مهبانگ05

مهبانگ05

آنچه در این برنامه خواهید شنید:

دراین برنامه دکتر محدثه عظیم‌لو از مرکز اخترفیزیک هاروارد مباحث جالبی از چگونگی زایش و میرایش ستارگان و در قسمت بعد از “طالع بینی” و تاثیر آن بر زندگی افراد خواهند گفت و پاسخگوی پرسش شنودگان خواهند بود.

– آیا ستارگان واقعأ نقشی در زندگی ما دارند؟
– پدیده قمر در عقرب
– تاثیر امواج صورتهای فلکی در زندگی روزمره ما

گزیده‌ها:

نیروی شناوری buoyant force خلاف جهت نیروی وزن عمل می‌کند به همین دلیل در آب وزن کمتری را حس می‌کنیم. بعضی از اجسامی که در آب فرو می‌روند یا در آب شناور می‌مانند مربوط به چگالی یا تراکم ماده شان است. شناور بودن چوب در آب به دلیل کمتر بودن چگالی اش نسبت به آب است.

آهن به دلیل اینکه چگالی اش از آب سنگین‌تر است در درون آب فرو می‌رود. در اینجا منظور از آب، آب معمولی (چگالی اش یک گرم بر سانتی متر مکعب یا 1000 کیلوگرم بر مترمکعب) است نه آب دریا چرا که آب دریا با املاح مختلف در جاهای مختلف چگالی‌های مختلف هم دارد.

* چهار نیروی بنیادین طبیعت به ترتیب قدرت‌شان عبارتند از: – نیروی قوی هسته ای. مانند چسب عمل می‌کند و ذرات با بار الکتریکی مثبت را در درون هسته اتم کنار همدیگر نگه می‌دارد (صد برابر قوی‌تر از نیروی رانش یا دافعۀ الکترو مغناطیسی است که بین ذرات بار الکترونیکی وجود دارد). – نیروی الکترو مغناطیسی. وقتی چیزی را هل می‌دهیم یا می‌کشیم، اصطکاکی که به وجود می‌آید، امواج رادیویی که به ما می‌رسد، نور چراغ‌ها، وسائل الکترونیکی و همه این‌ها منشأ شان نیروی الکترو مغناطیسی است. – نیروی ضعیف هسته ای. واکنش‌های هسته ای به علت این نیرو انجام می‌شود. در انرژی‌های بسیار بالا دیگر تفاوتی بین نیروی الکترو مغناطیسی و ضعیف هسته ای دیده نمی شود. – نیروی گرانش یا ثقل.

خورشید از ابرهای هیدروژنی درست شده است. ستاره‌ها بمب‌های هیدروژنی بسیار عظیمی هستند که در هر ثانیه هزاران کیلو هیدروژن تبدیل به هلیوم می‌شود و انرژی آزاد می‌کنند. لحظه ای که فرایند هسته ای آغاز می‌شود ستاره متولد می‌شود. این فرایند متولد شدن ستاره به کندی صورت می‌گیرد و زمان آن بستگی به جرم ستاره دارد.

نوع سرنوشت ستاره‌ها با مقدار جرمی که دارند رقم می‌خورد. ستاره ای مانند خورشید ما ستاره ای نسبتأ کم جرم است و وقتی سوخت هسته ای آن به پایان می‌رسد دیگر نمی تواند فرایندهای هسته ای را ادامه بدهد در نتیجه خورشید پف می‌کند. تبدیل به غول سرخ می‌شود و دمایش خیلی کمتر می‌شود چرا که آن انرژی در سطح وسیع‌تری پخش می‌شود. کم کم این گاز هیدروژنی ستاره را ترک می‌کند و برمی گردد به فضای میان ستاره ای.

