مهبانگ 01

مهبانگ 01

گزیده‌ها: 

*ھر جا که علم نباشد بدانید که در آنجا خرافه و شبه علم و ضد علم به وجود خواھد آمد که می‌تواند اثرات بسیار بدتری را برای یک جامعه داشته باشدبنابراین، یکی از راهھایی که در کشورھای پیشرفته بعد از انقلاب صنعتی پیش گرفته شده این است که چگونه علم را ھمگانی کنندمی‌تواند ما را به آینده امیدوار کند و آیندۀ science popularization ترویج علم یا دانش گستری بھتری را برای ما رقم بزند.

* قرار است تصمیمھایی را که می‌گیریم براساس عقل و یافتھ‌ھا و داده‌ھای علمی باشد نه براساس باورھای شخصیمان. متأسفانه رفتارھای جمعی ما براساس عقل علمی نبوده بلکه بیشتر برپایۀ احساسات بوده است.

*به وجود آمدن باورھا و فرقھھای جدید، در ھر جایی بخصوص در کشور خودمان که به‌طور وحشتناکی غوغا می کند، ناشی از نداشتن درک درست از روش‌مندی علمی ھست. به این دلیل وقتی با مسائل نمیتوانیم به صورت علمی برخورد کنیم در نتیجھ می توانیم باورکنیم که در سطح ماه اشکال عجیب و غریبی وجود دارد تا حدی که باعث یک حرکت عظیم اجتماعی بشود. این پدیده منحصر به کشور ما نیست و در کشورھای دیگر ھم دیده می شود اما مسئله این است که ضریب نفوذ این نوع باورھا چقدر است. درخود آمریکا تا سال 2001 انجمنی بود و خوشبختانه وقتی ریاست و بنیانگذار انجمن فوت کرد خود انجمن ھم فوت کرداین انجمن flat earth society معتقد بود که زمین مسطح است و نام این انجمن ھم دانشمندان با تمامی تجھیزات پیشرفته که خبر از کروی بودن زمین میدادند این انجمن ادعا میکرد که آنھا دست کاری شده و دروغ ھستند.

*در علم ھیچ چیز و ھیچ کس مقدس نیست بلکھ همه چیز و همه‌کس را میتوانید به چالش بکشید و سؤال کنید. در علم ھر تئوری و نظری که وجود دارد باید بشود آن را به محک آزمون گذاشت آن ھم ھزاران بار تا متوجه شویم آن چیزی را که قبولش داریم درست است. اگر داده‌ھا و نتایج آزمایش شده با نظریات ھمخوانی نداشته باشند آن موقع باید از آن نظریه خداحافظی کرد.

*خوبی علم در این است که ھیچ نظریه‌ای مادالعمر نیست؛ در صورتی که در باورھای غیر علمی به این صورت نیست. برخی باورھا میتوانند تا ھزاران سال دوام بیاورند.
کسانی که کار علمی میکنند کاملأ با شھامت و صداقت میگویند که علم ناقص است و به ناقص بودن آن ھم کاملأ افتخار میکنند. به عبارت دیگر، یکی از زیباییھای علم در این است کھ اختلاف نظر در آن وجود دارد. میشود نظریات متفاوت را به سنجش گذاشت و مھمترین محک آزمون برای سنجیدن نظریات متفاوت در علم این است که باید با واقعیتھای بیرونی که وجود دارد ھمخوانی داشته باشد.

*یکی از خاصیتھای بزرگ علم این است که بتواند پیش بینی کند و نه پیشگویی. پیشگویی کار کسانی که کار غیرعلمی میکنند. پیش بینی کاری علمی است و براساس دادهھا و یافتھ‌ھای موجود پیش‌بینی می‌شود که سیستم به چه سمت و سویی میرود و در آینده چه حالتی خواھد داشت و حتمن حتمن درصدی از خطا در آن وجود دارد.

*در علم اختلاف نظر داریم و این نظریات توسط آزمونھای متعدد به سنجش گذشاته میشود و چیزی را که بتواند با جھان طبیعت ھمخوانی داشته باشد میتواند ما را به نقطھ ای برساند که برای ما شرایطی را به‌وجود بیاورد که بتوانیم آن نظریه را بر نظریه دیگری بپذیریم.

*علم ناقص است برای اینکه دائمأ در حال پیشرفت است. در مقایسه با باورھای علمی و غیر علمی، شخصی که متعقد به باورھای غیر علمی است همیشه فکر میکند که حقیقت نزد اوست و دنبال شواھدی می‌گردد که نشان بدھد که آن حقیقت درست است. در علم چون نمیدانیم که حقیقت در چیست و کجاست سعی میکنیم که با پیشرفت علم به حقیقت نزدیکتر و نزدیکتر شویم. بنابراین شواھدی را که پیدا می‌کنیم مبنی بر این است که ما را به حقیقتی که در جھان وجود دارد نزدیکتر میکند. درصورتی که در باور غیر علمی ھر شاھدی ھم که پیدا بشود حکایت ھر گروھی از ذن خود شد یار مناست.

