Home / مهبانگ / مهبانگ در اندیشه / مهبانگ در اندیشه 02

مهبانگ در اندیشه 02

برنامه‌ی دوم تلویزیونی “مهبانگ” در شبکه جهانی اندیشه.

مهمان برنامه: دکتر امیر کرمانی، ریاضی‌زیستشناس

ژنوم انسان ، توالی در ورثت و انتخاب طبیعی از موضوعات مورد گفتگو در این برنامه هستند.

گزیده‌ها:

دکتر امیر کرمانی

در سال 2000 اولین genome انسان کامل شد و اولین قدمی بود برای اینکه کد انسانها خوانده بشود. در عرض 12 یا 13 سال گذشته تکنولوژی به قدری پیشرفت کرده که می‌شود  sequenceهای genome یک انسان را به طور کامل خواند. به این ترتیب genomeهای جمعیت‌های مختلف را sequence می‌کنند و بعد بر روی آن‌ها مطالعه می‌کنند.

* مطالعاتی را که بر روی genome های اروپائیان انجام گرفته کامل است ولی در رابطه با خاورمیانه و بخصوص ایران نمونه‌های کاملی را نداریم چرا که هنوز کارهایی بر روی این جمعیت انجام گرفته نشده است. ولی این اواخر عربستان سعودی سعی کرده که این کار را در سطح وسیعی انجام بدهد.

بسیاری از مطالعات مردم شناسی بر مبنای اطلاعات ژنتیکی است. به عنوان نمونه، اگر sequence دو پسرعمو یا فامیل نزدیک موجود باشد از روی اطلاعات ژنتیکی می‌توان حدود ارتباط فامیلی را تشخیص داد.

* به دلیل نیاک مشترک می‌توان تمامی جمعیت دنیا را به عنوان یک خانواده بزرگ در نظر گرفت چون وقتی به عقب برمی‌گردیم همگی یک مادر و پدر مشترک داریم و این هیچ ربطی به آدم و حوا هم ندارد. این یک مطلب ساده ریاضی است به عنوان مثال، یک نسل عقب‌تر من پدر و مادرم هستند، دو نسل  عقب‌تر 4 نفر، سه نسل عقب‌تر 8 نفر و 2 به توان هر چقدر نسل که بوده، اضافه می‌شود. اگر 10 نسل عقب‌تر برویم می بینیم که یک قسمت از DNA ی آن‌ها به ما به ارث رسیده است.

مشترک بودن این DNAها و مطالعه بر روی sequence آن‌ها می‌تواند نشان دهنده اشتراکات انسان‌ها با هم هستند.

* زنجیره اصلی کروموزم‌ها دارای مولکول DNA است (درواقع، زنجیره‌ای از اسید آمینه هست) و بر مبنای این اسید آمینه‌ها هست که ارگانیسمی ساخته می‌شود. انسان‌ و میمون 98% مولکول DNA مشترک دارند؛ یعنی، تفاوت تنها یک دهم درصد است. نزدیک‌ترین قوم و خویش ما در بین حیوانات شمپانزه و گوریل‌ها هستند. تعداد این زنجیره 3 ضربدر 10 به توان 9 است؛ یعنی سه و 9تا صفر در جلوی آن. یک یا دو درصد تفاوت بین مولکول DNA مقدار زیادی را پوشش می‌دهد. به همین دلیل هیچ دو نفری کاملأ شبیه هم دیگر نیستند؛ به غیر از دوقلوهای همسان. حتی دوقلوهای همسان هم با وجود اینکه دارای DNAهای مشترک هستند ولی ممکن است باز چند تفاوت بین DNAهایشان وجود داشته باشد. به خاطر اینکه در هر نسلی ممکن است موتاسیون mutation رخ بدهد و این موتاسیون موجب تغییر در DNA می‌شود.

* اکنون تاریخ قومیت‌ها را برمنبای DNAها تعریف می‌کنند. بنا به تحقیقی که بر روی castهای هندی (که هنوز هم در جامعه هند قوی هستند) انجام گرفته، ثابت شده که ساختار اجتماعی مطابق است با ساختار ژنتیکی. یعنی کسانی که برهمن هستند از نظر ژنتیکی به هم‌دیگر نزدیک‌تر هستند.

* admixture یا هم‌آمیزه‌هایی که بین جامعه ایران و هند یا عربستان و افعانستان به وجود آمده بود اگر sequence های این‌ها را مورد مطالعه قرار دهیم متوجه می‌شویم که این هم‌آمیزه‎ها دقیقأ در چه زمان‌هایی اتفاق افتاده است و می‌توانیم همخوانی‌اش را با تاریخ مقایسه کنیم.

* این مطالعات از نظر پزشکی خیلی مهم است به این دلیل که ساختارهای ژنتیکی با هم فرق دارند بنابراین همه درمان‌ها و داروها هم برای همه جوابگو نیست.

* از دید طبیعت و evolution دگرگونش، بین شیر و سوسک هیچ فرقی نیست چون هیچ هدفی در evolution دگرگونش وجود ندارد. با این مفهوم که موجودی تولید مثل می‌کند اگر موجود تولید شده بتواند زنده بماند همان اطلاعات ژنتیکی اش را به نسل بعد از خودش انتقال می‌دهد. موجوداتی که دوام می‌آورند درواقع با محیط خودشان تطابق پیدا می‌کنند. اگر سوسکی تغییری در ژن‌هایش به وجود نیامده به این دلیل بوده که تطابقش با محیط کامل بوده است. ولی اگر صیادی باشد که سوسک قهوه ای را بخورد طبیعی است که سوسکی که رنگش تیره‌تر است احتمال بقایش بیشتر از سوسک قهوه ای است.

* تکامل ترجمه درستی از evolution نیست چون در مفهوم تکامل یک نوع هدفمندی و بهتر شدن و به سمت کمال رسیدن است که دور از هدف evolution است؛ در واقع، نوعی تطبیق با محیط است.

* هر چقدر موجودات به نسبت موجودات ساده‌ترپیچیده‌تر باشند آهنگ دگرگونش و فرگشت آن‌ها کندتر هست. البته یکی از عوامل سرعت در دگرگونش به این بستگی دارد که فاصله فرزند و پدر و مادر چقدر است. به عنوان مثال، به طور متوسط بین انسان‌ها این فاصله 25 سال طول می‌کشد. طبیعی است که هر چقدر فاصله بیشتر باشد دگرگونش هم کندتر می‌شود. در هر نسلی یک کلیک برای دگرگونش زده می‌شود در صورتی که در ویروس‌ها و باکتری‌ها این زمان کمتر است در نتیجه دگرگونش هم در آن‌ها سریع‌تر انجام می‌گیرد. به عنوان مثال، ویروس آنفولانزا هرسال با نسل‌های قبلش متفاوت‌تر است.

* speciation گونه گونه شدن هم بخشی است از فرایند تصادفی. به عنوان مثال، اگر اتفاقی بیافتد که شرق و غرب طوری جدا شوند که مردم نتوانند ارتباطی داشته باشند بعد از مدتی که از هم‌دیگر دور افتادند هر کدام به طور مستقل evolution پیدا می‌کنند. طوری که هر یک نماینده ای از گونه ای می‌شوند که اگر دوباره به هم برسند دیگر نمی‌توانند از هم بچه دار شوند. این گونه گونه شدن است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top