Home / مقالات علمی / شبه علم / فهم عمومی علم و تکنولوژی 5
فهم عمومی علم و تکنولوژی 5

فهم عمومی علم و تکنولوژی 5

نویسنده: عرفان کسرایی

قسمت پنجم: برنامه های فریب عمومی، پارادایم های پارانرمال، اعمال مرتاضان و جادوگران!

مقدمه:
همانگونه که در بخش های پیشین گفتیم رمّالان و شیّادان با بهره گیری از جهل و ناآگاهی عمومی ، همواره در پی توسعه برنامه فریب عمومی هستند و همه ساله از همین راه ، منفعت مالی هنگفتی عاید خود می‌کنند. مقصود از “برنامهء فریب عمومی” ، طرحی کلی از مجموعه اعمالی است که ناآگاهی عمومی از محتوای دانش و نگرش علمی را هدف گرفته است. مجریان برنامه فریب عمومی به فراخور سطح دانش و قوای ادراکی مشتریان و مخاطبان خود، ترفند ها و حیله های گوناگونی را به‌کار می بندند. چرا که به خوبی می دانند مکانیسم و سطح اقناع پذیری افراد ، طیف وسیعی را در بر میگیرد و همگان را نمی توان در قبال موضوعی خاص با یک رده استدلال اقناع نمود.
اغلب راجع به بروز پدیده های عجیب و به ظاهر فراطبیعی، راه رفتن روی آب، معلق شدن مرتاض ها روی هوا، راه رفتن روی آتش و انرژی دستان شفابخش ، خم کردن قاشق و … اخبار و اطلاعات گوناگونی شنیده ایم. عده زیادی از مردم با دیدن یا شنیدن روایت این پدیده های اسرارآمیز ، در نهایت حیرت، وقوع آنها را به نیروهای غریب منتسب می کنند. بسیاری ازمردم اساساً امکان رخداد پدیده هایی خلاف قواعد فیزیک را می پذیرند. برخی نیز با سوء استعمال الفاظ پر طمطراق و پر طنینی چون متافیزیک، کوانتوم، فیزیک، نیرو، انرژی و … تلاش می کنند دستاویزی برای توجیه چنین رویدادهایی پیدا کنند. برخی دیگر با بکارگیری تعبیری ناشیانه تر و به نوعی با خلط مبحث، امورات ظاهراً فراطبیعی و اعمال جادوگران و رمّالان را اموری ورای فیزیک (و بعبارتی در قالب پدیده هایی که فیزیک از تبیین و توجیه آن عاجز و ناتوان است) رده بندی میکنند. در پنجمین قسمت از مجموعه ” فهم عمومی از علم و تکنولوژی” به بررسی برخی از حُقه ها و تردستی های مجریان برنامه فریب عمومی خواهیم پرداخت.

5.1 پارادایم های پارانرمال

از پدیده های پارانرمال (فراطبیعی) به عنوان پدیده هایی که ظاهراً نظم طبیعی جهان را نقض می کنند یاد میشود. پدیده های که بروز آنها با قوانین بنیادی معیّنی که بر جهان حاکم اند ناهمخوانی دارد. از آنجا که قوانین طبیعت، واقعیت جهان را برای ما تعریف میکنند هر چیزی که ناقض آنها باشد اساساً ناممکن به نظر می رسد. آنچه که سبب عجیب به نظر رسیدن این پدیده ها می شود این است که ظاهراً آنها از نظر فیزیکی ناممکن اند. میلتون روتان فیزیکدان می گوید: هر آنچه که اصول فیزیکی را نقض کند ناممکن است. کسانی که وقوع واقعیت پارانرمال را می پذیرند معتقدند هیچ چیزی ناممکن نیست. آنها در اثبات ادعای خود نمونه هایی در تاریخ علم را شاهد می آورند. مثلاً اینکه بسیاری از چیزهایی که دانشمندان زمانی ناممکن در نظر می گرفتند اکنون واقعی به نظر می رسند. برای سالیان دراز ، جامعهء علمی وجود شهاب سنگ را ناممکن می دانست. مثلاً لاوازیه استدلال میکرد که سنگ ها نمی توانند از آسمان فرو افتند چون چیزی در آنجا نیست. توماس جفرسون نیز پس از خواندن گزارش دو استاد هاروارد چنین بیان کرد ((من فرو افتادن دو استاد یانکی از آسمان را ممکن تر از افتادن سنگ ها باور میکنم)) . معتقدان به پدیده های پارانرمال بر این نکته پا می فشارند که لاوازیه و جفرسون توسط علم کور شده بودند. در دیدگاه آنان جایی برای سنگ هایی که از آسمان می افتند وجود نداشت، پس آنها از پذیرش واقعیت شهاب سنگ ها سر باز می زدند. از دید این گروه، بسیاری از دانشمندان امروز، از همین کوته نظری رنج میبرند، آنان قادر به دیدن چیزی ورای نظریات تنگ نظرانه دست پروردهء خود نیستند!