درواقع یک سیستم بازیافت در عالم وجود دارد و گازی که تبدیل به ستاره شده بود دوباره برمی گردد تا برای تشکیل ستاره‌های بعد مورد استفاده قرار بگیرد. ولی هسته ستاره تبدیل به جرمی با چگالی بالا و بسیار داغ. این هسته بسیار کوچک و با جرم زیاد همچنان به زندگی خودش ادامه می‌دهد ولی دیگر فرایند بیشتری در آن اتفاق نمی افتد.

چون خیلی داغ است بعد از آنکه پوسته خارجی آن را ترک می‌کند آن را بسیار کوچک و سفید و خیلی داغ آن را می‌بینیم و به آن کوتوله سفید می‌گویند. مثال بارزش داغ کردن چنگال است. وقتی چنگال خیلی داغ‌تر و داغ‌تر می‌شود و رنگش سفید می‌شود.

سرنوشتی که در انتظار خورشید ما هست همانند همین کوتوله سفید می‌باشد.

وقتی خورشید متورم می‌شود می‌بایست که نگران زمین باشیم. چون وقتی خورشید تبدیل به غول سرخ می‌شود سطح آن ممکن است تا نزدیکی‌های مدار زهره هم جلو بیاید. یعنی، سیاره زهره تیره و تار می‌شود چون بلعیده می‌شود و خیلی خیلی بزرگ می‌شود. در آن زمان حیات در زمین نمی تواند خیلی ادامه پیدا کند چون دمای سطح زمین به قدری بالا می‌رود که احتمالأ جو اش را از دست می‌دهد و نمی تواند اکسیژنی در جو داشته باشد و به دلیل بالا بودن دما حیات به شکل امروزی نمی تواند پیش برود.

ستارگانی که جرم بیشتری دارند پایان زندگی شان پر سر و صدا است و با آتش بازی بزرگ یا انفجار اَبَر نو اختری supernova از بین می‌روند و ما می‌توانیم این صحنه را ببینیم. و مقدار زیادی از گازهای هیدروژنی که در لایه‌های بیرونی هست به صورت سحابی nebula به سمت بیرون پرتاب می‌شوند.

منظور از اَبَر نو اختری supernova این است که جایی از آسمان خالی است و چیزی دیده نمی شود ولی در عرض چند روز یک ستاره پرنور ظاهر می‌شود مانند این است که ستاره ای جدید در آن نقطه متولد شده است. برخلاف پایان عمر ستاره‌هایی با جرم کوچک مانند خورشید که ممکن است چند صد هزار سال طول بکشد این فرایند اَبَر نو اختری ممکن است فقط در حد چند روز اتفاق بیافتد. چنین اتفاقات از نوع اَبَر نو اختری، شاید در سال سه بار بیافتد آن هم نه در کهکشان ما بله در کهکشان‌های همسایه. یکی از سحابی‌هایی که در تاریخ ثبت شده به صورت خرچنگ در آسمان دیده می‌شود.

هر جرمی که به صورت گازی در آسمان دیده می‌شود به آن سحابی nebula گفته می‌شود. سحابی‌ها انواع مختلف دارند.

سحابی جبار great orion. همان ابرهای اولیه که ستاره‌ها در آن متولد می‌شوند.

سحابی حلقوی یا سحابی سیاره ای. ستاره ای مانند خورشید وقتی عمرش تمام می‌شود آن را به صورت حلقه پرتاب می‌کند.

سحاب خرچنگ. بازمانده ستاره ای ناشی از انفجار اَبَر اختر. شکل مشخصی ندارد چون بازمانده یک انفجار می‌باشد.

در نهایت هسته ستاره از بین نمی رود و به صورت ستاره نوترونی یا سیاه چاله باقی می‌ماند.

