Home / مهبانگ / مهبانگ در اندیشه / مهبانگ در اندیشه 18

مهبانگ در اندیشه 18

هجدمین برنامه “مِهبانگ” در شبکه جهانی اندیشه تقدیم شما خردورزان و دانش‌دوستان گرامی.

سئوالاتی که در این برنامه پاسخی درخور برایشان خواهید داشت:
آیا ما در این عالم تنها هستیم ؟
آیا ما تنها موجودات صاحب شعور و تمدن هستیم؟
آیا ما تنها موجودات هوشمند این عالم هستیم؟
چگونه می‌توان با موجودات هوشمند! فرازمینی (در صورت وجود) ارتباط برقرار کرد ؟
ارتباط موریس اوینگ(Maurice Ewing) فیزیکدان برجسته و بشقاب‌‌ پرنده‌ها؟

گزیده‌ها:

*کاوشگر کپلر توانست در فاصله 600 سال نوری سیاراتی را پیدا کند که به طور بالقوه می‌تواند در آن‌ها حیات به وجود بیاید. ولی وجود حیات در جایی الزامأ داشتن زندگی هوشمندانه intelligent life نیست.

* سقوط شیء ناشناخته در رازول باعث تعجب کسانی بود که آن را یافته بودند و آن را به بشقاب پرنده و موجودات فضایی ربط می‌دادند.

*Maurice Ewing فیزیکدانی بود که در پروژه‌های مختلف به نیروی هوایی امریکا کمک می‌کرد. پروژه اول معروف به sofar project بود واز طریق امواج رادیویی می‌خواستند که ردیابی را انجام بدهند. گوی‌های فلزی به اندازه توپ پینگ پنگ که درونشان تقریبأ خلأ بود. به منظور نجات جان خلبان‌ها 6 یا 7 عدد از این گوی‌ها را به خلبان‌های زمان جنگ جهانی دوم می‌دادند. در آن زمان سیستم‌های مکان یاب نبود که موقعیت خلبان را بررسی کنند تا به نجاتش بروند. وقتی خلبان‌های امریکایی در خاک دشمن و هنگام شب مورد اصابت قرار می‌گرفتند مجبور می‌شدند منوری را روشن کنند و همین شناسایی آن‌ها را توسط نیروهای دشمن ممکن می‌کرد. ولی در پروژه sofar که در آن زمان به عنوان GPS کار می‌کرد با پرت کردن روزی یک عدد از این گلوله‌ها در آب دریاها امکان ردیابی را فراهم می‌ساخت.

هر چه به درون آب دریا یا اقیانوس برویم فشار ناشی از آب بیشتر و بیشتر خواهد شد. فشار درون محیط و درجه حرارت تعیین کننده سرعت صوت هستند. با پرت کردن آن گلوله‌ها در درون آب به علت فشار زیاد آب در اعماق امکان داشت که بترکند. Maurice Ewing فکر کرد که در چه عمقی این گلوله می‌ترکد و صدایی از خودش انتشار می‌دهد. در نتیجه آن صدا را در آن عمق مورد ارزیابی قرار دادند و با دانستن سرعت صوت در درون آب و وجود زیردریایی‌ها موقعیت خلبان را پیدا و نجاتش می‌دادند.

*سرعت صوت در هر سیالی تابع دو عامل فشار و حرارت هست؛ هر چه عمیق‌تر فشار بیشتر. درجه حرارت در ابتدا تا عمقی به شدت کاهش می‌یابد ولی بعد کما بیش ثابت می‌ماند. بنابراین سرعت صوت از سطح دریا به سمت پایین کمتر و کمتر می‌شود و به جایی می‌رسد که مینیم می‌شود و بعد از آن دوباره زیاد می‌شود. اگر یک کیلومتر از سطح دریا پایین بروید در آنجا سرعت صوت کمترین سرعت خودش را دارد و در ارتفاع بالاتر و یا کمتر سرعت صوت بیشتر خواهد شد.

اگر در عمق یک کیلومتری منبع صوتی وجود داشته باشد به علت خواص امواج، بازتاب داخلی داده می‌شود؛ این منبع و امواج صوتی در همین کانال محفوظ خواهد بود. یعنی، در همین عمق 1000 متری باقی خواهد ماند. کاری که عملأ با فیبرهای نوری انجام می‌دهند (از طریق فیبر نوری برنامه‌های تلویزیونی و اینترنت را می‌بینیم). نور در فیبر نوری به کانالی فرستاده می‌شود که نمی‌تواند از آن کانال خارج بشود. همین اتفاق به صورت مجازی برای امواج صوتی می‌افتد که در آن عمق و حول و حوش یک کیلومتری می‌افتد. اصطلاحأ به آن کانال صوتی می‌گویند. با این سیستم و محاسبات در زمان جنگ جهانی دوم توانسته بودند جان 87 خلبان را نجات بدهند. این پروژه سری بود و ظاهرأ آلمانی‌ها از آن خبر نداشتند.

*پروژه دوم معروف به Project Mogul بود و باز به توسط Maurice Ewingانجام می‌گرفت. طبق پروژه اول کانال صوتی در آب انجام می‌گرفت ولی طبق پروژه دوم کانال صوتی در اتمسفر زمین هم امکان پذیر شد. یعنی، در ارتفاع مشخصی از سطح زمین موج صوتی ایجاد می‌کردند و در همان کانال باقی می‌ماند و نمی‌توانست خارج بشود (به نوعی فیبر مجازی صوتی).

