Home / مقالات علمی / شبه علم / فهم عمومی علم و تکنولوژی 4
فهم عمومی علم و تکنولوژی 4

فهم عمومی علم و تکنولوژی 4

نویسنده: عرفان کسرایی

قسمت چهارم: رد آزمون ایموتو ، رد شعور بلورهای آب و شعور کیهانیمقدمه
در چهارمین بخش از مجموعه مقالات “فهم عمومی از علم و تکنولوژی” به یکی از مشهورترین موضوعات علم کاذب (دانش نما، شبه علم یا pseudoscience) در سالهای اخیر می پردازیم. موضوع شعور بلورهای آب و تاثیر افکار و واژگان در ایجاد اشکال هندسی زیبا و زشت، یکی از مجموعه برنامه های موفق در زمینه فریب عمومی در سالهای اخیر بوده که با استقبال زیاد مخاطبان ناآگاه در سراسر دنیا مواجه شده است. در این قسمت با بر شمردن شاخص های علوم کاذب pseudoscience نشان خواهیم داد به چه دلیل ، مبحث شعور و حافظهء آب و تاثیر افکار در شکل بلورها یک دانش نمای کاذب و غیرقابل تایید است. در سال 2003 موسسه جیمز رندی James Randi Educational Foundation یک جایزه 1 میلیون دلاری برای آقای ایموتو تعیین کرد مشروط به آنکه بتواند در آزمایشی دو سو کور Double-Blind (آزمونی که نتیجهء آن مستقل از نظر آزمونگر است) با در نظر گرفتن پروتکل های استاندارد آزمایشگاهی ادعاهای خود را اثبات نماید. برای پرهیز از سوگرایی به علت عوامل مخدوش کننده (confounding bias) و سوگرایی انتخاب (selection bias)لازم است که ادعای آقای ایموتو خود را در معرض چنین آزمونی قرار دهد. و درجه انطباق نتایج این آزمون با واقعیت (Validity (Accuracy مشخص گردد. تنها در این صورت است که میتوان به میزان ثبات نتایج در تکرار آزمون (Reliability (Precision اطمینان حاصل کرد.
فهرست:
4.1 شعور و حافظهء آب، تاثیر افکار در ایجاد اشکال هندسی بلورهای آب
4.2 سوء برداشت و درک نادرست از آزمایش دو شکاف و wave-particle duality
4.3 چرا این ادعا یک دانش نما pseudoscience و علم کاذب است؟
4.3.1انواع آزمون های تجربی
4.3.1.1آزمون های طبیعی
Natural Experiments 4.3.1.2 آزمایشات کنترل‌شده
4.3.2.آزمونهای Blind چیست؟
4.3.2.1. ادعای ایموتو و آزمون های کنترل شده مستقل
4.3.2.2 یکسوگرایی تایید
4.3.2.3یابنده گرایی نمودگرایانه
4.3.3راههای تشخیص شبه علم یا دانش‌نما ( Pseudoscience ) چیست؟

4.1 شعور و حافظهء آب، تاثیر افکار در ایجاد اشکال هندسی بلورهای آب

تا جایی که اطلاع داریم تم اصلی موضوع هوش آب، تاثیر موسیقی بر آب، با احساس بودن آب یا پیام‌های آب، نخستین بار توسط فردی به نام ماسارو ایموتو در ژاپن مطرح شد. وی در کتاب هایی که در این خصوص منتشر کرد (تعدادی از این کتابها به فارسی نیز برگردان شده اند) ادعا نمود که بر اساس آزمایش‌هایش دریافته که آب شعور و احساس دارد. او می‌گوید اگر شما با عشق به یک لیوان آب نگاه کنید و سپس آن را منجمد کنید، بلورهای آن آب زیبا‌تر می‌شوند! یا اینکه آب از گفتن واژه‌های خاص تاثیر میپذیرد و در برابر آن واکنش نشان میدهد! ایموتو مدعی است که روی چندین ظرف آب، تعدادی برچسب چسبانیده و روی برخی از این برچسب‌ها واژگانی با بار معنایی مثبت وخوب مانند سلامتی و دوستی و عشق و قدردانی نوشته و روی برخی دیگر واژگانی با بار معنایی منفی مانند کشتن و خشونت و…، بر این اساس نتیجه گرفته که آب، مفاهیم نوشته روی کاغذها را می‌فهمد و ساختارمولکولی متناسب با آن پیدا می‌کند.