البته این نقص در متدولوژی علم یک موضوع جدی و درخور توجه است و اساساً این امکان وجود دارد که چنین نقیصه ای سد راه توسعه علمی گردد. توماس کوهن در کتاب ساختار انقلاب های علمی می گوید: علم تنها با تشخیص و پرداختن به ناهنجاری ها (پدیده هایی که ظاهراً از قوانین شناخته شده پیروی نمی کنند) پیشرفت میکند. به باور کوهن، همهء وارسی علمی در پارادایم یا چارچوبی نظری رخ میدهد که تعیین می کند کدامین پرسش ها ارزش پرسیدن دارند و چه روش هایی را باید برای پاسخ دادن به آنها به کار گرفت. با این حال هر از چند گاهی پدیده هایی کشف می شوند که در پارادایمی تثبیت شده جای نمی گیرند، یعنی بعبارتی آنها را نمی توان با نظریه های فعلی توضیح داد. نخست مانند مورد شهاب سنگ، جامعه علمی سعی بر کنار گذاشتن یا ارائه توضیحی در رد این پدیده ها می کند . اما اگر دلیل رضایت بخشی پیدا نشود جامعه علمی مجبور است که پارادایم قبلی را رها کند و پارادایم جدیدتری برگزیند . در این حالت گفته می شود که جامعهء علمی دستخوش تغییر پارادایم شده است.

در تاریخ علم، جابجایی های پارادیم بسیاری رخ داده است، کشف قمرهای مشتری توسط گالیله منجر به تغییر پارادایم زمین مرکزی به خورشید مرکزی شد. مسئله اتر جابجایی پارادایم از فیزیک نیوتنی به فیزیک اینشتینی را به دنبال داشت. به همین منوال باورمندان به پدیده های پارانرمال معتقدند که شاید پدیده های پارانرمال نیز به جابجایی پارادیم دیگری بیانجامد. آنها میگویند شاید مجبور شویم که از برخی از جاافتاده ترین باورهایمان درباره ماهیت واقعیت دست بشوییم. آیا باید پیرو دانشمندان باشیم که بر مبنای ناهمخوانی با اصول بنیادی فیزیکی پدیده های پارانرمال را رد میکنند ؟ در ادامه ، پاسخ بسیاری از این پرسش ها را خواهید یافت.

5.1 امکان پذیری منطقی و امکان پذیری فیزیکی

همانگونه که پیشتر گفتیم کسانی که وقوع واقعیت پارانرمال را می پذیرند معتقدند (هیچ چیزی ناممکن نیست.) چنین ادعایی به وضوح اشتباه و مغالطه آلود است. چرا که بعضی چیزها قطعاً نادرست اند و بعضی چیزها اساساً درست. بعبارتی بعضی چیزها هستند که ممکن نیست نادرست باشند، و چیزهایی هم هستند که ممکن نیست درست باشند. مثلاً (4=2+2) یا (همهء مجردها بی همسر هستند) ممکن نیست نادرست باشند. و از دیگر سو (5=2+2) یا (بنفش، رنگ نیست) ممکن نیست درست باشند و حتی امکان درست بودن را هم ندارند. به بیان دیگر هر چیزی که قواعد منطق را نقض کند منطقاً ناممکن است. و هر آنچه که منطقاً ناممکن باشد نمی تواند وجود داشته باشد. برای مثال، چارگوش گرد، مجرد ازدواج کرده، یا هیچ بزرگترین عددی نمی تواند وجود داشته باشد. چنین مفاهیمی خود متضادند. هم دارای یک ویژگی هستند و هم دارای ضد آن ویژگی. فرِگه ، منطق را “مطالعهء قوانین علم” می خواند. قوانین علم باید پیرو قوانین منطق باشند. بنابراین چنین ادعایی که (هیچ چیزی غیرممکن نیست) به وضوح نادرست و خطاست. برخی مفاهیم منطقاً ناممکن اند و هر آنچه که منطقاً ناممکن باشد نمی تواند وجود داشته باشد.