*در سال 1945 امریکا از دو بمب اتمی استفاده کرد بمب دوم عملأ برای باز داشتن پیشروی ارتش سرخ استالین بود. به دلیل اینکه استالین فکر می‌کرد امریکا فقط یک بمب اتم ‌دارد نیروهای ارتش سرخ را به خاک ژاپن پیش می‌برد و فکر نمی‌کرد که امریکایی‌ها قادر باشند جلوی پیشروی نیروهای نظامی روسیه را بگیرند. به این دلیل بمب دوم استفاده شد. بمب دوم موجب شد تا ارتش ارتش سرخ تصور کند امریکا بمب‌های زیادی دارد در نتیجه عقب نشینی کرد.

*در نبود ماهواره‌های جاسوسی پروژه Mogul روش بسیار خوبی برای امریکایی‌ها بود تا به فعالیت‌های اتمی شوروی پی ببرند. Ewing پیشنهاد داد تا 4 بالن شبیه بالن‌های هواشناسی (البته درارتفاع خیلی بیشتر) با طنابی به طول صدمتر نصب کنند و روی این طناب‌ها میکروفون‌هایی با فواصل مشخص جاسازی شده بود.

امریکایی‌ها با تصوراینکه استالین شکستش را جبران خواهد کرد پروژه را با کمک Maurice Ewing دنبال کرد. ایده پروژه دوم این بود که به نوعی آزمایش‌های اتمی که احیانأ شوروی می‌خواهد انجام بدهد را ثبت کنند. وقتی که ابر اتمی ناشی از بمب اتمی شکل می‌گیرد قله این ابر اتمی در ارتفاع 50 هزار پایی از سطح زمین یک انفجار عظیمی را در خودش انجام می‌دهد. این ارتفاع شبیه همان کانال صوتی است که در ژرفای 1000 متری دریا و در ارتفاع 50 هزار پایی و نزدیک 15 کیلومتری زمین اتفاق می‌افتد.

این آزمایش‌ها در ایالت نیومکزیکو (همان پایگاهی که به اصطلاح شاهد سقوط بشقاب پرنده بودند) اتفاق می‌افتاد.

*سرعت صوت بستگی به فشار و درجه حرارت دارد. درجه حرارت اتمسفر زمین متغیر است و بستگی به ارتفاع دارد. هر چقدر بالاتر فشار کمتر و درجه حرارت تا لایه ازون کمتر می‌شود ولی بعد از آن افزایش پیدا می‌کند.

این لایه ای که انفجارات اتمی صدایش می‌توانست منتشر بشود نزدیک به لایه اوزن قرار دارد.

*معمولأ ارتفاع هواپیماهای مسافربری ماکزیمم 30 تا 35 هزار پا (10 تا 12 کیلومتر) هست ولی هواپیماهای جنگی بالاتر از آن می‌توانند بروند یعنی، بین 15 تا 20 کیلومتر یا 45 تا 50 هزار پایی سطح زمین.

*سرعت صوت در آن لایه (15 کیلومتری) کمترین خواهد بود و پایین‌تر از آن لایه بیشتر خواهد بود. اگر یک منبع صوتی در آنجا داشته باشیم که صوتی را تولید بکند در آن لایه یا کانال گیر خواهد افتاد و در همان لایه باقی خواهد ماند و کسانی که خارج از آن لایه باشند نمی‎‌توانند آن را بشنوند.

*میکروفون‌هایی که در شبکه‌های خبری مانند بی بی سی در سال 1945 مورد استفاده قرار می‌گرفت دایره‌ ای یا دیسکی شکل بودند که با فنرهای نسبتأ محکمی به مرکز میکروفون وصل می‌شدند. این میکروفون‌ها خیلی شبیه به بشقاب پرنده‌های کوچکی بودند. ولی میکروفون‌هایی که Ewing برای گرفتن امواج صوتی انفجارات اتمی در آن لایه استفاده می‌کرد بسیار بزرگ‌تر و وسیع‌تر بودند و به فضا پرتاب شده بودند. درواقع، بشقاب پرنده‌ها همان میکروفون‌های به کار گرفته شده در آن پروژه بودند. یعنی، گذاشتن شنود در آن سطح زمین.

*در رازول یک پروژه سری توسط ارتش امریکا انجام می‌گرفت و در آن انفجارات صوتی اتحاد جماهیر شوروی اندازه گیری می‌شد. در این پروژه امریکایی‌ها توانستند با دقت اولین بمب اتمی و هیدروژنی خودش و روسیه را در اتمسفر زمین اندازه گیری کنند. سقوط یکی از این ماهواره‌های سری در رازول به علت تلاطم‌های جوی بر روی زمین باعث شد که فکر کنند بشقاب پرنده ای وجود دارد. دولت امریکا عامدأ این دروغ را گفت که این بشقاب پرنده‌ها فرازمینی هستند چون می‌دانستند که اگر جاسوس‌های روسی متوجه می‌شدند که بالن‌ها مجهز به میکروفون بودند حتمأ روسیه می‌فهمید که‌ امریکا به لحاظ نظامی جاسوسی روسیه را می‌کند.

دولت وقت امریکا بنا به دلایل بسیار مشخص به مردمش دروغ می‌گوید و اجازه می‌دهد که شایعه بشقاب پرنده و موجودات فرا زمینی در بین توده مردم قوت بگیرد. چون در دوره جنگ سرد استالین از اینکه شوروی از نظر نظامی برتری نسبت به امریکا نداشت بسیار ناراحت بود و امریکا توانسته بود از دو بمب اتمی بهره ببرد و ژاپن را از چنگ روس‌ها خارج بکند.

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top