان آفرینش، به بشر که دوران کودکی را پشت سر میگذاشته، بیشتر از قصه میتوان گفت؟… البته قصه ای که بشر کهنسال امروز هم هنوز قادر به کشف رمز آن در زمینه خودشناسی، نبوده است…

  10. سلام
    چه بخواین چه نخواین در برابرافکار و اعمالمون پاسخگو باید باشیم.پاسخگو به وجدان یا کائنات یا خدای بی همتا.

  11. من که از آشفتگی روانی وزبان بازی و وجنات شاعرانه و حال وهوای صوفیانه و سیر عرش و فرش عارفانه مولوی زدگانی که در عالم لاهوت خیالشان سیر می کنند واز ناسوت می گویند وآسمان وزمین را به هم می بافند تا زلف که هیچ به ریسمان آسمانی بیاویزند ، کلی خندیدم وبه حال زار ملتی که چنین زبان بازان تردست و دلفریب دین زده ای برای گمراهی جوانان ساده دل وکم تجربه تولید کرده افسوس خوردم

    که, هیچ استون هاوکیز, یکدفعه یار دل آرای آسمانی می شود و در غالب شخصیتی همه چیز دان و متفکر وهمه کاره ظاهر می گردد
    که باید با او راز ونیاز کرد و دل در گرو زلف پیچ در پیچش نهاد واز خود تهی شد

  12. شیعه یعنی برا دخترا با تمام وجو تلاش کنه نزار یک زره خار بر ه تو دستش شما قران و نهج بلاغه حدیث اها نگا کنید نه رفتار غلت دیگران مسلمون باید زرنگ بااشه قران وحدیث رفتار غلت دیگران نگاه نکید
    به ظرم من یک دستگاه چیپیس همراه دخران باشه هر موقع کوچترین ظلم بهشون شد دستگاه دکمه بزنند چه در خانواده وچه جاهادیگه روشن کنند وپلیس ظلما بشدت بزنه

  13. به نظر من طلاق دادن خدا طلاق دادن زندگیست.روان انسانها شدیدا نیاز به خدا دارد.بدون اعتقاد به خدا انسان افسرده می شود.ما چوره ای نداریم جز اینکه بپذیریم یک ذات هوشمند موجب شاهکار آفرینش شده است و صد البته درک ماهیت این ذات هوشمند برای ما امکان پذیر نیست.

    • داریوش آرمان

      ما انسان‌ها از بچگی مغزمون رو با عقاید دینی شستشو میدن. چیزی که بارها و بارها در سنین کودکی بهمون القا بشه، نوعی وابستگی در ما ایجاد می‌کنه. یه جور اعتیاد. عقاید دینی کاملا تأثیراتی مانند اعتیاد به مواد مخدر در انسان ایجاد می‌کنند. ما به عقیده‌ی دینی و خدا و سایر خرافه‌ها معتاد میشیم. اگه خدا رو بزاریم کنار ممکنه احساس پوچی و افسردگی به سراغمون بیاد. همین احساس رو یه معتاد که داره ترک می‌کنه هم داره. عقاید به ما لذت میدن. خیلی لذت داره که فکر کنی بعد از مردن باز هم زنده میشی و میری بهشت. خیلی لذت داره که آدم فکر کنه دوباره عزیزانی که سالها قبل مردند رو دوباره می‌بینی. خیلی لذت داره که فکر کنی کسانی که بهت ظلم کردن یه زمانی همه‌شون تو آتیش جزغاله خواهند شد.
      کنار گذاشتن خدا یعنی چشم پوشی کردن از همه‌ی این توهمات لذت بخش.
      کنار گذاشتن خدا یعنی این که قبول کنی مسئولیت زندگیت در دستان خودته.
      و این پذیرش مسئولیت برای آدمهای تنبل و مذهبی بسیار سخته.
      زندگی معنایی بسیار ژرف‌تر از چیزی داره که ادیان به ما میگن.
      معنای زندگی رو خود ما باید بسازیم. این که فقط چند دهه بیش‌تر زنده نخواهیم بود به ما این بینش رو میده که از این مدت کوتاه زندگی حداکثر استفاده رو بکنیم. تنها چیزی که میتونه در این مدت کوتاه عمر برای ما ارزش داشته باشه اینه که عشق بورزیم و دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنیم.