امّا نباید از نظر دور داشت که پدیده های پارارنرمال گزارش شده، نظیر تجربیات بیرون از کالبد، ربوده شدن توسط فضاییان، معلق شدن روی هوا و راه رفتن روی آب، منطقاً ناممکن نیستند. این ایده ها هرگز مانند مفهوم مثلّث گرد، خودمتضاد نیست. این پدیده ها اگر چیزی را نقض می کنند قوانین منطق نیست، بلکه قوانین فیزیک یا به تعبیر عمومی تر قوانین علم است. چنانچه آنها چنین قوانینی را نقض کنند، به لحاظ فیزیکی ناممکن اند.

علم تلاش دارد با شناسایی قوانین حاکم بر جهان به درک آن بپردازد. این قوانین به ما میگویند که ویژگی های فیزیکی گوناگون چگونه به یکدیگر مرتبط می شوند. مثلاً قانون دوم نیوتن F=ma بیانگر آن است که نیروی یک پرتابه برابر با جرم ضربدر شتاب آن است. یا Q-W=U2-U1 قانون اول ترمودینامیک، از بقای مفهومی فیزیکی در جهان به نام انرژی، به ما معرفت و شناخت میدهد. دانستن این قوانین نه تنها به ما در فهم چرایی وقوع چیزها بصورتی که هستند یاری می رساند بلکه امکان پیش بینی و کنترل آنچه که رخ میدهد را نیز برای ما فراهم می سازد. مثلاً قوانین نیوتن، پیش بینی مکان سیارات و کنترل موشک ها را امکان پذیر می کند. هر آنچه که با قوانین فیزیک طبیعت ناسازگار باشد به لحاظ فیزیکی (و نه الزاماً به لحاظ منطقی) ناممکن است .

برای نمونه تصور اینکه گاوی از سطح زمین بجهد و از ماه بگذرد و باز به زمین برگردد منطقاً ناممکن نیست. چنین رخدادی قوانین حاکم بر فیزیولوژی گاو و گرانش را نقض میکند، زیرا ماهیچه های گاو اساساً نمی توانند نیروی لازم برای شتاب‌گیری گاو تا سرعت لازم برای فرار از گرانش زمین را فراهم کنند. چنین رویدادی اگر چه منطقاً ممکن ناممکن نیست امّا مستلزم نقض قواعد فیزیک حاکم بر جهان است. در چنین رویدادی هیچ تناقضی وجود ندارد . به همین ترتیب تصور اینکه یک خرگوش تخم رنگارنگ بگذارد دربرگیرنده هیچ تناقض منطقی نیست. از این رو، امکان پذیری فیزیکی نسبت به امکان پذیری منطقی برداشتی محدودتر به شما میرود.

هر آنچه که از نظر فیزیکی ممکن است از نظر منطقی هم هست، ولی هر آنچه که از نظر منطقی ممکن است از نظر فیزیکی ممکن نیست!

نوعی امکان پذیری تکنیکی یا فنّی را هم نباید از نظر دور داشت . چیزی از نظر فنی ناممکن است که [فعلاً] ورای توانایی ما برای انجام دادن آن باشد. مثلاً سفر به سایر کهکشان ها به لحاظ فنی ناممکن است. زیرا در حال حاضر توان ذخیره سازی غذا و انرژی کافی برای سفر به کهکشانی دیگر، در گستره دانش فنی انسان نیست. اما چنین رویدادی اساساً به لحاظ فیزیکی ناممکن نیست. زیرا انجام چنین سفری در برگیرنده هیچ گونه نقض قوانین طبیعت نیست. ما تنها فاقد تکنولوژی لازم برای انجام چنین کاری هستیم.

آنچه که یک چیز را عجیب یا ادعایی غیرعادی میکند ، آن است که ناممکن به نظر میرسد. بسیاری از ادعاهای پارانرمال ، با یک یا چند نوع از امکان پذیری که ذکر کردیم در تضادند. برای نمونه توانایی حرکت دادن اجسام یا خم کردن قاشق با نیروی ذهن، معلق شدن روی هوا و … به لحاظ فیزیکی ناممکن اند زیرا به نظر میرسد در بردارنده وجود نیرویی ناشناخته باشند. در حالیکه علم تنها دو نیرو را می شناسد که می تواند از فواصل دور تاثیر کند. الکترومغناطیس و گرانش، با این حال مغز (یا بعبارتی نیروی ذهن!) قادر به تولید هیچکدام از این دو نیرو برای تاثیرگذاری مستقیم بر اجسام بیرون از بدن نیست. چنین رویدادی قوانین علم را نقض میکند.