ایموتو میگوید بلور سمت راستی در برابر واژهء مادر ترزا و بلور سمت چپ در برابر واژهء هیتلر ساختارهای زیبا و زشت پیدا کرده اند! ایموتو در آن کتاب مدعی بود که مولکول‌های آب در مقابل کلمات و افکار انسان‌ها سریعاً واکنش نشان می‌دهند . روش آزمایش های وی آنگونه که خود میگوید بدین صورت بوده که مقداری آب را در ظرفی ریخته سپس افکار مثبت یا کلمات زیبا و خوشایند را بر آن آب می‌خوانده و سپس بلافاصله آب را منجمد کرده و از مولکول های یخ عکس میگرفته است . سپس همین کار را با همان آب و این بار با کلمات زشت و افکار منفی تکرار می‌کند . ایموتو بیان میدارد که تصویر اول شکل هندسی شش‌وجهی زیبایی دارد و تصویر دوم تصویری درهم ریخته و فاقد شکل منظم هندسی است. ادعای ایموتو اساساً آزمون‌پذیر است و می توان درستی یا نادرستی آن را به محک آزمون نهاد. امّا تکرارپذیری نتایج آزمایش، موضوع دیگری است که در این فصل به آن خواهیم پرداخت. کذب و صدق ادعای ایموتو در ذی شعور بودن مولکول های آب را میتوان آزمود وعلی‌‌الاصول این ادعا قابلیت آزمون پذیری بین الاذهانی یا بعبارتی تجربه پذیری عام Intersubjective testabilitدارد. امّا دلایلی در دست داریم که نشان میدهد نتایج منتشر شده از سوی ایموتو ، بسیار گزینشی و دستکاری شده و غیرقابل استناد است.
باری، اگرچه بسیاری از دانش‌نماها ابطال‌پذیر refutable نیستند و نمی‌توان نادرستی آنها را در تجربه معین کرد امّا ادعای ایموتو را می توان با انجام یکسری آزمون های مستقل ، رد یا تایید نمود. برای این منظور می‌توان واژگانی چون عشق و قدردانی و نفرت و بیماری را به زبان‌های مختلف بر روی کاغذ نوشت و بر شیشه آزمایش چسباند، اگر در جریان آزمون های تکرارپذیر مستقل، بلورهای ظرف حاوی واژگان مثبت ، زیباتر از ظرف حامل کلمات منفی باشد می توان با یک تقریب به یقین دریافت که محتملاً ذرات آب دارای فهم و احساسات و واکنش آگاهانه نسبت به افکار و کلمات هستند.

فرض کنید شخصی مدعی است که:

رنگ اشیاء در اثر نگاه ما ایجاد می شود
یا
طعم اشیاء در اثر زبان زدن ما بر آنها (چشیدن) ایجاد می شود.

این دو گزاره در عین غیرعلمی بودن همواره قابل اثبات اند. می توان تمام اشیای رنگین و مزه دار را گواه اثبات این فرضیه گرفت. هیچ راه مستقلی برای تعیین رنگ و مزه اشیاء جز دیدن و چشیدن آنها در اختیار نیست و از این رو چنین گزاره هایی به رغم غیرعلمی بودن همواره اثبات می شوند. باین ترتیب، این فرضیات همیشه قابل اثباتند. با این وجود ، نوعی فریب در آنها نهفته است. با رویکرد پوپر در تمیز علم از غیرعلم دو فرضیه فوق ابطال ناپذیر و در نتیجه غیرعلمی اند. به همین منوال ادعای زیر را در نظر بگیرید:

علّت طوفانی شدن دریا، عصبانی شدن نپتون است.

چنین ادعایی علمی نیست زیرا که هیچ پیش بینی خاصی نمیکند و هیچ معرفت تازه ای در اختیار آدمی نمی گذارد و بعبارتی ابطال پذیر نیست و همیشه می توان آنرا به نوعی اثبات نمود! اگر پرسیده شود چرا دریا طوفانی است پاسخ این است: زیرا نپتون عصبانی است! اگر بپرسیم از کجا می دانید که نپتون عصبانی است. پاسخ می تواند این باشد: مگر نمی بینید دریا طوفانی است؟ بنابراین چنین ادعایی مشتمل بر استدلالی دوری circular است و ابطال پذیر نیست و لذا ادعایی علمی نیست. چنین عباراتی قطعاً علمی نیستند اما دانش نما و شبه علم نیز نیستند. برخلاف ادعای ایموتو که اساساً ابطال پذیر است و از همین رو بسیار شبیه به گزاره های علمی است. ادعای ایموتو مبنی بر شعور و ادارک و آگاهی مولکولهای آب، بر خلاف مثال های بالا که ابطال پذیر و به تبع آن علمی نبودند، از قضا ابطال پذیر است و می توان صدق و کذب این ادعا را به محک آزمون تجربی نهاد. آزمایش تجربی در روش علمی scientific method شرایط و تعاریف دقیقی دارد که اگر این شرایط برقرار نباشد نمی توان صحت یک گزاره (نظیر ادعای ایموتو) را تایید نمود. آزمون تجربی در علم exprimental تفاوت شگرفی با تجربیات خام و درونی یا مواجهات گاه به گاه دارد. این موضوع که من در خواب، واقعه ای را دیدم و آن رویداد در بیداری به وقوع پیوست نمی تواند یک اثبات علمی باشد. چرا که مبتنی بر تجربهء علمی نیست. (تکرارپذیر نیست و قابلیت آزمون مستقل ندارد). چنین روایتی اساساً یک مواجههء گاه به گاه است (نه یک آزمون تجربی تکرارپذیر) که بر اساس تحلیل های آماری نتایج معناداری در پی ندارد تا بتوان به آن استناد نمود. تجربیات علمی باید تکرارپذیر باشند و هر کس با تحصیل شرایط خاص بتواند در هر جای دنیا کذب و صدق ادّعا را به سنجهء آزمایش بگذارد و به نتایج یکسانی برسد. همانطور که صدق و کذب معادلات ماکسول، قانون دوم ترمودینامیک، و بقای مومنتوم را در هر آزمایشگاهی در سراسر دنیا می توان آزمود و برای اثبات تجربی آنها نیازی به دستچین کردن اطلاعات ورودی و انتشار نتایج گزینشی و دستکاری شده نیست. نتایجی که دکتر ایموتو منتشر کرده آنگونه که پیداست:

* فاقد کنترل‌های آزمایشی کافی است.
* ایموتو جزئیات نتایج خود را به اندازهٔ کافی در اختیار جوامع علمی قرار نمی‌دهد (تصاویر گزینشی و دلخواه دستچین شده اند)
* آزمایش‌ها بگونه‌ای انجام می‌شوند که که احتمال خطای انسانی را بالا می‌برند. خطای انسانی که می‌تواند نتایج او را تحت تاثیر قرار دهند.
* در همهٔ کارهای گروه ایموتو، خلاقیت عکاسان نکته‌ای است که از کیفیت آزمایش برجسته تر است.ایموتو اعلام می‌کند که دانشمند نیست و از عکاسان خواسته شده که زیباترین عکسی که می‌توانند بگیرند.

