Home / ویدیوهای آموزشی / خوددوستی و رشد جامعه

خوددوستی و رشد جامعه

– تصویری که ما از ظاهر خود در فرهنگ عمومی داریم چقدر مهم است؟
– چگونه تصویر ذهنی بد ما از خود، می‌تواند مانعی در برابر موفقیت‌های تحصیلی‌مان باشد ؟
– چرا اگر فکر کنیم زشت هستیم برای‌مان بد است؟

باسپاس از:‌
بابک عزیزافشاری(مترجم) ـ لیلا عطایی(بازنگری)

دریافت فایل تصویری

متن کلیپ:

این برادرزاده ام، استلاست. تازه یه سالش تموم شده و شروع کرده به راه رفتن. و راه رفتنش آرومه مثل بچه های یک ساله، مثل اینکه داره عقب و جلو میره، بدنم از پاهام تندتر میره. واقعاً شگفت آوره. و یکی از کارایی که همزمان دوست داره بکنه اینه که تو آینه به خودش زل بزنه. عکس خودشو خیلی دوست داره. می خنده و جیغ میکشه، و این شکلی ماچ های گنده آبدار از خودش برمیداره. زیباست. ظاهراً همه دوستاش این کارو میکنن و مادرم میگه منم این کارو میکردم، و این منو به فکر برد: کِی این کارو متوقف کردم؟ کِی یهو به نظرمون میرسه دیگه قیافه خودمونو دوست نداریم؟
چون دوست داشتنی به نظر نمیرسیم. هر ماه ده هزار نفر توی گوگل می نویسن، “آیا من زشتم؟” این فِی که ۱۳ سالشه و دِنوِر زندگی می کنه. و مثل هر نوجوان دیگه ای، فقط میخواد دوستش داشته باشن و تأییدش کنن. الان یکشنبه شبه. داره واسه هفته بعد و مدرسه آماده میشه. و کمی ترسیده و یه ذره گیج شده چون با اینکه مامانش مرتب بهش میگه که اون خوشگله، هر روز توی مدرسه، یکی بهش میگه اون زشته. به خاطر تفاوت بین چیزی که مامانش میگه و چیزی که دوستاش یا هم سن و سالاش توی مدرسه میگن، نمیدونه حرف کی رو باور کنه. پس از خودش فیلم میگیره. اونو میفرسته یوتیوب و از مردم میخواد لطفاً نظر بذارین: “من خوشگلم یا زشتم؟” خوب، تا حالا، فِی بیشتر از ۱۳٫۰۰۰ نظر گرفته. بعضی از اونا خیلی زننده هستن، ارزش فکر کردنو ندارن. این یه دختر نوجوان معمولیه که این جواب رو در یکی از آسیب پذیرترین دوره های زندگی ش میگیره. هزاران نفر از اینجور ویدئوها میفرستن، بیشتر دخترای نوجوان، به این روش درخواست می کنن.

ولی چی باعث میشه این کارو بکنن؟ خوب، نوجوونا این روزا کمتر تنها هستن. مجبورن آنلاین و همیشه در دسترس باشن، در حال صحبت، رد و بدل پیام، نظر دادن، به اشتراک گذاشتن، ارسال مطلب– این هرگز تموم نمیشه. قبل از این هرگز اینطوری در ارتباط نبودیم، اینطور مداوم، اینطور لحظه ای، اینطور در سن پایین. و همونطور که مادری به من گفت، مثل اینه که هر شب تو اتاق خوابشون یه مهمونیه. به سادگی هیچ حریم خصوصی ای در کار نیست. و کنارش فشار بی امانی از طرف جامعه هست. این محیط همیشه حاضر، به بچه های ما یاد میده به خودشون نمره بدن براساس تعداد لایک هایی که میگیرن و نوع نظراتی که دریافت می کنن. هیچ تفکیکی بین زندگی آنلاین و آفلاین نیست. چه چیزی واقعیه و چه چیزی نیست، سخت بشه تفاوت بین اونا رو گفت. و همچنین خیلی سخت بشه تفاوت چیزی که معتبره و چیزی که دستکاری دیجیتال شده رو گفت.
چیزی که تو زندگی یه نفر برجسته س در مقابل چیزی که تو زندگی روزمره عادیه. و اونا برای خلاقیت به کجا نگاه می کنن؟ خوب، امروز میتونین انواع عکسها رو تو خبرخوانهای دخترا ببینین. بیشتر شوهای لباس پر از مدلهای لاغر هستن. ایربراش (آرایش با قلم بادی) عادی شده. و گرایش هایی مثل هشتگ عکس های لاغری(thinspiration)، رانهای فاصله دار (thighgap)، بیکینی بریج (شکم لاغر و بیرون زدن استخوان لگن) و پروآنا (لاغری مفرط). اونایی که نمیدونن، پروآنا یعنی شکل خفیف آنورکسی (بی اشتهایی). این گرایش ها با رفتارهای کلیشه ای و ظاهر وقیح زنان در فرهنگ عامه امروزی همراهه. دیدن چیزی که دخترا خودشونو با اون مقیاس می سنجن سخت نیست. ولی پسرا هم مقابل این قضیه مصون نیستن. علاقه به خطوط برجسته چانه و شکم ورزشکاری شبیه قهرمانهای بدنسازی