بنابراین، برخی چیزها منطقاً ناممکن اند، بعضی دیگر از نظر فیزیکی ناممکن اند، و بسیاری از پدیده ها به لحاظ فنی و محدودیت تکنیکی، از اینرو حتی اگر چیزی از لحاظ فیزیکی ممکن باشد الزاماً بمعنای عملی شدن آن نیست. صرف اینکه چیزی از نظر منطقی یا فیزیکی امکان پذیر است دلیل بر آن نیست که آن پدیده عملی هم هست یا سرانجام عملی خواهد شد. جادوگران و فالگیرها و … اغلب تمایل دارند پدیده های پارانرمال را از نظر فیزیکی ناممکن قلمداد کنند . اما بصورت دقیقتر باید گفت هیچ پدیده ای نمیتواند قانونی را نقض کند. مثلاً اینکه درختی بتواند ازدواج کند . چون ازدواج رابطه ای بین انسانهاست و تنها انسان ها می توانند ازدواج کنند. به همین ترتیب نیز چون تناقض رابطه ای بین گزاره هاست، تنها گزاره ها می توانند یکدیگر را نقض کنند. این نه خود پدیده ها بلکه نظریه های دربارهء آنهاست که قانون فیزیکی را نقض میکند. از آنجا که شاید نظریه ها نادرست باشند باید با احتیاط فراوان به ادعاهای –امکان ناپذیری فیزیکی- نزدیک شویم.

سی جی دوکاس C.J.Ducasse فیلسوف، حدود 200 سال پیش نوشت که امکان شنیده شدن صدای فردی در دو سوی آتلانتیک ظاهراً از نظر فیزیکی ناممکن است. مردم آن زمان تصور میکردند که تنها راه این کار استفاده از هوا به عنوان وسیله مخابره صداست و هوا نمیتواند پیامی را به این دوردستی حمل کند! اما اگر شما از خط تلفن یا امواج رادیویی بهره ببرید صدایتان می تواند در آن سوی آتلانتیک شنیده شود . آیا می توان روی همین استدلال ، بیان داشت که روزی نیز ممکن است پدیده هایی که امروزه ناممکن به نظر میرسند، کاملاً طبیعی و بر مبنای فناوری های آینده، ممکن شوند؟

5.3.1 معلق بودن روی هوا

یکی از رایج ترین حقه های جادوگران خیابانی که اساساً برگرفته از سنت مرتاضان هندی است معلق شدن روی هوا و فاصله گرفتن از سطح زمین است. جادوگران خیابانی با حیله و ترفند ، دستی به عصایی گرفته که ادامه آن به یک سازه ساده متعادل منتهی و در زیر لباس و بدنهء اصلی سازه زیر قالیچه پنهان شده است. در ظاهر، غلبه آنان بر قانون فیزیکی گرانش (و بنابراین نقض اقتضائات فیزیکی جهان) حیرت برانگیز است. اعمال حیرت انگیز این دسته از جادوگران در نظر مخاطبان و ناظران، ناقض قوانین فیزیک و از همین رو اسباب حیرت است.

نمونه های دیگری از حقه های تصویری پرواز از روی زمین نیز وجود دارد که مرتاضان و شعبده بازها از آن بهره میگیرند. جادوگری که آمادگی جسمانی خوبی هم دارد دستانش را مانند بال پرندگان باز کرده و با بهره گیری از طناب های نایلونی بسیای ظریف و شفاف و نامرئی که به قلابهای پشت کمرش قفل می شود وانمود میکند روی ساختمان های بلند معلق شده و پرواز میکند.

یا در نمونه های دیگری جادوگر با استفاده از یک آئینه و حقه تصویری اینطور القا میکند که روی هوا معلق شده و بر جاذبه زمین غلبه کرده است.