4.2 سوء برداشت و درک نادرست از آزمایش دو شکاف

بنیان های فکری مسائلی نظیر شعور آب، شعور ذرات و شعور کیهانی به یک سوء تعبیر و برداشت نادرست و خام از آزمایش مشهور دو شکاف یانگ The double-slit experiment (Young’s experiment) باز میگردد. این آزمایش نشان میدهد سرشت و ماهیت نور بسته به set up آزمایش میتواند موج یا ذره باشد. بعبارتی set up آزمایش است که تعیین میکند کدام یک از خصلت های موجی یا ذره ای نمایان شود. این مفهوم که با عنوان wave-particle duality شناخته می شود عمیقاً استعداد کژفهمی و سوء برداشت دارد. ماجرا از این قرار است که ماهیت موجی نور باعث می‌شود نورهایی که از دو شکاف می‌گذرند با هم تداخل کنند و یک الگوی تداخلی interference pattern (نوارهای تاریک و روشن) بسازند. (خصلت موجی) . امّا با بکارگیری یک آشکارساز detector به جهت اینکه تشخیص دهیم نور از کدام شکاف گذشته است، الگوی تداخلی از بین می‌رود و نتیجهٔ ذره‌ای به دست می‌آید. این پدیده نشان‌دهندهٔ اصل مکملیت (complementarity) است، که می‌گوید نور می‌تواند هم ویژگی ذره‌ای و هم موجی از خود نشان دهد، ولی نمی‌توان همزمان ماهیت ذره‌ای و موجی را در یک پدیده دید. با قرار دادن آشکارساز برای تشخیص اینکه نور از کدام شکاف گذشته است اینطور به نظر می رسد که نور متوجه حضور آشکار ساز شده و بنابراین دیگر الگوی تداخلی از خود نشان نمیدهد و ماهیت ذره ای خود را به نمایش میگذارد.
همین تعبیر نادرست که ذرات میفهمند چطور رفتار کنند ، دستمایه تمام تعابیر نادرست بعدی (از جمله همین آزمون مورد ادعای دکتر ایموتو) است. حیطهء واژگان در علم با کارکرد واژگان در شعر و عرفان و مفاهیم ادبی نوعاً متفاوت است. “وزن” در شعر با “وزن” در فیزیک یکسان نیست. مفهوم “تنش” stress یا “کرنش” یا “خستگی” و امثالهم در مکانیک مصالح با همین واژگان در حوزه ادبیات روزمره متفاوت است. درکی که یک مهندس از واژهء “تنش” در یک سازه فولادی دارد با کارکرد واژهء تنش در این عبارت که : “زندگی من دستخوش تنش شده است” متفاوت است. به همین منوال آزمون دوگانگی موج-ذره wave-particle duality کمترین ارتباطی به شعور و آگاهی ذرات ندارد و این مبتنی بر یک سنخ سوء استعمال از واژگان در حیطه های ناهمگون است. عده ای با مطالعه مکانیک کوانتومی و پیچیدگی های غریب آن (که به نوعی شبیه به عرفان شرقی و مفاهیم عارفانه است) مشتاق اند اینطور استنتاج کنند که مفاهیم فیزیک جدید (به تعبیر آنها علم امروز) به همان نتایجی رسیده که بشر از هزاران سال پیش آن را می دانسته است. از این دست باورهای نادرست کم نیستند و برای نمونه می توان ادعا نمود که مقصود حافظ از این بیت که می فرماید:

هان مشو نومید چون واقف نه ای از سرّ غیب باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور

اشاره به متغیّرهای نهان کوانتومی است. یا آنجا که مولانا میگوید : “چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم” فی الواقع اشاره ای است به تکامل و فرگشت evolution داروین. چنین تعابیری هرچند زیبا امّا اساساً نادرست و غیر مستند است. سلیقه فردی در چنین تعابیری لحاظ شده است و از این دست می توان موارد زیادی را یافت که هیچ کدام قابل اعتنا نیستند. به هر ترتیب باید بدانیم منطقاً مجاز نیستیم The double-slit experiment را دلیلی بر ذی شعور بودن ذرات بگیریم و با ادبیات آماتوری بگوییم : ادراک و آگاهی ذرات در علم هم ثابت شده است.
عبارات زیر عیناً و بی کم و کاست از یکی از برنامه های شرح ادعای ایموتو نقل میشود :

تمام مجامع فیزیک دنیا و تمام مجامع زیست شناسی دنیا (؟؟) قبول کردن! کسی نمیتونه رد بکنه. (؟) میگه آقا رد میکنی؟ این آب! وایستاده روش نوشته هیتلر! بیا ببین! آب بلافاصله واکنش نشون داده! اصلاً قابل رد کردن نیست! (؟؟؟) … علم امروز (؟) میگوید هر نوشته روی رفتار مولکولی آب موثره!

