Home / مقالات علمی / کیهان / کیهان‌شناسی / جهان‌بینی و نگرش کیهانی
جهان‌بینی و نگرش کیهانی

جهان‌بینی و نگرش کیهانی

گردآوری و ترجمه: آرش آریامنش

 

مساله اصلی برای آفرینش این است که انگار نیازمند نوعی ”برون بود” است. چیزی در بیرون سیستم! تا برای ایجاد شرایط لازم برای پا به هستی گذاشتن سیستم از پیش وجود داشته باشد.

معمولن این همان جایی است که مفهوم آفریننده ”نوعی عامل بیرونی موجود جدا از فضا زمان” و در واقع از خود واقعیت فیزیکی وارد می‌شود. چون انگار باید مسوولیت همه چیز را گردن کسی انداخت. ولی به نظر من از این جنبه آفریننده به صورت جواب معنایی به نسبت سطحی برای پاسخ ژررف آفرینش در میاید. مثلن می‌شود در مورد اخلاق صحبت کرد .

آیا اخلاق یک مفهوم بیرونی و مطلق است ؟ یا تنها درون چارچوب زیست شناسی و محیط شناسی ما به دست میاید .
اگر کسی مانند بسیاری از افراد باورمند استدلال کند که بدون وجود آفریننده درست و نادرستِ غایی نمی‌تواند وجود داشته باشد. یعنی اینکه افریننده برای ما تعین می‌کند. چی درسته چی غلط آن‌گاه می‌توان این پرسش‌ها را برای این افراد پیش کشید: اگر آفریننده فرمان داده که کشتار و تجاوز از نظر اخلاقی پسندیده است چه میشد؟ چه بسا تمایل داشته باشیم که استدلال‌های مشابه رابرای آفرینش گیتی خودمان به کار بریم. اما قواعد فیزیک آفرینش از کجا میایند؟ آیا از پیش تعین شده بودند؟ در ظاهر قضیه دو امکان وجود دارد که هر کسی به ذهنش می‌رسد: یا آفریننده یا موجودی برتر اون بیرون است که مقید به این قواعد نیست و بیرون از انهاست و آن‌ها را تعین میکند خواه از سر هوس و یا از قصد قبلی… یا اینکه آن قوانین و قواعد از نوعی مکانیسم طبیعی تر برخوردار هستند تا اینکه ماورایی باشند.

هزاران سال است بین فلسفه و دین افراد زیادی از روشنفکر و مغزهای درخشان گرفته تا افرادی که به الوهیت اعتقاد دارند مداوم بر سر جدل بر این موضوع بودند تا استنتاجی باورمند نسبت به طبیعت داشته باشند و فردی را مسئول یک نظم در کیهان بدانند… اما هیچ یک از آنها در طول تاریخ به اندازه مایی که در زمان حال زندگی می‌کنیم از کیهان با اطلاع نبودند… جهشی که در یک صد سال اخیر در قرن 20-21 به دست آوردیم در زمینه فیزیک کیهان شناسی و مکانیک کوانتوم ما را اگاه تر کرده است… همیش سوال بر این بوده که چگونه ممکنه کیهانی از هیچ به وجود بیاید. اصلا چطور میشه که یک چیز از هیچ به وجود بیاید ؟ پیش از افرینش چه چیزی میتوانسته موجود باشد ؟ قاعده ی متافیزیک که در آن گفته میشود (از هیچ چیزی به دست نمیاید) در علم هیچ جایگاهی ندارد؛

ولی باز با این وجود این افراد در حوزه فلسفه دین و علوم متافیزیکی سعی میکنند ایده های خود را به هر نحوی توضیح و توصیف کنند تا هر چیزی غیر از امکان پذیری اسمانی را کنار گذارند. حتی با سواستفاده از مفاهیم علمی وقتی قوانین کیهان ما از روی تصادف به وجود آمدند و فرگشت یافتند و ما نیز شاید مانند میلیون‌ها تمدن دیگر محصولات جانبی این فرگشت و فرایند 14 میلیارد ساله باشیم. آن‌گاه هیچ علت مشخصی برای گیتی ما وجود ندارد و برای این چنین کیهانی به هیچ مکانیسم فراطبیعی نیاز نیست. ما هنوز نمی‌دانیم ایا برای کیهان ما و موجودیتش آیا قانون بنیادینی وجود دارد یا خیر قانونی که همه چیز را شرح دهد .

از طرفی برای هر کسی که با موضوع گیتی از هیچ روبه رو می‌شود این مفهوم برایش دل سرد کننده پوچ و بی‌هدف است. کیهان شناسی نوین ما را به جایی رسانده که ایده‌هایی را در نظر بگیریم که حتی یک سده پیش نمی‌شد فرمول‌بندی کرد و کشف‌های بزرگ قرن 20-21 نه تنها جهانی را که در آن به سر میبریم دگرگون کرد، بلکه درک ما از جهانی یا جهانهایی که هست را زیرو رو کرد. به‌همین دلیل هست که امروز فلسفه سرانجام به خودی خود از پرداختن به پرسش‌های به راستی بنیادی که ما در باره هستی سردرگم می‌کنند باز میماند. تا زمانی که چشم‌مان را باز نکنیم و نگشاییم و نگذاریم طبیعت صاحب اختیار باشد… محکومیم که از نزدیک‌بینی خود سرخوش باشیم.

 

منبع: کتاب جهانی از عدم (لاورنس کراوس) 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top