مهبانگ 20

مهبانگ 20

بیست‌مین برنامه‌ی “مِهبانگ”، بانگِ خرَد و دانش، در آستانه‌ی نوروز تقدیم به شما دوست‌داران دانش و خردورزی.

در آخرین برنامه‌ی مِهبانگ در سال 92 و به عنوان هدیه‌ی نوروزی دکتر نیری در بخش ابتدائی “مِهبانگ” خبر بسیار مهم و جالبی از دنیای کیهان شناسی را خدمتتان ارائه خواهند کرد.
این خبر را میتوان بزرگترین یافته‌ی اخترشناسی مدرن برشمرد و در راستای این خبر مهم و بلکه از آن مهم‌تر اینکه، جناب دکتر علی نیری با همراهی تیم‌شان پیش‌تر در مرکز مطالعاتی هاروارد مدلی بر اساس این یافته‌ی نوین پیش‌بینی و بازسازی کرده بودند که در هماهنگی کامل با این یافته‌ی نوین علمی است!

در بخش دوم میهمان ویژه این برنامه جناب دکتر توفیق حیدرزاده هستند. ایشان جانشین سردبیر مجله‌ی “دانشمند” در ایران (دهه‌ی 70) و سردبیر و بنیانگذار مجله‌ی نجوم، اولین مجله نجوم و اخترشناسی درخاورمیانه بوده‌اند که در این برنامه به مناسبت آغاز سال‌نوی خورشیدی به تفصیل ویژگیهای گاهشمار خورشیدی را از منظر علمی-تاریخی مورد بررسی قرار خواهند داد.
از ویژگیهای بارز گاهشمار خورشیدی میتوان به سکولار بودن و کاملن نجومی بودن آن اشاره کرد.

——————————————————————
– به نوبه‌ی خود برای هرآنچه در سال گذشته از دکتر نیری عزیز و دوستداشتنی و میهمانان گرانقدرشون آموختم از ایشان بی‌نهایت سپاسگذارم و در کنار تبریک و شادباش بابت این دستاورد بزرگ علمی‌ خدمتشان، عرض می‌کنم که این وجود نازنین‌ و منش و انسانیت ‌شان است که ارزش دستاوردهای علمی‌شان را چندین و چند برابر کرده و می‌کند.

 

گزیده‌ها:

*انشتین یک سری امواج گرانشی را پیش بینی کرده بود و تا به امروز کسی نتوانسته است آن‌ها را مستقیمأ مشاهده کند. معمولأ این امواج گرانشی یا ثقلی از فرو ریزش یا رمبش یک جرم سماوی سنگین مثل ستاره خورشید یا حتی خورشید ما به وجود می‌آید. نور خورشید 8 دقیقه و 20 ثانیه طول می‌کشد تا به ما برسد. علت اینکه ما به دور خورشید می‌گردیم این است که امواج گرانشی خورشید 8 دقیقه و 20 ثانیه طول می کشد تا به ما بگوید که شما به دور من می‌چرخید. اگر زمانی خورشید از منظومه شمشی محو بشود 8 دقیقه و 20 ثانیه بعد متوجه می‌شویم که خورشید وجود ندارد و 8 دقیقه و 20 ثانیه بعد به جای اینکه زمین به دور خورشید بچرخد در یک مسیر مستقیمی حرکت خواهد کرد و از منظومه خورشید خارج خواهد شد. پس خورشید جاذبه ای دارد که زمین را نگه داشته و آن را به دور خودش می‌گرداند و آن جاذبه هم به شکل موج گرانشی یا ثقلی است که فضا و زمان را تحت تأثیر خودش قرار داده است. مانند این است که پارچه ای را در دست بگیریم و بعد روی این پارچه توپ سنگینی را بیندازیم. این توپ سنگین در پارچه خمیده گی و ارتعاش پیدا می‌کند و این موج در طول پارچه منعکس می‌شود و به این موج موج گرانشی می‌گویند.

موج گرانشی یا از فروریزش یا رمبش یک ستاره در حال مرگ به وجود می‌آید که می‌تواند به یک ستاره نوترونی یا تپنده اختر یا به یک سیاه چاله تبدیل بشود.

*اخیرأ توانسته اند امواج گرانشی را که از بدو پیدایش عالم بوده را پیدا کنند؛ یعنی، در زمانی که مهبانگ بوده. به علت انفجار عظیم انرژی که وجود داشته موج گرانشی یا ثلقی در عالم درست شده و تمام تار و پود عالم را تحت تأثیر خودش قرار داده است.

* در مرکز کهکشان ما سیاه چاله عظیمی وجود دارد که ماده ای را که به سمتش می‌رود را می‌بلعد و بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. در واقع موتور مرکزی هر کهکشانی را که همه ستاره‌ها را به دور خودش نگه داشته است این سیاه چاله مرکزی است با یک نیروی کشندگی بسیار زیاد. 26 هزار سال پیش واقعه ای اتفاق افتاده است که توده عظیمی از ابرهای هیدروژنی توسط این سیاه چاله بلعیده شده است. دانشمندان و اخترفیزیکدانان با کمک کامپیوتر شبیه سازی‌هایی کرده اند. قرار است که این هفته این نور بلعیده شدن به ما برسد. بنابراین، تلسکوپ‌ها این لحظه را شکار خواهند کرد و تصاویر این نوری را که 26 هزار سال پیش اتفاق افتاده است را برای ما خواهند گرفت.