دکتر محدثه عظیم لو:

* تئوری وجود دارد که می‌گوید ماه شباهت زیادی به زمین دارد. ظاهرأ ماه تکه ای از زمین بوده است و بر اثر برخورد یک سیارک دیگری از زمین جدا شده است و بعد به صورت قمر زمین دوباره جمع شده است. شباهت خیلی زیاد عناصر درون ماه شواهد پشت این تئوری است؛ درصورتی که، سیاره‌های دیگر لزومأ به این شکل نیستند. به نظر می‌رسد که سیاره مشتری قمرهایش را از جاهای مختلف منظومه شمسی حتی خارج از منظومه شمسی به دام می‌انداخته است. سیاره مشتری چون جرم خیلی زیاد دارد و بر اثر گرانش خیلی زیادش قمرهایی را که از کنارش رد می‌شده اند را به دام می‌انداخته است و بعد به صورت قمر شروع به گشتن دور مشتری کرده اند. از چهار قمر مشتری هر کدام یک نوع ترکیب شیمیایی و شکل خاصی دارند و شباهتی هم به هم ندارند. در حالیکه قمر زمین شباهت زیادی به زمین دارد.

آیا ستارگان واقعأ نقشی در زندگی ما دارند؟

تنها ستاره ای که در زندگی ما نقش دارد خورشید است. خیلی از داستان‌هایی که براساس اثر ستارگان بر زندگی ما ساخته می‌شود از روی شکل صورت‌های فلکی است که ما آن‌ها را در آسمان‌ها می‌بینیم. مثلأ در شب قمر در عقرب قرار است که اتفاق بدی بیافتد.

پدیده قمر در عقرب یعنی، ماه در صورت فلکی عقرب است.

دوازده شکل مختلف از صورت‌های فکلی در صفحه منظومه شمسی وجود دارند و به نظر می‌رسد که خورشید و ماه و سیارات دیگر از درون این صورت‌های فلکی عبور می‌کنند. مثلأ اردیبهشت گاو، خرداد دو پیکر و … به این دلیل است که اگر ما از بیرون و بدون نور خورشید به آن‌ها نگاه کنیم مثلأ در خرداد خورشید از صورت فلکی دو پیکر عبور می‌کند.

شکلی که ما از صورت‌های فلکی می‌بینیم فقط اشکال ظاهری هستند و هیچکدام از این ستاره‌ها که این صورت‌های فلکی را درست کرده اند هیچ رابطه منطقی و علمی با همدیگر ندارند. آن ستاره‌ها در فاصله‌های مختلفی از همدیگر وجود دارند و فقط به خاطر مکان خاصی که ما در منظومه شمسی و کهکشان داریم آن‌ها را به آن شکل خاص می‌بینیم. اگر می‌توانستیم محل مان را عوض کنیم و به آن سر راه شیری می‌رفتیم شکلی که می‌دیدیم کاملأ تصاویر متفاوتی بودند. بنابراین شکل‌ها شکل‌های ظاهری هستند و واقعی نیستند که بتوانیم بر اساس آن‌ها داستان بسازیم و شخصیت افراد را براساس آن‌ها تعریف کنیم که چون فلان شخص در ماه گاو به دنیا آمده این خصوصیات را دارد و …

این شکل‌ها هیچ تأثیری در زندگی ما ندارند چرا که اصلأ واقعی نیستند. در فرهنگ‌های مختلف هم این اشکال اسامی مختلفی دارند. صورت‌های فلکی خرس کوچک و بزرگ ما، در فرهنگ دیگر به شکل ملاقه دیده شده اند یا صورت فلکی کمان یا قوس که براسای آن هم داستان‌هایی برایش ساخته ایم در فرهنگ دیگر به شکل قوری دیده شده است. بنابراین، اگر قرار باشد که آن داستان‌ها برای قهرمانی که کمان به دست دارد درست باشد با تصور قوری باید این داستان از بین برود.