*دانشمند کسی است کھ کارش علوم طبیعی است. در فرھنگ ما به روحانیون و علما و فقھا ھم دانشمند و گاھی اوقات دانشمند فرزانھ گفتھ میشود ولی علوم طبیعی با علوم فقھی فرق دارند چرا که در فرھنگ و عرب و فارسی واژه درستی برای علوم طبیعی نداریم. وقتی بتوانیم علم را تولید کنیم زبانش را ھم می‌توانیم تولید کنیمضد ذره). ضد ذرات ) anti-particle و دیگری پاد ذره particle *دو نوع ذره داریم یکی خود ذره بسیار بسیار شبیھ خود ذرات معمولی ھستند ولی اختلاف عمدهشان در تفاوت بار anti- particle می‌گویند یعنی positron الکتریکی شان است. ضد ذره یا پاد ذرۀ الکترون ذره ای است که به آن ذره‌ای که جرمش درست برابر با جرم الکترون اما بار الکتریکیاش مثبت است. ذرۀ یک الکترون بارش منفی است و ذرهای است که به دور هسته اتم میچرخد. به علت حرکت الکترونھا در سیم است
که برق به وجود میآید و ما روشنایی میگیریم. بھ طور کلی، ھر وسیلھ الکترونیکی که ما استفاده می‌کنیم به خاطر حرکت الکترونھاست. حرکت الکترون تابع جرم و بار الکتریکیاش استقرار بوده که در طبیعت بین ذرات و ضد ذرات تقارن وجود داشته باشد ولی به علت فعل و انفعالاتی (برھم کنشھایی) که در ابتدای عالم افتاده و مکانیزم و سازو کارھایی (قوانین فیزیک کوانتومی و میدان‌ھای کوانتومی) که در آن زمان به وجود آمده نوعی برتری بین ذرات نسبت به ضد ذرات به وجود آمده‌ است و تعداد ذرات تولید شده بیشتر از تعداد ضد ذرات شده اند. در نتیجھ ما در عالمی ھستیم که بیشتر ذرات وجود دارند تا ضد ذرات.
خوبی این ذرات در این است که اگر بخواھیم زمانی ضد ماده بسازیم کافی است که یک ماده و ضد ماده را با ھم مخلوط کنید تا بتوانیم انرژی برق شھری را برای 200 سال تأمین کنیم. متأسفانه تا به امروز بشر نتوانسته که ضد ماده را بسازد ولی این اتفاق به طور طبیعی در ابتدای آفرینش افتاده است و تقارن بین ذرات و ضد ذرات از بین رفته است.

*زمین نه تنھا در مرکز منظومۀ خورشید بلکھ در مرکز عالم ھم قرار ندارد. این حرف بی ربط و تصور و خودبزرگ بینی انسانھا بود که زمانی فکر میکردند ما در مرکز عالم ھستیم و همه چیز به دور ما می‌چرخد. احتمالأ واژه قبله عالم ھم در فارسی ریشه در ھمان باورھا را دارد. خوشبختانه علم مدرن اینھا را رد کرد و نشان داد که ما ھیچ جایگاه بخصوصی در عالم نداریم؛ نه در مرکز منظومه و نه در مرکز کھکشان، بلکه در گوشه‌ی خلوتی از کھکشان خودمان قرار داریم.

*در جنگ بین علم و خرافه آن چیزی که تاریخ نشان داده این است که پیروزی از آن علم بوده. خرافیترین انسانھا ھم که حتی در کشورھایی که نظر خوشایندی نسبت به غرب ندارند ھنگام بیماری در بھترین بیمارستانھای غربی بستری میشوند.

*در رابطھ با سرعت نور و سفر به گذشته  اگر امکان این باشد که ماده تبدیل به نور بشود امکان رفتن به گذشته نیز خواھد بود ولی فعلأ این امکان وجود ندارد. خیلی سعی کردهایم که به سرعت نور نزدیک بشویم. اساسأ برای اینکه ماده به سرعت نور تبدیل بشود باید انرژی بینھایت بگیرد. نور اصلأ زمان را درک نمیکند و گذشت زمان برایش صفر و بی معنی است. ما انسانھا به عنوان اجرام مادی نمیتوانیم با سرعت نور حرکت کنیم. می توانیم خیلی نزدیک به سرعت نور شویم ولی با سرعت نور نمیتوانیم حرکت کنیم. به ھر حال از نظر تئوری نظریه نسبیت اگر بتوانید خودتان را در جای یک فوتون بگذارید و تبدیل به نور بشوید امکان خواھد داشت تا بتوانیم به گذشته یا به آینده برویم.

*کاوشگرھایی که به فضا پرتاب میشوند انرژی خودشان را از کجا میگیرند؟ این کاوشگرھا در یک مسیر مستقیم حرکت نمیکنند و اینھا را بھ دور سیارات سنگینتر مانند مشتری می فرستند تا چند دوری بھ دور آن بچرخد. کاوشگرھا در اثر چرخیدن بھ دور سیاره مشتری، انرژی ثقلی یا گرانشی آن سیاره را مورد استفاده قرار میدھند تا بتوانند تبدیل بھ انرژی حرکتی یا جنبشی بیشتری بکنند و با سرعت بیشتری حرکت کنند.
درواقع، با ھمان انرژی اولیھای که از سطح زمین پرتاب شده‌اند و بعد با انرژی و ھمیاری که از طریق چرخش به سیارات دیگر گرفتهاند به مسیر خودشان ادامه میدھند. spin *خورشید بھ دور خودش ھم می چرخد. الکترون ھم به دور خودش میچرخد و این چرخش را می‌گویند. تمام ذرات بنیادینی که در طبیعت وجود دارند الکترونھا، پروتونھا و حتی ذرات کوچکتر از .ذاتی دارند که به‌دور خودشان میچرخند. spin آنھا یک

دریافت فایل صوتی

دریافت فایل صوتی

2 comments

  1. تشنگی دانستنمو با سایت پر محتوای شما سیراب میکنم . بسیار ممنونم بیشتر برای ویدئو هاتون. خسته نباشین

  2. درود برشما. مفتخرم و بر خود می بالم که هموطانم اینگونه در عالی ترین مراتب علمی صاحب نظر می باشند.مراجعه با سایت شما موجب می شود تا مدتی از تعصبات و افکار بسته ای ما احاطه کرده دور باشم. خسته نباشید می گویم و برایتان آرزوی موفقیت دارم. پاینده باشید

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top