و ستاره های موسیقی پلی بوی. ولی همه این چیزا چه مشکلی داره؟ خوب، مطمئناً ما میخوایم بچه هامون افراد سالم و متعادلی بشن. ولی در فرهنگی که به شکل و قیافه وسواس داره، ما بچه هامونو طوری بار میاریم که وقت و فکر بیشتری صرف ظاهر خودشون می کنن و بقیه جنبه های هویت خودشون رو فدا می کنن. خوب، چیزهایی مثل روابطشون، تواناییهای جسمی، و درسشون و بقیه چیزها لطمه می بینن. حالا شش تا از هر ۱۰ دختر ترجیح میدن کاری نکنن چون فکر می کنن ظاهرشون به اندازه کافی خوبه. این فعالیتها بی اهمیت نیستن. این فعالیتها برای رشد اونها به عنوان انسان و به عنوان اعضای جامعه و نیروی کار ضروری هستن. سی و یک درصد ، تقریباً یکی از هر سه نوجوان، در بحث های کلاس شرکت نمی کنن. اونا در بحث کلاس شرکت نمی کنن چون نمیخوان با ظاهر خودشون جلب توجه کنن. یکی از هر پنج نوجوان تو روزایی که حس خوبی به کلاس ندارن، کلاً کلاس نمیان. و وقت امتحانات، اگه فکر کنی به حد کافی خوب به نظر نمیرسی، بخصوص اگه فکر کنی به حد کافی لاغر نیستی، به طور متوسط نمره پایین تری میاری در مقایسه با همکلاسیهایی که نگران این موضوع نیستن. و این همه جا یه جوره، فنلاند، آمریکا، و چین، و هیچ ربطی به وزن نداره. خوب، بذارین واضح تر بگم، منظور من اون ظاهریه که فکر می کنیم داریم، نه اونی که واقعاً داریم.
اعتماد به بدن اگه پایین باشه، موفقیت در دانشگاه رو مشکل میکنه. اما به سلامت هم لطمه میزنه. نوجوانهایی که اعتماد به بدن شون پایین باشه فعالیت جسمانی کمتری دارن، کمتر میوه و سبزی میخورن، بیشتر به رفتارهای بیمارگونه ای برای کاهش وزن گرایش دارن که ممکنه باعث اختلالات غذا خوردن بشه. اعتماد به نفسشون پایین تره. راحت تر تحت تأثیر اطرافیانشون قرار میگیرن و بیشتر در خطر افسردگی هستن. و ما فکر می کنیم به خاطر همه این دلایله که خطر چیزهایی مثل الکل و مواد مخدر برای اونا بیشتره؛ رژیمهای سخت؛ جراحی زیبایی؛ روابط جنسی پرخطر در سنین پایینتر؛ و خودآزاری. رسیدن به بدن بی نقص نظامهای سلامت ما رو تحت فشار گذاشته
و برای دولتهای ما هر سال میلیاردها دلار هزینه داره. و از دستش خلاصی نداریم. خانمهایی که فکر میکنن اضافه وزن دارن–باز هم بدون توجه باینکه واقعاً دارن یا نه– بیشتر غیبت دارن. ۱۷ درصد خانمها سر جلسه مصاحبه استخدامی حاضر نمیشن
اگه در اون روز از ظاهر خودشون مطمئن نباشن. یه خرده فکر کنین در مورد لطمه ای که این کار به اقتصادمون میزنه. اگه بتونیم به این معضل غلبه کنیم، چه فرصتی به دست میاریم. آزاد شدن این پتانسیل به سود
هر یک از ماست. ولی چطور این کارو بکنیم؟ خوب، فقط حرف زدن نتیجه ای بیشتر از این نداره. فقط حرف زدن کافی نیست. اگه میخواین واقعاً تغییری ایجاد کنین، باید کاری بکنید. و ما یاد گرفتیم که سه راه اصلی هست: اول اینکه باید اعتماد به بدن رو آموزش بدیم. باید به نوجوانهامون کمک کنیم روش غلبه بر فشار مرتبط با شکل ظاهری رو یاد بگیرن و اعتماد به نفس خودشونو تقویت کنن. حالا، خبر خوب اینه که برنامه های متعددی برای این کار وجود داره. خبر بد اینه که بیشتر اونا مؤثر نیستن. شوکه شدم وقتی متوجه شدم خیلی از برنامه های خوب در واقع به طور ناخواسته موقع اجرا وضعیت رو بدتر میکنن. پس باید به شدت مطمئن باشیم که برنامه هایی که به بچه هامون داده میشه نه تنها اثر مثبتی دارن،