به دلیل فواصل زیادی که این ستارگان از هم دارند تصاویر ظاهری (همانند تصاویری که ما از ابرها می‌سازیم) از آن‌ها ساخته می‌شود. جالب است بدانیم که این ستاره‌ها در جاهای خودشان هم ثابت نیستند و دائم در حال حرکتند و اگر چند هزار سال بعد به این صحنه‌ها نگاه کنیم می‌بینیم که این ستاره‌ها جابجا شده اند و یک شکل دیگری را ساخته اند.

داستان دیگری که در رابطه با نقش صور فلکی می‌گویند این است که نحوه آرایش این‌ها و ترکیب این امواج است که در زندگی ما اثر می‌گذارد. باید بدانیم امواجی که هر روز ما دریافت می‌کنیم از محیط اطرافمان است مثلأ امواج گوشی موبایلی که ما دریافت می‌کنیم بسیار بسیار بیشتر از نورهر ستاره دیگری است که ممکن است به ما برسد.

به وجود آمدن سیاره‌ها و ستارگان همزمان اتفاق می‌افتند. همانطور که ستاره‌ها از ابرهای گازی به وجود می‌‌آیند همزمان با ستاره‌ها سیاره‌ها هم در اطرافشان شکل می‌گیرند.

به سیاراتی که داخل منظومه شمسی هستند (زمین و هفت سیاره دیگر) سیارات منظومه شمسی گفته می‌شود.

تصمیم گرفته شده که پلوتون دیگر سیاره نامیده نشود بلکه سیارک‌ یا سیاره خرد نامیده شود چون مدار پلوتون با مدار سیارات دیگر فرق دارد. مدار تمام سیاراتی که به دور خورشید گردش می‌کنند در مدار دایره ای شکل و در یک صفحه هستند ولی مدار پلوتون زاویه دار است و خیلی کشیده هست و گاهی از نپتون هم به خورشید نزدیک‌تر می‌شود. اجرام دیگری هم کشف شدند که شاید از پلوتون هم بزرگ‌تر بودند و اطراف خورشید گردش می‌کردند؛ با پیشرفت تکنولوژی تعداد بیشتری از سیارک‌ها و سیاره خردها نمایان شدند. بنابراین اخترشناسان مجبور بودند هر سال با پیدایش چنین سیاره‌هایی تعریف جدیدی را ارائه بدهند. در تعریف جدیدی که از سیاره‌ها در منظومه شمسی ارائه شد این سه شرط در نظر گرفته شد:

1- سیاره گرد باشد. یعنی، آنقدر جرم به دور خودش جمع کرده باشد و گرانش سیاره آنقدر زیاد باشد که دارای یک شکل کروی متناسب و متعادلی باشد. البته می‌دانیم که همه سیارات گرد کامل نیستند و حتی زمین هم شعاعش در استوا و قطبین فرق می‌کند ولی زمین با تقریب خیلی خوبی گرد در نظر گرفته شده است.

2- در مدار باید به دور خورشید گردش بکند. پلوتون هم این کار را انجام می‌دهد. پلوتون هم گرد است وهم دور خورشید گردش می‌کند.

3- سیاره باید آنقدر جرم داشته باشد تا تمام اجرام دیگری که در اطرافش هستند و در مداری که به دور خورشید گردش می‌کند بتواند جاروب کند. درواقع، مدار و اطراف خودش را بتواند خالی کند. متاسفانه پلوتون آنقدر جرم ندارد که اطرافش را خالی کند. همراه با پلوتون اجرام دیگری هم هستند که در همان فاصله از خورشید به دور خورشید گردش می‌کنند و هیچ کدام از آن‌ها جرمشان آنقدر زیاد نبوده که جرم اصلی مرکزی بشوند و اجرام دیگر را چه به صورت قمر به دور خودشان جذب بکنند.

سیارات فراخورشیدی  exo solar planet or exo planetسیاراتی هستند که به دور ستاره‌هایی غیر از خورشید گردش می‌کنند. پس ما هر موقع راجع به exo planet صحبت می‌کنیم منظورمان سیاراتی هستند که خارج از منظومه خورشیدی قرار دارند.

