مهبانگ 04

مهبانگ 04

– بخش آغازین این برنامه به بررسی برترین جایزه علمی سال یعنی “نوبل” و همچنین بزرگترین کشف سالهای اخیر اختصاص دارد.

– بخش دوم جناب “دکتر سعید ابطحی” از مفاخر علمی اقتصاد مهمان ویژه برنامه هستند.

– موضوع اصلی بخش سوم خرافه هایِ مدرن عصر ماست. چگونگی و دلیل پیدایش خرافه هایی از جمله “عرفان کوانتومی” و “پیشبينى‌هاى منتسب به جلال‌الدين بلخى” و نیز “تغییر شکل مولکول های آب” و خرافه های عامه پسند دیگر. قصه پردازی های شبه علمی که سودجویانی در ایران و سایر نقاط جهان افراد بسیاری را دانسته و ندانسته به خود مشغول کرده اند.

– در بخش چهارم جناب “دکتر امیر کرمانی” ریاضی زیست شناس مهمان این هفته “مِهبانگ” هستند که مباحثی از تئوری دگرگونش داروین و ژنتیک را به شیوائی شرح خواهند داد.

گزیده‌ها:

عرفان کوانتومی Quantum Mysticism با شخصی به نام دکتر دیپاک چوپرا شروع شد. آقای چوپرا اساسأ تحصیلاتشان در زمینه پزشکی بود. بعد از آمدن به امریکا با توجه به آموخته‌ها و باورهایی که از پدر و مادر و آئین هندو Hinduism و کمی هم عرفان اسلامی از نوع مولانایی گرفته بود و اندکی آشنایی با فیزیک کوانتومی، عرفان کوانتومی را به وجود ‌آورد. عرفان کوانتومی بی معنی‌ترین بحثی است که این روزها در همه جا متداول شده است و در هیچ مرکز معتبر علمی در ارتباط با عرفان کوانتومی نمی‌توانید مقاله ای را پیدا کنید.

* اساسأ در عرفان کوانتومی باور بر این است که اشیا هم یک نوع هوشمندی و هوشیاری consciousness دارند؛ از آن بدتر اینکه باور دارند که کل عالم universe یک نوع هوشمندی و آگاهی دارد و بر این تصورند که این نوع هوشمندی و آگاهی همان چیزی است که در فیزیک کوانتومی وجود دارد.

واقعیت این است که آگاهی consciousness مسئله ای بسیار پیچیده است که تا به امروز کسی چه به عنوان متخصصان علوم اعصاب neuroscientists و روانپزشکان psychiatrists و روان شناسان معتبر در دانشگاه‌های معتبر مشغول تحقیق در این زمینه هستند ولی هیچ کدامشان این ادعا را ندارند که بدانند آگاهی consciousness چیست.

در ابتدای قرن بیستم مکس پلانک کارهایی انجام داد و مفهوم کوانتوم را معرفی کرد. هایزنبرگ و پاؤلی و شرودینگر معادله تحول فیزیک کوانتومی را فرمول بندی کردند. بعد از آن توانستیم یک درک نسبی از فیزیک کوانتومی پیدا کنیم. از این نظر درک نسبی می‌گوییم چون تا به امروز کسی نیست که دقیقأ به فیزیک کوانتومی اشراف کامل داشته باشد.

آلبرت انیشتین یکی از کسانی بود که در پیشرفت فیزیک کوانتوم سهم عمده ای داشت ولی بعدها خودش یکی از منتقدین بسیار بزرگ فیزیک کوانتومی شد چون اعتقاد داشت از علمی استفاده می‌کنیم که همۀ جوانبش را نمی‌شناسیم. واقعیت این است که فیزیک کوانتومی تنها بخشی از علم مدرن فیزیک است که ما به آن اشراف کامل نداریم و یک علم و تئوری کاملأ ناقص است و هنوز نقاط پیچیده و نهفته ای دارد. احتمالأ مدعیان فقط کسانی هستند که یک بار هم در زندگی یک معادله از فیزیک کوانتومی حل نکرده اند. ولی فیزیکدانی که در فرهنگ فیزیک تربیت شده و تخصصی گرفته می‌داند که در فیزیک کوانتومی مسائل بسیار زیادی وجود دارد که هنوز ما آن‌ها را نمی‌دانیم. ما هنور نمی‌دانیم تابع موج یعنی چه.