بلکه اثری ماندگار هم دارند. و تحقیقات نشون داده بهترین برنامه ها شش نقطه کلیدی رو پوشش میدن: اولی نقش خانواده، دوستان و خویشاوندان. دومی نقش رسانه ها و فرهنگ افراد مشهور (ستاره ها)، بعد نحوه مقابله با اذیت و آزار و قلدری، نحوه رقابت و مقایسه خودمون با یکدیگر بر اساس شکل ظاهری، صحبت کردن درباره شکل ظاهری– بعضی ها بهش میگن “صحبت بدن” یا “صحبت چاقی”– و بالاخره، پی ریزی احترام و مراقبت از خود. این شش چیز، نقاط مهم شروع برای هر کسی است که به طور جدی میخواد اعتماد به بدن رو به نحو مؤثر یاد بده. آموزش نقش حیاتی داره، ولی برای بر اومدن از عهده این مشکل لازمه همه و تک تک ما قدم پیش بذاریم و الگوهای بهتری برای زنها و دخترها در زندگی خودمون باشیم. وضعیت موجود رو به چالش بکشیم
اینکه در جمع های ما زنان چه جوری دیده میشن و درباره شون صحبت میشه. درست نیست درباره سیاستمدارانمون بر اساس مدل مو یا اندازه پستان اونها قضاوت کنیم، یا اینطور برداشت کنیم که عزم یا موفقیت یه قهرمان المپیک اگه تماشاچی نداشته باشه پایین میاد. باید شروع کنیم افراد رو براساس کارها و رفتارشون قضاوت کنیم،
نه ظاهرشون. همه ما میتونیم با صحبت درباره مسئولیت مون در مورد عکسها و نظراتی شروع کنیم که در شبکه های اجتماعی مون منتشر می کنیم. میتونیم از افراد بر اساس تلاش اونا و اعمالشون تعریف و تمجید کنیم
و نه ظاهرشون. و بذارین ازتون بپرسم، آخرین بار کِی بود که آینه رو ماچ کردین؟ در نهایت، ما نیاز داریم با هم کار کنیم به عنوان جوامع، به عنوان دولتها و به عنوان بنگاههای تجاری تا فرهنگ خودمون رو واقعاً تغییر بدیم تا بچه هامون طوری بزرگ بشن که به تمام وجود خودشون بها بدن، به فردیت، گوناگونی، به رسمیت شناخته شدن، بها بدن. باید افرادی رو که تغییر واقعی ایجاد می کنن اساس قرار بدیم، افرادی که تفاوتی در جهان واقعی ایجاد میکنند. به اونا اعتبار بدیم، چون فقط در این صورت یه جهان متفاوت می سازیم. جهانی که بچه هامون آزاد باشن تا بهترین نسخه خودشون باشن، جایی که شکل ظاهری که فکر می کنن دارن هرگز مانع نمیشه خودشون باشن
یا به چیزی که در زندگی میخوان، برسن. معنی اینو واسه کسی که تو زندگی تون هست تصور کنید. چه کسی رو تو فکرتون دارین؟ همسرتون؟ خواهرتون؟ دخترتون؟ برادرزاده یا خواهرزاده تون؟ دوستتون؟ ممکنه فقط زنی باشه که چند تا صندلی اون ور شما نشسته. معنی این براش چیه اگه از صدایی راحت بشه که از درون ازش انتقاد می کنه، ازش ایراد میگیره که باید قد بلندتر، رانهای لاغرتر، شکم کوچکتر، یا پاهای کوچکتری داشته باشه؟ معنی این براش چی میتونه باشه اگه به اون غلبه کنیم
و این طوری پتانسیل اونو آزادکنیم؟ حالا وسواس جامعه ما درباره شکل ظاهری جلوی ما رو میگیره. ولی بیاین واقعیت رو به بچه هامون نشون میدیم. بیاین به اونا نشون بدیم که شکل ظاهری تون فقط یه قسمت از هویت شماست و واقعیت اینه که ما دوستشون داریم به خاطر کسی که هستن و کارایی که می کنن و حسی در ما ایجاد می کنن. بیاین اعتماد به نفس رو جزو برنامه های آموزشی مون بکنیم. بیاین همه و تک تک ما نحوه گفتار و مقایسه خودمونو با دیگران تغییر بدیم. و بیاین با هم مثل جوامع کار کنیم، از اجتماعات محلی تا دولتها، تا بچه کوچولوهای خوشحال یه ساله ی امروز تبدیل بشن به آدمای مطمئنی که فردا رو تغییر میدن. بیاین این کارو بکنیم. (تشویق)

One comment

  1. ممنون عالی بود

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top