4.3 چرا این ادعا یک دانش نما و علم کاذب است؟

نتایج منتشر شده از سوی آقای ایموتو هیچکدام در چارچوب روش علمی (scientific method) قرار نمیگیرند. بر خلاف مقالات علمی مستدل و مستند که در مجامع علمی و نشریات معتبر، روش اندازه گیری و نمونه گیری و مکانیسم بررسی های خود را ارائه میدهند، آقای ایموتو جزئیات بسیاری از شرایط آزمایش خود را ذکر نکرده است. جزئیاتی نظیر اینکه آیا در هنگام گفتن یا نوشتن واژگان روی بطری ها شرایط محیطی مانند حجم، دما و فشار کنترل شده و یکسان بوده است؟ سرعت انجماد به چه میزان بوده است؟ در برخی تصاویر واضح است که آب هنوز تماماً یخ نبسته و با مخلوط یخ و آب روبرو هستیم امّا در برخی دیگر بلور آب کاملاً یخ بسته است. آیا روشی معیّن برای پرهیز از خطاهای ناخواسته (از آلودگی بطری گرفته تا گرمای نفس عکاس میکروسکوپی) در این آزمون لحاظ شده است؟ به بیان دیگر هیچ تضمین عینی وجود ندارد که بما نشان بدهد در تمامی یافته های این پژوهش، شرایط یکسانی اِعمال شده است. ادعای ایموتو اگر دقیق و مبتنی بر اصول روش های علمی آزمایشگاهی مستند بود می توانست در ژورنال های معتبر علمی و در سطوح دانشگاهی مور تایید هیئت داوران قرار بگیرد و نتایج آن منتشر شود امّا آنگونه که پیداست نتایج منتشره شده از سوی آقای ایموتو فاقد استانداردهای لازم برای انتشار در نشریات علمی و دانشگاهی است . نتایج آزمایش در روش علمی scientific method باید (الزاماً) مستقل از آزمونگر باشد. بعبارتی اگر نظر آزمونگر بتواند روی نتیجه آزمایش اثر بگذارد، آن نتایج به لحاظ علمی فاقد اعتبار هستند.
4.3.1 انواع آزمون های تجربی

4.3.1.1 آزمون های طبیعی Natural Experiments

اگرچه واژه آزمایش معمولا اشاره به یک آزمایش کنترل‌ شده دارد، اما گاهی اوقات انجام آزمایش های کنترل‌شده بسیار دشوار و حتی گاهی غیرممکن است. در این موارد پژوهشگران به آزمایشهای طبیعی(Natural Experiments) روی می‌آورند که آزمون های شبه‌تجربی(Quasi- Experimental) هم نامیده می‌شوند. آزمایش های طبیعی، صرفاً متکی بر مشاهدات متغیرهای سیستم تحت مطالعه هستند نه دستکاری یک یا چند متغیر. پژوهشگران تا حد ممکن تلاش می‌کنند طوری داده‌های مورد نیاز را جمع‌آوری کنند که سهم همه متغیرها مشخص باشد و اثرات تغییر متغیرهای معین(متغیرهای مستقل) تقریبا ثابت بماند به طوری که اثرات متغیرهای دیگر قابل شناسایی باشد. این که این کار تا چه حد امکان‌پذیر است، به همبستگی مشاهده شده بین متغیرهای تبیینی(Explanatory Variables) در داده‌های جمع‌آوری شده بستگی دارد. هرگاه این متغیرها همبستگی زیادی با هم نداشته باشند، قدرت آزمون های طبیعی به آزمایش های کنترل‌شده نزدیک می‌شود. اما معمولا مقداری همبستگی بین این متغیرها وجود دارد که باعث می‌شود اعتبار آزمایشات طبیعی نسبت به آزمایشات کنترل‌شده کاهش یابد. همچنین از آنجا که آزمایشات طبیعی معمولا در محیط‌های کنترل‌نشده انجام می‌شوند، متغیرهای ناشناخته را نه می‌توان اندازه‌گیری کرد و نه می‌توان ثابت نگه داشت. بسیاری از پژوهش‌هایی که در علوم انسانی و اجتماعی، از جمله روان‌شناسی انجام می‌شوند مبتنی بر آزمایشات شبه‌تجربی هستند، چرا که بسیاری از متغیرهای این علوم را نمی‌توان به خاطر مسایل اخلاقی یا عملی در مداخلات لحاظ کرد. به عنوان مثال، برای بررسی اثر طلاق والدین بر رشد شناختی یا عاطفی کودکان نمی‌توان نمونه تصادفی و کنترل‌شده‌ای از زوج‌ها را وادار به طلاق کرد و سپس به اندازه‌گیری رشد شناختی یا اخلاقی کودکانشان پرداخت. از اینرو استفاده از آزمایشات طبیعی(شبه تجربی) در روان‌شناسی رواج زیادی دارد. **