فیزیک کوانتومی تنها بخشی از علم است که متأسفانه مجبوریم از تعبیرهای متفاوت استفاده کنیم برای اینکه حتی یک تعبیر یکسانی در موردش وجود ندارد. چون ما شناخت کاملی در ارتباط با فیزک کوانتومی نداریم؛ در نتیجه، تعابیر بسیار متفاوتی هم برایش هست.

به قول Richard Feynman یکی از فیزیکدانان قرن گذشته، فیزیک کوانتوم مانند کوچه بن بستی است که وقتی کسی داخل شدید نه راه پیش و نه راه پس دارید. البته برخی هم معتقد هستند که تا انتهای مسیر را باید رفت تا دید چه چیزی فرای فیزیک کوانتومی هست. شاید فیزیک کوانتومی قله یک کوه یخی باشد که یک تئوری بسیار جامع‌تر و پیچیده‌تری ورای فیزیک کوانتومی باشد.

بنابراین فیزیک کوانتومی را هیچ کس به طور دقیق نمی‌داند که چیست و تمام جوانب اش شناخته شده نیست. ما تنها بخش کوچکی از آن را می‌فهمیم و خیلی دیدگاه pragmatic عملگرایانه نسبت به فیزیک کوانتومی داریم. چون یاد گرفته ایم که این فیزیک را در وسایل الکترونیکی استفاده بکنیم بنابراین تا جایی که می‌توانیم از آن استفاده ابزاری می‌کنیم و سعی می‌کنیم که به قسمت فلسفی و عمیق‌تر آن نپردازیم.

مسئله این است که یک چیز پیچیده ای به نام consciousness داریم که نمی‌دانیم اصلأ وجود دارد یا نه. آیا این آگاهی که از آن صحبت می‌کنیم آیا بخشی از عملکرد مغز ماست یا اینکه چیزی است که فقط درباره اش حرف می‌زنیم بدون اینکه بدانیم آیا پشتوانه علمی برایش وجود دارد یا ندارد.

*در علم بشری چیزی به نام فیزیک کوانتومی وجود دارد. حال، این فیزیک کوانتومی را که تمام جوانب اش در علم شناخته نشده اند و عجیب و غریب است را سعی ‌کنیم آن را به یک چیز عجیب و غریبی دیگری ربط دهیم و بگوییم که این دو یک چیز هستند. بعد از درون آن مسائل عرفانی بسازیم و یک سری تعابیری که در مورد ذرات بسیار بسیار کوچکتر از اتم وجود دارد را بگوییم که این تعابیر نه تنها در مورد انسان‌ها درست است بلکه در مورد کل عالم هم درست است و بعد به عالم نسبت هوشیاری بدهیم. مثلأ آب هوشیاری دارد و مولکول‌های آب تغییر شکل می‌دهند.

انجمن شیمی امریکا بیانیه ای منتشر کرد و اساسأ منکر تغییر شکل مولکول‌های آب به وسیله کلمات شد.

عرفان کوانتومی یک چیز من درآوردی است. افرادی به قصد و آگاهانه با به کار بردن واژگان علمی برای خودشان یک تجارت و دکانی (مانند عرفان کوانتومی، عرفان حلقوی، عرفان خطی) را باز می‌کنند.

به دلیل تنبلی ذهنی و فکری می‌خواهیم وانمود کنیم که صدها سال پیش بزرگانی داشتیم که تمام مسائل امروز دنیا را حل کرده بودند و امروز لازم نیست که بیشتر از این بیاندیشیم. هدف این نیست که مولانا به سخره کشیده شود و از درجه اش بکاهیم ولی کافی است که مثنوی را یک بار بدون تعصب بخوانیم و ببینیم که مولانا یکی از منتقدین جدی علم و فلسفه بوده است و اشعار ضد زن و ضد علمی فراوانی دارد. واقعیت این است که مولانا به این دلیل بزرگ بوده که از زمانه خودش صد یا 150 سال جلوتر بوده است. اما مشکلات مولانا مشکلات امروز بشر نبوده هیچ یک از حرف‌های عرفای ما راهگشای هیچ بخشی از علم مدرن نبوده.