نوع دیگری از ترفند های رایج جادوگران، بهره گیری از یک شلوار سبک و ساده است که از پشت پا به یک شکاف مخفی منتهی می شود و کفش سبکی که به راحتی به شلوار می چسبد.جادوگر یا شعبده‌باز یکی از پاهای خود را پشت شلوار پنهان کرده و سپس آن را روی صندلی یا چهارپایه واقع در پشت‌ سر می‌گذارد و اینطور وانمود میکند که از روی زمین بلند شده است.

5.3.2 راه رفتن روی ذغال گداخته

بسیاری از مردم ، راه رفتن مرتاضان با پاهای برهنه روی ذغال گداخته، بدون آن که دچار سوختگی‌ شوند را دلیلی بر وجود نیروهای غریب (یا بعبارتی با تعبیر ناشیانه و مغلوط ، نیروهای متافیزیکی!) می دانند. عموماً تصور می کنند مرتاضان با پشت سر گذاشتن ریاضت های جسمانی و کسب قدرت های عجیب معنوی، قادر به انجام اعمالی خارق العاده نظیر راه رفتن روی ذغال داغ می شوند. در این بخش خواهیم دید که راه رفتن با پاهای برهنه روی ذغال گداخته نه تنها مستلزم بهره مندی از نیروهای ناشناخته معنوی نیست بلکه به سادگی با تشریح یک پدیده فیزیکی کاملاً شناخته شده قابل توجیه است. در این رابطه همه چیز به ظرفیت گرمایی‌ کف پاهای انسان باز میگردد. می دانیم بافت بدن انسان به طورعمده از آب تشکیل شده است، از این رو ظرفیت گرمایی‌ ویژهء‌ نسبتاً زیادی‌ دارد. بنابراین، برای‌ تغییر قابل ملاحظه دمای‌ پا، الزاماً باید مقدار زیادی‌ انرژی‌ از ذغال به کف پا منتقل شود.

اثر لایدن فراست

این پدیده در فیزیک به اثر لایدن فراست Leidenfrost effect مشهور است. اثر لیدن فراست به پدیده ای گفته میشود که به قطره های آب اجازه می دهد روی یک جسم داغ مانند یک ماهیتابه ی داغ به مدت نسبتا طولانی بلغزند بدون آنکه تبخیر شوند.علت این پدیده آن است که ناحیه ای از قطره که در تماس با سطح داغ قرار دارد تبخیر شده و لایه ای از گاز (بخار) به وجود می آیداین لایه مانع از انتقال گرما به بقیه قطره میشود و به قطره امکان می دهد تا برای مدت بیشتری روی سطح داغ باقی بماند زمانی رسانه های خبری ازجادوگری گزارش می دادند که روی ذغال داغ قرمز با فریاد خوشحالی و به طرز اسرارآمیز و نامعقول گام بر می دارد. و ادعا بر این است که (حواسی فراتر از ماده) او را از سوختگی شدید در امان می دارد. در واقع ، فیزیک پاهای او را در هنگام گامهای پیروزمندانه محافظت می کند. به ویژه این واقعیت اهمیت دارد که اگر چه سطح ذغال ها کاملاً داغ است ولی در نهایت شگفتی، انرژی کمی دارند. اگر جادوگر با گامهای متوسط آن را طی کند گامها چنان سریع است که انرژی کمی از ذغال ها به پاها انتقال می یابد. البته راه رفتن آرامتر پذیرش سوختگی است چون تماس طولانی به گرما اجازه می دهد تا از درون ذغال ها به پا رسانده شود.
اگر پاها پیش از قدم زدن خیس باشند، مایع می تواند به محافظت آنها کمک کند . برای خیس کردن پاها جادوگر می تواند درست پیش از رسیدن به ذغال های گرم ، روی چمن مرطوب راه برود. به جای آن به دلیل حرارت ذغال ها یا هیجان اجرا، پاها را می توان فقط کمی خیس کرد. لحظه ای که جادوگر روی ذغال هاست، مقداری از حرارت مایع روی پاها را بخارمی کند و حرارت کمتری برای انتقال به گوشت باقی می ماند. افزون بر آن ممکن است نقاط تماسی وجود داشته باشد که مایع لایهء جوش تشکیل دهد که به واسطهء آن محافظت مختصری از ذغالها فراهم می آید.

جرل واکر فیزیکدان مشهور دانشگاه کلیولند دراین خصوص می گوید:
“من در پنج موقعیت روی ذغالهای داغ راه رفته ام. در چهار بار به خاطر ترس زیاد پاهای خود را به اندازه کافی خیس کرده بودم ولی در بار پنجم طوری از ایمنی کار اطمینان یافته بودم که پاهایم خشک بودند. زخمهایی که برداشتم خیلی زیاد و به شدت دردناک بودند و تا چند هفته بهبود نیافتند.