4.3.1.2 آزمایشات کنترل‌شده

یک آزمایش کنترل‌شده به طور کلی، نتایج به دست آمده از یک نمونه آزمایشی را با نتایج یک نمونه کنترل مقایسه می‌کند که به جز جنبه‌ای که اثر آن مورد آزمون قرار می‌گیرد، از همه جهات با نمونه آزمایش مشابه است. آزمایشات دارویی نمونه خوبی برای یک آزمایش کنترل‌شده هستند. نمونه یا گروهی که نوعی دارو دریافت می‌کند گروه آزمایش و نمونه یا گروهی که پلاسیبو دریافت می‌کند گروه کنترل است. در بسیاری از آزمایشات آزمایشگاهی، داشتن چند نمونه برای انجام آزمون، به منظور اطمینان از صحت آزمایش مفید واقع می‌شود. به این صورت که می‌توان میانگین نتایج به دست آمده از گروه‌های مختلف را به دست آورد و دقت آزمایش را بالا برد. یا این ‌که اگر نتایج یکی از گروه‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای با نتایج گروه‌های دیگر متفاوت بود، می‌توان آن نتایج را به عنوان خطای آزمایشی حذف کرد. آزمایشات کنترل‌شده را می‌توان در شرایطی که کنترل دقیق همه شرایط دشوار است نیز انجام داد. در این موارد، آزمایش با تشکیل دو یا چند گروه نمونه که به طور احتمالی معادل هم هستند آغاز می‌شود. در این گروه‌ها اندازه‌گیری صفات منجر به نتایج مشابهی می‌شود و در صورت انجام یک مداخله، همه گروه‌ها به یک شیوه واکنش نشان می‌دهند. معادل‌سازی گروه‌ها از طریق روش‌های آماری انجام می‌شود و در آن، مقدار واریانس بین افراد و نیز تعداد افراد هر گروه مد نظر قرار می‌گیرد. وقتی گروه‌های معادل تشکیل شد آزمایش‌گر سعی می‌کند به جز متغیری که قصد مطالعه اثر آن را دارد، از همه جهات با آن گروه‌ها یکسان رفتار کند.
4.3.2. آزمونهای Blind چیست؟

آزمایش کور (Blind) یک سنخ تئوری آزمایش علمی است که افراد شرکت‌کننده در آن از داشتن اطلاعاتی که منجر شود به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به سمتی متمایل شوند، منع می‌شوند. به طور مثال وقتی از مصرف‌کننده پرسیده شود که طعم و مزه محصولات مختلف را با هم مقایسه کند، نام سازنده محصول باید پوشانده شود. در غیر اینصورت معمولاً مصرف‌کننده به سمت محصولی که از قبل نسبت به آن شناخت دارد متمایل می‌شود. به همین شکل وقتی قدرت تاثیر یک دارو مورد آزمایش قرار می‌گیرد، هم بیماران و هم پزشکان شرکت‌کننده در آزمایش از دوز مصرفی بی‌اطلاع هستند. این باعث خواهد شد شانس هرگونه تأثیر تلقینی یا فریب هوشیارانه از بین برود. آزمایش کور ابزار بسیار مهم و کاربردی در شاخه‌های مختلف علوم از جمله علم پزشکی، روانشناسی، عصب شناسی و بیولوژی و … است. به کارگیری روش علمی آزمایش کور در برخی رشته‌ها مانند آزمون دارو ضروری است.

آزمون های کور (Blind) بصورت عمده شامل آزمایش کور یکطرفه و آزمایش کور دوطرفه (دوگانه) و آزمایش کور سه طرفه است .

آزمایش کور یکطرفه single blind:

در آزمایش کور یکطرفه، اطلاعاتی که می‌تواند باعث منحرف شدن نتیجه آزمایش شود از دید شرکت‌کننده مخفی می‌ماند ولی مسئول انجام آزمایش از آنها مطلع است. مثال کلاسیک این آزمایش چالش پپسی است. در این آزمایش که کمپانی نوشابه‌سازی پپسی آن را برگزار می‌کند، دو لیوان نوشیدنی که یکی حاوی کوکاکولا و دیگری حاوی پپسی است در اختیار شرکت‌کنندگان قرار می‌گیرد. مسئول بازاریابی پپسی از شرکت‌کنندگان می‌خواهد پس از نوشیدن، از بین دو لیوان نوشیدنی روی میز آن را که به لحاظ طعم و مزه بیشتر می‌پسندند انتخاب کنند. شرکت‌کنندگان فقط پس از اتمام آزمایش از محتوی لیوانها مطلع می‌شوند. (کدام پپسی و کدام کوکاکولا بوده‌است). نقطه ضعف آزمایشی که به شکل یک‌طرفه انجام شود این است که چون مسئول برگزاری از محتوی آزمایش مطلع است ممکن است به صورت خواسته یا ناخواسته شرکت‌کنندگان را به سمت خاصی سوق بدهد. مخصوصاً اگر منافع مالی در بین باشد.

آزمایش کور دوطرفه (دوگانه) double blind :

در آزمایش کور دوطرفه، که معمولاً در مورد انسانها به انجام می‌رسند، عواملی که می‌تواند باعث منحرف شدن نتیجه آزمایش شوند هم از دید شرکت‌کننده و هم از دید مسئول (یا مسئولان) انجام آزمایش مخفی می‌مانند. در بیشتر موارد آزمایش کور دوطرف به منظور دستیابی استاندارد بالاتر علمی انجام می‌شوند.

آزمایش کور سه طرفه Triple-blind :

در آزمون سه‌سو کور (Triple Blind) ، شرکت‌کننده، پژوهشگر و تحلیلگر داده‌ها هرسه کور هستند. البته ایده آل آن است که روش سه‌سو کور بکار گرفته شود ولى غالباً به‌هنگام اجراى کارآزماى‌هاى کور روش دوسوکور بکار مى‌رود. مقصود از آزمون سه طرف این ست که برای مثال در خصوص ادعای آقای ایموتو آزمونی را ترتیب داد که در آن:

1- فرد دعا خوان نمیداند به چه ظرفهای آبی دارد دعا میکند
2- عکاس هم نمی داند از چه بلورهایی عکس میگیرد
3- انتخاب گر عکس هم نمیداند عکس بلورها مربوط به کدام ظرف آب است.