* از این پس اگر کسی در مورد مولانا و دیگر شعرا و عرفا پیش‌بینی‌های عجیب و غریبی را در مورد علم انجام دادند از آن‌ها بخواهیم که در 10 سال آینده فکر می‌کنند که مولانا یا سایر عرفا چی پیش‌بینی‌هایی را در مورد پیشرفت‌های علمی کرده بودند. این درست نیست که وقتی علم پیشرفت می‌کند ما برگردیم و بگوییم که این‌ها همان حرف‌هایی است که شعرا و عرفای ما گفته اند. این روش علمی نیست. اگر شما واقعأ ادعایی دارید که می‌شود علم را از درون این اشعار یا هر کتب دیگر قدیمی بیرون آورد پیش‌بینی کنید که 20 سال دیگر علم در مورد زمینه خاصی به چه سمتی برود و چه پیش‌بینی کرده است.

با این صحبت‌ها شخصیت مولانا زیر سؤال می‌رود. اجازه بدهید مولانا و تمام بزرگانمان را در آن سطحی که هستند و باید باشند مورد ستایش قرار بدهیم و از آنان بتی نسازیم که باعث مسخره خاص و عام در جامعه علمی بشویم. مولانا و سایر بزرگان بدون اینکه پیش‌بینی و پیش‌بینی‌های علمی بکنند بزرگ هستند و با این کارها آنان را کوچک نکنیم.

هیچ یک از حرف‌های عرفای ما راهگشای هیچ بخشی از علم مدرن نبوده است. اگر هاتف اصفهانی می‌گوید “دل هر ذره ای را که بشکافی … آفتابی‌ش در میان بینی” و بگوییم که این همان انرژی اتمی است، من می‌گویم انرژی اتمی پیشکش آقای هاتف؛ بگویید هاتف اصفهانی آیا به ساده‌ترین قوانین نیوتن که براساس آن هواپیماها و راکت‌ها و موشک‌ها و اتومبیل‌ها حرکت می‌کنند را آیا در آن هیچ اشاره ای داشته است؟!

* generation time انسان به طور متوسط 25 سال است ولی در موجوداتی مانند سوسک به دلیل سرعت تولید مثل سرعت evolution دگرگونش هم بیشتر است. یا generation time ویروس‌ها هر ساله است چرا که هر سال واکسن‌های آنفولانزا تجدید می‌شود.

استفاده بی‌رویه آنتی بیوتیک‌ها موجب می‌شود که باکتری‌ها نسبت به آن دارو مقاوم می‌شوند. به دلیل سرعت دگرگونش در ویروس‌ها و باکتری‌ها نبرد بین محیط و موجود Evolution always خیلی شدید است. به همین دلیل موتاسیون‌هایی در بین این‌ها رخ می‌دهد و نسبت به داروی خاصی مقاوم می‌شوند.

حتی به سرطان هم می‌شود به عنوان یک پدیده دگرگونشی نگاه کرد. خیلی از تحقیقاتی که بر روی سرطان انجام می‌گیرد از دید evolutionary biology است به این دلیل که انسان به عنوان ارگانیسیم مجموعه جمعیتی از سلول‌هاست و به هریک از این سلول می‌توان به عنوان یک تک سلولی نگاه کرد. سلول سرطانی سلولی است که تکثیر می‌یابد و مشابه خودش را می‌سازد و در نهایت منجر به از بین رفتن فرد می‌شود. اگر از این دید نگاه کنیم می‌بینیم که بدن انسان یک نوع اکوسیستم است.

* اگر به درخت حیات نگاه کنیم می‌بینیم که انسان و شمپانزه و آران گوتان همه به یک قسمت درخت حیات تعلق داریم و با آن‌ها نیاک مشترکی داریم. یا خرگوش و موش نیاک مشترک با هم دارند و ما هم با خرگوش و موش باز نیاک مشترک داریم. خیلی از ژن‌های ما با پستانداران مشترک هستند.

