Home / مقالات علمی / عمومی / شك چیست و چه بردی دارد؟
شك چیست و چه بردی دارد؟

شك چیست و چه بردی دارد؟

فیلسوف و متفکر ایرانی “آرامش دوست‌دار”

 

هر ایرانی پس از هزاروچهارصد سال اسلامیت جسمی‌ و روحی نخست باید به‌خودش ظنین شود و در نتیجه به‌ریشه‌های فرهنگی‌اش، به‌ریشه‌های فرهنگی كه او نیز به‌نوبه‌ی خود نشانه‌ی بی‌ثمری و نازایی آن است‌.
باید بدگمانی را از خودش آغاز كند كه مسطوره و مخرجی منفرد از رویداد تاریخ ایران اسلا‌می‌ست‌.
باید از سرگذشت برونی، درونی، شخصی، خانوادگی و اجتماعی خودش آغاز كند، تا برسد به‌گونه‌ها و نهادهای احساسی، ذهنی و روحی دیگرانی كه چون او منفرداتی زنده از این تاریخ و فرهنگ‌اند و چنین رویدادی را به‌نوبه و به‌گونه‌ی خود مستند ‌می‌سازند‌.
باید در هرچه از فرهنگ دینی و ملی‌اش ‌می‌بیند، ‌می‌شنود و ‌می‌خواند به‌تردید بنگرد، برای آنكه عمومن و معنائن جز داستان‌پردازی، نقالی و رجزخوانی نبوده است‌. میان این نمایش‌ها حتا یك مورد نمی‌توان یافت كه پرسیدن را در ما برانگیزد و ذهن ما را برای اندیشیدن بپروراند‌.


باید بنا را براین بگذارد كه قرن‌ها افسون‌زدگی، نابخردی، مَنگی جبلی‌شده، نیرنگ، خوش‌خدمتی و راحت‌طلبی، همراه با خواری و سست‌عنصری در برابر خودكامگی‌ها و پیشوایی‌های فردی و فرقه‌یی دست‌به‌دست هم داده‌اند تا این فرهنگ و موجود ایرانی ـ اسلا‌می آن را پدید آورده‌اند‌.

آنگاه ببیند چگونه با چنین موجودی كه نخست خود او باشد و سپس دیگری ‌می‌توان و باید درافتاد‌. شاید نخستین و تنها ملاك و محك درافتادن در وهله‌ی اول برای «ما بافرهنگ‌ها» این باشد كه ببینیم خود ما به‌عنوان گوینده یا نویسنده‌ی ایرانی چه چیز را به چه منظوری ‌می‌گوییم و ‌می‌نویسیم، از گفتن و نوشتن چه چیز ‌می‌پرهیزیم، حتا در آن ناتوانیم و به چه سبب‌. نكند اصلاً آنچه ‌می‌گوییم و خصوصن ‌می‌نویسیم برای ردگم‌كردن به‌خودمان در مورد خودمان باشد، در مورد آنچه باید نیندیشیده، ناگفته و نانوشته بماند، تا مچ ما به‌عنوان پس‌‌مانده‌های تاریخی كه سراسرش را در لاف وگزاف خود از شكوه دوره‌ی ایرانی و مواهب دوره‌ی اسلامی‌اش آذین بسته‌ایم بازنشود‌. نكند این شگرد چنان در ما عجین شده كه به‌صورت مكانیسم دفاعی و وسیله‌ی مطلق صیانت نفس تاریخی و فرهنگی‌‌مان درآمده است‌. و ما این را به‌روی خود نمی‌آوریم، یا اصلن بدان آگاه نیستیم‌. معنی‌اش در این مورد اخیر البته این خواهد بود كه در نهایـت معصومیت به دروغ شهادت ‌می‌دهیم، با نادانـی و ناآگاهی‌‌مان‌.
در اینصورت باید همین‌جا به‌خودمان بدگمان‌‌تر شویم و بیدرنگ از خودمان بپرسیم:
آیا ‌می‌شود هزاروچهارصد سال ایرانی اسلا‌می بود و دست‌نخورده ماند، معصوم ماند؟

One comment

  1. این شخص نه به یک متفکر و فیلسوف بلکه بیشتر به یک مزدور مسخ شده شباهت داره که مأموریت یافته فرهنگ و اصلالت غنی مرد و کشور خودشو تخریب کنه ، با کمی مطالعه میشه به خزعبل بودن فرمایشات ایشون پی برد ، آیا کسی هست که شک داشته باشه دانش نوین و تفکر علمی ابتدا در قرون وسطا از دانشمندان مسلمان به اروپا منتقل شد؟ آیا کسی هست که دست آورد های دانشمندان مسلمان از خارزمی، ابن سینا، البطانی، بیرونی خواجه النصیر طوسی و ریاضیدانان و منجمان مسلمان بسیاری رو رد کنه؟ و این در حالیه که در اون زمان فرهنگ ها ی دیکه دست آورد چندانی در علم نداشتند ، ارمغان دوره ی پیش از اسلام در کشور ما از نظر علمی و تفکر چی بوده جز آتش پرستی و خرافه گری ؟ التماس کمی تفکر لطفا این افراد گنک و منگ رو به عنوان ایرانی متفکر معرفی نکنید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top