چنانچه تعداد آزمایشها به لحاظ آماری کافی باشد این ادعا از بوتهء آزمون، سربلند بیرون می آید و مورد تأیید است. اگر آزمایشگران در هر جا با تکرار شرایط به همان نتایج برسند که موارد نقصی را نیابند، آن زمان است که به این روش مطالعه و آزمایش، علمی میگویند.

4.3.2.1 ادعای ایموتو و آزمون های کنترل شده مستقل

در سال 2003 موسسه جیمز رندی James Randi publicly جایزه 1 میلیون دلاری برای ایموتو تعیین کرد مشروط به آنکه او بتواند در آزمایشی دو سو کور Double-Blind (آزمونی که نتیجهء آن مستقل از نظر آزمونگر است) ادعاهای خود را اثبات نماید. برای پرهیز از سوگرایی به علت عوامل مخدوش کننده(confounding bias) و سوگرایی انتخاب (selection bias)لازم است که ادعای آقای ایموتو خود را در معرض چنین آزمونی قرار دهد. و درجه انطباق نتایج این آزمون با واقعیت (Validity (Accuracy مشخص گردد. تنها در این صورت است که میتوان به میزان ثبات نتایج در تکرار آزمون (Reliability (Precision اطمینان حاصل کرد. نتایج منتشر شده ایموتو فاقد هر نوع برآورد آماری هستند. در یافته های او هیچ اشاره ای به این موضوع نشده که داده های خام و بی معنای آماری در این پژوهش چه جایگاهی داشته اند. اشاره ای به این موضوع نشده که در هر حجم از آب مورد آزمون، چند عدد بلور وجود دارد؟ چند نمونه از بلورها و بر چه مبنایی نمونه گیری و وارسی میشوند؟ در نهایت اینکه چند درصد از بلورها باید دارای شکل هندسی خاصی باشند تا مجاز باشیم بگوییم واژهء مورد نظر بر شکل مولکول های آب تاثیر گذاشته است؟ یافته های ایموتو هیچ اشاره ای به موضوعات مذکور نمیکند و از همین روست که فاقد استانداردهای لازم پژوهشی و به تبع آن غیر قابل تایید است. موضوع دیگر خروجی های این آزمون است که صرفاً در نمایش تعدادی عکس خلاصه شده است. تصاویر میکروسکوپی بصورت گزینشی انتخاب شده و متأسفانه آقای ایموتو تنها عکس بلورهای زیبا را برای واژگان خوب و عکسهای نازیبا را برای واژگان نامطلوب انتخاب میکند و نمایش میدهد. با این حال ایموتو در مقاله ای با عنوان “آزمون دوسو کور تاثیر از راه دور نیّت بر تشکیل بلورهای آب” ****** که در سپتامبر 2006 به همراه Takashige Kizu و Dean Radin و Gail Hayssenمنتشر نمود ****** تلاش کرد ادعای خود را قدری دقیق تر و با ذکر جزئیات بیشتر از مکانیسم آزمایش خود منتشر نماید. Dean Radin و تیم همراه او با انجام یک آزمایش دو سو کور در سال 2006 و آزمون سه گانه کور در سال 2009 (*) تلاش نمودند یافته های ایموتو را تکرار کنند. Radin در پاسخ به این پرسش که چرا جامعه علمی ، یافته های ایموتو و آزمون های پس از آن را جدی نمیگیرند میگوید#:

هنوز نتایج آماری هر دو آزمون دو سو کور و سه سو کور ضعیف هستند. و برای اینکه بتوان واکنش بلورهای آب به افکار را تحت عنوان “اثر” در نظر گرفت هنوز به آزمون های تکرار پذیر بسیاری نیاز هست.

هر دو آزمون منتشر شده اخیر فاقد استانداردها و پروتکل های آزمایشگاهی لازم و به همین سبب غیر قابل تایید هستند. برای از میان بردن تاثیر دستکاری در چنین آزمونهایی باید از الگوهای استاندارد بهره گرفت. برای نمونه آزمون دودامنه‌ای (دو دنباله) two-tailed tests آزمونی است که با فرضیه‌های مخالف بدون جهت سر و کار دارد. این آزمون به ‌این سبب دو سویه است که در آنها پی‌آمدهای هر دو طرف توزیع می‌تواند در جهت تأئید فرضیه‌ مخالف باشد. اگر امکان دستکاری خاصی در هر یک از دو قطب پیش‌بینی می‌شود ، باید از آزمون دو دامنه استفاده شود ، مثلاً در آزمایش داروئی که معلوم نیست کارکرد بیمار را بالا می‌برد یا پائین تفاوت‌ها فقط در یک جهت ادامه خواهد یافت . اصولاً فرضیه ها برحسب جهت فرضیه ، به دو صورت یک دامنه و دودامنه هستند.

فرضیه یک دامنه One-tailed فرضیه ای است که در آن, پژوهشگر جهت تفاوت را بیان می کند. مانند فرضیهء زیر:

میزان اعتماد اجتماعی در بین مردان بیشتر از زنان می باشد.

و فرضیه دودامنه Two-tailed فرضیه ای است که محقق تنها به بیان تفاوت متغیر در بین گروهها اکتفا کرده و اشاره به جهت تفاوت آن نمی کند. مانند فرضیهء زیر:

میزان اعتماد اجتماعی در بین مردان و زنان متفاوت است.