شکست من ممکن است ناشی از نبود لایهء جوش روی پاها بوده باشد. اما من یک عامل ایمنی دیگر را نیز فراموش کرده بودم. در روزهای دیگر از نظر احتیاط، کتاب مبانی فیزیک را موقع قدم زدن بعنوان پشتگرمی عقاید خود در فیزیک، محکم به سینه گرفته بودم. افسوس در روزی که به شدت سوختم کتاب را فراموش کرده بودم!

مدتهاست عقیده دارم که برنامه های اعطای مدرک باید شامل “آتش پیمایی” بعنوان آزمون آخر باشد! رئیس جلسه باید خیلی دورتر از بستری از ذغالهای داغ سرخ بایستد. متقاضی مدرک باید روی ذغالها راه برود. و اگر داوطلب به فیزیک تا حدی معتقد باشد که مطمئن شود پاهایش صدمه ای نمی بیند رئیس جلسه به داوطلب مدرک فارغ التحصیلی بدهد!”

5.3.3راه رفتن روی آب
در چنین برنامه ای، یک میز شیشه‌ای بسیار ظریف و در عین حال محکم‌ و سخت‌ به نحوی در استخر قرار گرفته که در زاویه‌ء فیلم‌برداری به هیچ عنوان قابل رویت نیست. جادوگر روی لایه‌ای از شیشه ظریف و محکم راه می‌رود در حالی که به نظر می رسد روی آب قدم می‌گذارد و قواعد فیزیک را نقض میکند!

کارگردان این برنامه فریب عمومی، برای عادی به نظر رسیدن نمایش، برخی از قسمت‌های میز را باز نگه داشته تا حاضرین در صحنه گاهی سر از آب بیرون آورند و اینطور به نظر برسد که هیچ فریبی در کار نیست و جادوگر ، حقیقتاً روی آب قدم می گذارد و پاهایش در آب فرو نمی رود.

در قسمت های بعدی مجموعه “فهم عمومی از علم و تکنولوژی” به موضوعاتی از قبیل خم کردن قاشق ، نشستن مرتاضان روی تخته میخ ، و مقولاتی چون انرژی درمانی ، پیش گویی های فالگیران و همچنین آموزه ها و اعمال مجریان برنامه فریب عمومی نظیر سای بابا و اوشو خواهیم پرداخت.

منابع و ماخذ:
1- پیمایش فهم عمومی از علم و فناوری: مطالعه موردی شهروندان تهرانی – فصلنامه علمی-پژوهشی سیاست علم و فناوری – سید محمدامین قانعی راد، ابوالفضل مرشدی، سال سوم، شماره 3، بهار 1390
2- جامعه شناسی فال بینی – دکتر فاضلی
3- فلسفهء علم – رودولف کارناپ – ترجمه یوسف عفیفی
4- چگونه دربارهء چیزهای عجیب بیندیشیم – تئودور شیک، لوئیس وُن ترجمه رامین رامبد ویرایش چهارم
5- نظریه کوانتومی – جان پاکینگ هرن – ترجمه حسین معصومی همدانی
6- روش تحقیق در روان شناسی و علوم تربیتی – دکتر علی دلاور
7- پدیده های پارانرمال – سیلویا براون – ترجمه سید مجتبی مرتضوی
8- فلسفهء علم – تکامل تاریخی مفاهیم علمی و پیامدهای فلسفی آنها – نیکلاس کاپالدی –ترجمه دکتر علی حقی
9- فیزیک، اندیشه ها و یافته ها – لارنس براگ – ترجمه محمدرضا خواجه پور
10- درآمدی به فلسفه – چاپ هشتم – دکتر میرعبدالحسین نقیب زاده
11- علم چیست؟ فلسفه چیست؟ – دکتر عبدالکریم سروش
12- معصومی، غلامرضا. “فال و فالگیری ـ دعاو جادو ـ دردهات شاه‌آباد غرب”. دوره 5، ‌ش 55 (اردیبهشت 46)
13- مبانی فیزیک- جلد اوّل – مکانیک و گرما – هالیدی – ویرایش پنجم – ترجمه نصرتی و عابدینی – ص530

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top