* در شکل گیری ستاره‌ها گاز هیدروژن همراه با عناصر سنگین‌تری مانند سیلیکات و آهن دخالت دارند. به عناصر سنگین هم غبار می‌گویند. این عناصر سنگین در عالم اولیه به وجود نیامده اند یعنی بعد از مهبانگ عمده جرمی که درعالم وجود داشته هیدروژن و هلیم بوده. بنابراین هر عنصر دیگری را که در عالم می‌بینیم در ستاره‌ها ساخته شده اند. یعنی، ستاره‌ها بعد از اینکه به وجود آمدند و فعالیت‌های هسته ای در آن‌ها شکل گرفت و واکنش‌های هسته ای آغاز شدند موجب پدید آمدن عناصر مختلف گردیدند. عناصر سنگین‌تر از آهن هم در یک انفجار ابر نواختری super nova که پایان عمر ستاره‌های پر جرم بوده  به وجود آمده اند. بنابراین بدن ما و کره زمین ما و خورشید ما قبلأ درون ستاره ای ساخته شده اند و آن ستاره نابود شده و از بین رفته و عناصر به فضای میان ستاره ای برگشته اند و ما بازیافت شده‌ی بازمانده‌های یک ستاره مرده هستیم. سیاراتی که مانند سیاره ما خاکی هستند حتمأ خاکش باید در جای دیگری ساخته شده باشد.

* معمولأ گازهای اطراف سیاره‌ها و ستاره‌ها جرم خیلی زیادی دارند و ممکن است که چند هزار برابر جرم خورشید داشته باشند. سحابی جبار یکی ازمعروف‌ترین جاهایی است که ستاره‌ها در آن شکل می‌گیرند. درواقع،  سحابی‌ها گهواره تولد ستار‌گان و سیارات هستند.

 وقتی هسته اولیه ستاره ای شکل می‌گیرد به خاطر گردش و دینامیک و انرژی اولیه ای که آن ابر دارد مواد به طور مستقیم نمی‌توانند درون مرکز ستاره یا پیش ستاره ای که دارد شکل می‌گیرد فرود بیایند در نتیجه دور ستاره گردش می‌کنند و کم کم دور آن ستاره دیسکی به وجود می‌آورند و از طریق آن دیسک مواد را به پیش ستاره فرو می‌ریزند. همانطور که این دیسک شکل می‌گیرد ذرات غبار و سنگین‌تری که داخل این دیسک هستند می‌توانند به همدیگر بچسبند و سیاره‌ها را به وجود بیاورند. کم کم درون این دیسک حفره‌های خالی به وجود می‌آید این حفره‌ها جاهایی هستند که سیاره‌ها دارند شکل می‌گیرند.

وقتی که توده اولیه توانست به اندازه کافی جرم کسب کند و گرانش پیدا بکند تا بتواند دور و اطرافش را خالی بکند کم کم مدار خودش را خالی می‌کند و در مسیری که به دور سیاره ای که در حال شکل گیری است می‌چرخد و جرمش بیشتر و بیشتر می‌شود. در نهایت منظومه سیاره ای شبیه منظومه شمسی ما به وجود می‌آید که یک خورشید یا یک ستاره در مرکزش قرار دارد و سیاره‌ها به دورش گردش می‌کنند و البته بازمانده‌هایی هم دارد که معمولأ در لبه‌های خارجی باقی می‌مانند و به صورت دنباله دارها بعضی وقت‌ها به سمت ستاره مرکزی می‌آیند. یا اینکه ذرات غباری وجود دارند که جذب سیاره ای نشده اند و برای خودشان سرگردان باقی مانده اند.

ستاره‌هایی که جرمشان 7 یا 8 برابر کوچک‌تر از خورشید باشند می‌توانند سیاراتی در دورشان داشته باشند.

دریافت فایل صوتی

دریافت فایل صوتی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top