آزمون های Dean Radin به وضوح فاقد استاندارد ها و پروتکل های آزمایشگاهی هستند . پیش از همه آنچه که مهم است این است که این آزمون ها بصورت یک دامنه One-tailedاجرا شده اند . در حقیقت آزمون های اخیر بیانگر آن هستند که نتایج منفی در حالتی کاملاً سوگیرانه بصورت مثبت ارزیابی شده اند. نتایج به دست آمده Radin به مراتب ضعیف تر از آن هستند که کورکورانه، مثبت در نظر گرفته شوند و فرضیه ایموتو رو تایید کنند. بر اساس روش تحلیل داده های آزمون Dean Radin حتی می توان خلاف ادعای ایموتو را نیز استنتاج کرد. با مکانیسم بررسی این دو آزمون اخیر، می توان نشان داد بلورهای معمولی آب از بلورهایی که به آن افکار مثبت تلقین شده زیباتر هستند و از دل این بررسی (با مکانیسم غیر استاندارد آزمایشگاهی Radin) نتایج به ظاهر معنادار استخراج نمود. در چنین آزمونی سطح استانداردهای آزمایشگاهی تعمّداً پایین آورده شده تا بتوان از آن نتایجی مثبت و معنادار به دست آورد. از دیگر سو Radin می گوید مقایسه ای که او در این آزمایش ترتیب داده بر مبنای مقایسه با مطالعات قبلی نیست اما با این حال بصورت کاملاً متناقض آزمون خود را تکرار آزمون ایموتو میداند. او مقایسه ای را در داده های آماری خود وارد میکند که ادعا میکند قصد ندارد در آزمون خود وارد کند. بعبارت دیگر گر نیک بنگریم آزمون های اخیر در واقع فرضیه ایموتو را مردود میکنند اما به گونه ای وانمود شده که نتایج این آزمونها ، فرضیه ایموتو را تایید میکنند.

ویدئوی ? How Are Frozen Water Crystals Photographed نمونهء آشکاری است از انتخاب سوگیرانه selection bias تصاویر (دقایق 3:50 به بعد را ببینید) در آزمایش ایموتو.

4.3.2.2 یکسوگرایی تایید

ما عموماً نه تنها تمایل داریم که مدرک مخالف با دیدگاه مان را نادیده بگیریم و به غلط تفسیر کنیم، بلکه دوست داریم تنها دنبال مدرک تاییدکننده بگردیم و آن را تشخیص دهیم. تعدادی از مطالعات روانشناختی این یکسوگرایی تایید را اثبات کرده است. مثال ساده شدهء زیر را مشتمل بر چهار کارت هر کدام با حرفی در یک طرف و عددی در طرف دیگر در نظر بگیرید.

7 4 D A

به سوژه ها گفته شد که وظیفهء آنان تعیین کارامدترین روش برای تصمیم گیری پیرامون درستی فرضیه زیر است: اگر کارتی دارای حرفی صدادار در یک طرف باشد، در طرف دیگر دارای عدد زوج است. خصوصاً از سوژه ها خواسته شد که مشخص کنند برای برقراری درستی این فرضیه کدام کارت ها باید پشت و رو شوند؟ شما کدام کارت را بر میگردانید؟ بیشتر سوژه ها فکر میکردند که تنها لازم است کارت های 4 و A برگردانده شوند. اما اشتباه میکردند. کارت 7 نیز لازم است پشت و رو شود، زیرا که میتواند به درستی فرضیه مرتبط باشد. برگردانیدن کارت A گزینه ای مناسب بود، زیرا چنانچه در طرف دیگرش عددی زوج بود فرضیه را تصدیق میکرد، و اگر عددی فرد یافت میشد آن را رد میکرد. از برگرداندن کارت 4 نیز میشد برای اثبات نظریه سود جست ، منوط به پیدا شدن حرفی صدادار در پشت اش. با این حال در صورت وجود حرفی بی صدا در طرف دیگر آن نمی توانست فرضیه را نقض کند چرا که فرضیه میگوید اگر حرفی صدادار در یک طرف بود، (الزاماً) عددی زوج در طرف دیگر هست. و نمی گوید که اگر عددی زوج در یک طرف بود الزاماً در طرف دیگر حرفی صدادار هست. کنار گذاردن کارت D صحیح بود زیرا هرچه در طرف دیگرش باشد به درستی فرضیه ربطی ندارد. با این حال کارت 7 مانند کارت A مهم بود چون فرضیه را رد میکرد. اگر در طرف دیگر کارت 7 حرفی صدادار پیدا میشد فرضیه نادرست از آب در می آمد. این آزمایش نشان دهنده ء تمایل ما برای یافتن مدرک تایید کننده است تا رد کننده، ولو اینکه دومی آشکار باشد . مدرک رد کننده به هنگام نبود مدرک تایید کننده، سرنوشت ساز است.

4.3.2.3 یابنده گرایی نمودگرایانه:

تلاش ما برای درک جهان با قواعد مشخص تجربی معروف به یابنده نگری نمودگرایانه هدایت میشود. این یابنده گری ها به فرایند تصمیم گیری سرعت میدهند و پرداختن به حجم زیادی از اطلاعات را در مدتی کوتاه امکان پذیر می سازند. اما گاهی آنچه را که با سرعت بدست می آوریم به بهای صحت تمام میشود. هنگامی که اطلاعاتی را که باید بدان بپردازیم ناقص و یا بی ربط است نتیجه گیری های گرفته شده از آن نیز می تواند اشتباه باشد. یکی از یابنده گری های حاکم بر دسته بندی و بازشناخت الگو عبارت است از مغالطهء مشابهت. تاثیر یابنده گری نمودگرایانه در قلمرو پزشکی بارزتر از هر جایی است. در چین برای افرادی با مشکلات بینایی، خفاش ساییده تجویز میشد. زیرا به اشتباه تصور می شد خفاش دید خوبی دارد. در اروپا ریهء روباه برای بیماران آسمی تجویز میشد چون باور غلط این بود که روباه پرطاقت است. در ایران آب انار و آب آلبالو و نظایر آن به دلیل مشابهت با خون، بعنوان مایعاتی خون ساز تبلیغ میشوند! در امریکا برخی پزشکان طب جایگزین alternative medicine ، مغز خام را برای بیماری های مغزی تجویز میکردند. در تمام این موارد فرض بنیادین بر این است که با مصرف یک چیز ، شما مقداری از ویژگیهای آن چیز را کسب میکنید. در دهه 80 میلادی تصور میشد زخم معده ناشی از استرس است. این دیدگاه مبتنی بر نوعی یابنده گرایی نمودگرایانه بود. مردم فکر میکردند که زخم معده ناشی از استرس است چون داشتن زخم معده احساسی شبیه به تحت استرس بودن دارد. (ر.ک به بری مارشال-1983 و مارتین بلیستر،دانشگاه وندربیلت) مثالهایی از این دست کم نیستند. به زنان آبستن آینویی توصیه میشد که دست کم از دو ماه پیش از وضع حمل از نخ ریسی یا طناب بافی پرهیز کنند وگرنه بندناف به دور گردن بچه میپیچد. به استدلال زیر توجه نمایید: (از آنجایی که بیش از 75% از وزن بدن انسان را آب تشکیل میدهد) و (آب دارای شعور و حافظه است و افکار خوب بلورهای منظم هندسی و افکار بد بلورهای نامنظم هندسی در ساختار بلورهای آب ایجاد میکند) بنابراین : مولکولهای بدن انسان در برابر واژگان و افکار واکنش نشان میدهد.
4.3.3 راههای تشخیص شبه علم یا دانش‌نما ( Pseudoscience ) چیست؟

شبه علم یا دانش‌نما به آزمایش‌ها، نظریه‌ها، و یا باورهایی گفته می‌شود که ادعای علم بودن دارند ولی با روش‌های علمی به اثبات نرسیده‌اند؛ ادعاهایی نظیر ظهور بشقاب پرنده‌ها، طالع بینی، کف‌بینی، فال قهوه، ستاره‌بینی، انرژی‌درمانی و جز اینها. این مطالب خوراک نوشتاری بسیاری از مطبوعات عامه‌پسند موسوم به مجلات زرد را تشکیل می‌دهند.معمولاً توسط مراجع علمی وقتی صرف بررسی این قبیل موضوعات نمی‌شود چون که میزان ادعاها خارج از توان بررسی دانش پژوهان است و با رد هر ادعا، ادعای دیگری سر بر می‌آورد. پروفسور روبرت پارک Robert L. Park در توضیح اینکه چگونه می توان شبه علم را از علم بازشناخت؟ 7 نشانه‌ هشداردهنده برای ردیابی شبه‌علم مطرح کرده و نشانه های علم کاذب را به شرح زیر بیان نموده است****:

فرار به رسانه: اصحاب شبه‌علم، ادعاهای خود را مستقیما به رسانه‌های گروهی می‌برند. صحت و سلامت علم وابسته به آن است که هر کشف تازه، در ابتدا به همتایان عرضه و توسط ایشان نقد شود. وجود ژورنال‌هایی دارای مرور همتا دقیقا برآوردگار همین مقصود است. اصحاب شبه‌علم اما این مرحله را دور می‌زنند و یافته‌ها و بافته‌های خود را مستقیما به رسانه‌های عمومی می‌برند.

توطئه‌اندیشی: اصحاب شبه‌علم ادعا می‌کنند که نهادهای دارای قدرت و ثروت زیادی پشت علم رسمی قرار دارند و با توطئه و حق‌کشی مانع از ابراز وجود و ارائه‌ یافته‌های ایشان می‌شوند.

تکیه بر همهمه به جای پیام: شبه‌علم بر یافته‌های اتفاقی که در اندازه‌گیری‌های علمی وجود دارند (و بهترین نمودار آنها در پزشکی، اثر دارونماست) تکیه می‌کنند و با ترفندهای آماری سعی می‌کنند که به جای پیام، همهمه را عمده کنند و به نتیجه‌گیری‌های غیرمنطقی برسند. یافته‌های علمی ایشان مبتنی بر تغییرات تصادفی و یافته‌های مرزی اتفاقی در مطالعه هاست.

تکیه بر تک‌نگاری تجربه‌های شخصی: نقل تجربه‌های شخصی به‌صورت تک‌نگاری ادعاها، راه زنده ماندن خرافات در عصر علم تجربی بوده است. از همین روست که می‌گویند: «کشف بزرگ علم تجربی نه واکسن بوده است و نه آنتی‌بیوتیک، بلکه کارآزمایی تصادفی شده‌ دوسوکور بوده است!» در پزشکی مبتنی بر شواهد از «داده‌ها» استفاده می‌شود نه از نقل مدعیات فردی . شبه‌علم اما افرادی را می‌آورد تا جلوی ما بنشینند و بگویند که مدعیات آنها را «شخصا تجربه کرده‌اند».

تکیه بر قدیمی و باستانی بودن ادعا: اهالی شبه‌علم بر این ادعا تکیه می‌کنند که صدها و بلکه هزاران سال پیش، باور مورد ادعای ایشان رواج داشته و موردتایید بزرگانی بوده است و به درست یا غلط از شخصیت‌های شهیر , مورد احترام، برای تایید نقل‌قول می آورند

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top