به طور کلی انسان‌ها به عنوان موجودات پیچیده و همچنین سایر موجودات از همان موجودات تک سلولی به وجود آمده اند.

گونه‌ها چگونه پیدایش کرده اند؟ فرض کنید یک کوه بلندی در شرق و غرب به وجود بیاید و انسان‌های این طرف کوه با انسان‌های آن طرف کوه ارتباطشان کاملأ قطع شود. بعد از مدتی طولانی هر کدام به طور مستقل دگرگونش‌هایی خواهند داشت و این دگرگونش‌ها گونه‌های مختلفی را به وجود خواهند آورد. این دگرگونش‌ها در میکروب‌ها و ویروس‌ها سریع‌تر انجام می‌گیرد.

*برای اینکه زمینی شکل بگیرد نیاز به 10 میلیارد سال احتیاج بود و یک بیلیون سال بعد از پیدایش زمین حیات به وجود آمد. یعنی، یک بیلیون سال نیاز بوده تا آشپزخانه مواد اولیه را برای پیدایش حیات بپزد.

کوانتوم یعنی ذره یا بسته انرژی ای که دیگر قابل تقسیم نباشد. کار فیزیک با کمیت‌هاست و با مسائل مادی سر و کار دارد. چیزی که فرای مسائل مادی باشد نمی تواند در حوزه علوم طبیعی و فیزیکی قرار بگیرد که به عنوان “مادر” تمام علوم طبیعی است.

* حاضر نیستیم بپذیریم که از نظر علمی از دنیای غرب عقب مانده ایم و همواره تلاش می‌کنیم بگوییم بسیاری از کارهایی را که امروزه غربی‌ها انجام داده اند بزرگان ما در هفتصد یا هزار یا 2500 سال پیش به آن‌ها دست پیدا کرده بودند. این بدترین روش برای جبران عقب ماندگی‌هایمان است. واقعیت تلخ این است که 3%  کل تولیدات علمی دنیا از کشورهای خاورمیانه می‌آید. بهترین راه این است که از خرد و عقل استفاده کنیم و سعی کنیم علم مدرن را یاد بگیریم.

هر سلولی را می‌شود به سلول دیگر تبدیل کرد. یعنی، سلول دست را می‌توان به سلول بنیادی stem cell تبدیل کرد و سپس به سلول قلب تبدیل کرد. وقتی سلولی به سلول قلب تبدیل می‌شود و بخشی از بافت‌های سلول قلب را زیر میکروسکوپ قرار دهید می‌بینید که می‌تپد.

*در خبرها آمده بود که در ژاپن از یک قطره خون موشی توانستنه بودند یک موش کاملی را بازسازی کنند.

وقتی سلول‌ها به سلول یک یاخته خاصی تبدیل می‌شوند سلول‌ها تخصصی می‌شوند و یک سری ژن‌هایشان خاموش و یک سری از ژن‌هایشان روشن می‌شود. اطلاعات DNA همه شان یکی است.

انقراض موجودات به طور تصادفی بالا رفته است و ما تنها موجودی هستیم که بسیار بر محیط خودمان تأثیر می‌گذاریم. ما معلول عوامل محیطی هستیم یعنی بیولوژی ما با بیولوژی محیط تطابق پیدا کرده است. سرعت تغییری که ما در محیط ایجاد می‌کنیم خیلی بیشتر از تطبیق‌مان با محیط است که می‌تواند به انقراض انسان منجر بشود. ولی این به آن معنی نیست که حیات از بین می‌رود بلکه حیات به گونه‎های مختلف دیگر ادامه پیدا خواهد کرد. به قول داروین ماندگارترین موجودات در این کره نه باهوش‌ترین است نه قوی‌ترین، بلکه آن‌هایی هستند که بیشترین تطابق را با طبیعت داشته باشند.

رشد جمعیت ارتباط مستقیم با منابع خوراکی و طبیعی دارد. هر چه تعداد بیشتر باشد به همان اندازه منابع کاهش می‌یابد و وقتی منابع کم شود نرخ رشد هم کم می‌شود.

دریافت فایل صوتی

دریافت فایل صوتی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top