      • به نام خالق کیهان
        موجودات دو دسته اند یا ممکن الوجودند یا واجب الوجود که واجب الوجود همون خداست.
        اگر موجود واجب الوجود وجود داشته باشد پس خدا هست.
        اگرموجود مفروض ممکن الوجود باشد سه حالت وجود دارد:
        1. در سلسله ای از موجودات قرار میگیرد که تسلسل محال است
        2. در دوری از موجودات قرار میگرید که دور هم محال است
        3. در سلسله ای مختوم به واجب الوجود ختم میشود که امکان دارد. پس خدا وجود دارد

  14. از نظر من سطح علمى دكتر هلاكويى در مورد جامعه شناسى و روانشناسى عاليه ولى متاسفم كه غرور اينكه مورد تمسخر قرار نگيره بد جور ايشان رو به انكار خداوند متعال مجبور كرده متاسفم كه اصلا خداشناس نيست

    • داریوش آرمان

      خداشناس نیست؟ آخه مرد حسابی! چیزی که وجود نداره چه جوری باید بشناسی؟ مگه برای هر توهم و خیالبافی باید رشته‌ی چیز شناسی باز کنند؟

  15. يه يرى به رياضيات قران بزنند بد نيست كه بسم الله الرحمن الرحيم ١٩حرف دارد و اكثرا تعداد حروف قران به عدد ١٩ قابل تقسيم هست .اگه ميتوانند اعجاز عددى قران رو منكر بشوند.

    • داریوش آرمان

      در بین چند هزار آیه ممکنه بتونی مثلاْ ۵۰ مورد پیدا کنی که یه جوری به ۱۹ مربوط بشه. اگه برای عدد ۲۳ یا ۳۵ یا هر عدد دیگه هم بخوای میتونی موارد زیادی پیدا کنی. این کجاش معجزه است؟ خیالت رو راحت کنم. من هم یه زمانی تحت تأثیر دروغ‌های مبلغین مذهبی به چنین چیزایی باور داشتم. اما شک من زمانی شروع شد که معنای آیات قرآن رو با حقایق علمی مقایسه کردم. قرآن هر جا که وارد مسائل علمی و کیهان شناسی و زیست شناسی شده، کاملاَ گند زده به همه چی. کتابی بی سر و ته که زمین رو مسطح میدونه و اعتقادش بر اینه که در آسمون کوههایی از یخ وجود دارند و شهابسنگ‌ها تیرهایی هستند که خدا برای راندن شیاطین رها میکنه و خورشید در غربی‌ترین نقطه‌ی زمین در چشمه‌ی گل آلود غروب می‌کنه. قرآن میگه آسمون مثل یه سقف بالای زمین بنا شده. در قرآن سلیمان با مورچه و باد صحبت میکنه. خضر پیامبر کودک بی‌گناهی رو می‌کشه فقط به جرم این که در آینده کافر خواهد شد. و هزار جور جفنگیات مضحک دیگه.
      اتفاقاْ کسانی که به قرآن معتقدند، یا چیزی از علوم جدید نمیدونند و یا در قرآن و مطالبش دقت کافی نکردند.

  16. سلام
    یک سوال دارم، عدم چگونه می تواند وجود بیافریند؟ همچنین جهل چگونه می تواند علم بیافریند؟ هوشی که انسانها دارند چگونه خود به خود بوجود آمد حتی اگر این به وجود آمدن در طی زمان طولانی بوده باشد که اسمش را بگذارید تکامل. آیا اگر به شما بگویند که فلان نرم افزار مثلا ویندوز خودش بوجود آمده و پدید آورنده ای ندارد باور می کنید؟ آیا اینها با عقل سلیم مطابقت دارد؟ پس چطور می شود خلقت با اون همه پیچیدگی که دارد و ما هرچه بیشتر از آن می دانیم نادانسته هایمان بیشتر می شود را بدون پدید آورنده دانست. اگر صحبت از علمی بحث کردن هست باید گفت علم از عقل برخواسته و نمی تواند غیر عقلانی باشد و هرچه که غیر عقلایی باشد باطل است. بنابراین به سادگی می توان دریافت که نبود چیزی که آفریننده بوده باشد و خودش آفریده شده نباشد کاملا عقلایی است و نبود آن سبب می گردد بسیاری از موارد بی پاسخ و غیر عقلانی گردد. من اسم آن پدید آورنده خلق را خدا می گذارم شما هر اسم دیگری دوست داشته ای بگذارید، فرقی نمی کند مهم این است که وجودش روشن تر از خورشید و واجب تر از هواست برای تنفس.
    (هرچند ما قادر به فهم عدم نیستیم چون موجودیم و وجود و عدم دو سر تناقض هستند که نمی توانند به یکدیگر تبدیل شوند و یا همدیگر را بفهمند) اما دوستان لطفا در ذهنتان عدم را فرض نمایید بعد ناگهان فرض نمایید که در آن چیزی مخلوق شد و بوجود آمد. آیا این عقلانی است؟ آیا می شود؟ این فرض مضحک دقیقا پایه و اساس مثلا علمی کسانی است که به وجود خداوند اعتقاد ندارند و می گویند خلقت از هیچ بوجود آمده است. هیچی یعنی هیچی یعنی حتی قوانین فیزیک هم وجود ندارد. اصلا همین قوانین دقیق فیزیک و ریاضیات از کجا آمده اند؟

  17. چیری که پست مدرنیسم میگه مفسرا ن بر این باورند هیچ تفسیری جهان وجود نداره یا عدم وجود خدا یا برعکس نمیشه ثابت کرد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top