*تقویم شمسی، دقیق‌ترین تقویمی است که در دنیا از آن استفاده می‌شود، در زمان ملک شاه سلجوقی توسط خیام و همکارانش ترتیب داده شد. اهمیت این تقویم در دقتی است که در اندازه گیری طول سال داشته و کاملأ طبیعی است که با فصل‌های طبیعی پیش می‌رود. سال میلادی در 10 هزار سال سه روز با سال طبیعی اختلاف پیدا می‌کند ولی سال شمسی وجلالی که ما استفاده می‌کنیم با طبیعت هیچ تغییری پیدا نمی‌کند.

*مدار زمین به دور خورشید بیضی شکل هست و طبیعتأ به دلیل حرکت بیضوی که دارد سرعت گردش زمین به دور خورشید و یا برعکس یکنواخت نیست.

*دو دایره به عنوان مبدأ هستند که سنجش‌ها بر مبنای آن دایره‌ها انجام می‌گیرند. یکی امتداد دایره فرضی ای است که زمین به دور خورشید می‌گردد یا دوباره برعکس دایره ای که خورشید به دور زمین می‌گردد و به آن دایره البروج می‌گویند. دایره دوم هم امتداد استوای زمینی هست که حدودأ در زاویه 23 درجه (به دلیل انحراف محور زمین) همدیگر را قطع می‌کنند. این دو نقطه ای که این دو دایره همدیگر را قطع می‌کنند نقاط بسیار مهمی هستند.

هنگامی که مرکز خورشید این نقطه تقاطع را از جنوب به شمال قطع می‌کند یعنی مرکز خورشید منطبق می‌شود بر نقطه تقاطع این دو دایره، آن را به نام اعتدال بهاری می‌شناسیم. یعنی، طول روز و شب در نیمکره شمالی برابر می‌شود و مصادف است با اول فروردین.

در تقویم شمسی سال زمانی آغز می‌شود که مرکز خورشید این نقطه را قطع می‌کند.

*سال قمری حدود 11 یا 12 روز کوتاهتر از سال شمسی هست بعد از حدود سه ماه سال قمری یک ماه از سال شمسی عقب می‌افتد و بعد از حدود 30 سال سال قمری یک سال از سال شمسی عقب می‌افتد. پس اگر کار کشاورزی بر مبنای ماه قمری انجام بگیرد بعد از مدتی کشاورز دچار اختلال می‌شود.

*در مصر باستان توانستند تقویم قمری- شمسی را ابداع بکنند. در آن تقویم سال 360 روز بود ولی طول حقیقی سال شمسی 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و کسری از ثانیه هست. اگر 5 ساعت و 48 دقیقه و کسری از ثانیه را حساب نکنیم دوباره اختلالی بین سالی حقیقی و سال عرفی ایجاد می‌شود.

*سال کبیسه leap year به این صورت است که اضافه های 365 روز را که 5 ساعت و 48 دقیقه و کسری از ثانیه را هر 4 سال جمع می‌کنند و هر 4 سال یک روز به سال اضافه می‌شود.

*قدیمی‌ترین تقویم هخامنشی هست و بر مبنای نجوم بابلی و مصری یکی دو بار تغییر کرده است. در تقویم هخامنشی 12 ماه را 30 روزه می‌گرفتند.

*در تقویم زرتشتی که بر مبنای آیین‌های زرتشتی تنظیم شده بود طول سال 365 روز و یک چهارم روز بود. طول سال معمولی که 365 روز بود بعلاوه یک چهارم‌های روز اضافه می‌کردند و بعد از 120 سال یک ماه به سال اضافه می‌کردند.

*تقویم دوره ساسانی مبدأ نداشت و بعد از حمله اعراب به ایران تقویم خورشیدی را اعراب نمی‌شناختند و در تقویم قمری شان هم خیلی دقیق نبودند. از این رو تا قرن پنجم حرج و مرج در تقویم وجود داشت. در دوره ملک شاه سلجوقی متوجه شدند تقویمی که استفاده می‌کنند منطبق بر طبیعت و سال طبیعی نیست به همین جهت از خیام که در کار نجوم و ریاضیات وارد بود خواستند که آن را تصحیح کنند. به همین منظور خیام و هم دوره‌هایش مجبور بودند که مکان‌های خورشید را در موقعیت‌های مختلف رصد کنند.

*خیام توانست سال شمسی حقیقی را تثبیت کند و با ابداع کبیسه‌های 5 ساله همیشه آغاز سال منطبق با لحظه ای باشد که مرکز خورشید از نقطه تقاطع دایره البروج می‌گذرد. به این ترتیب توانستند فصل‌ها را با طبیعت منطبق کنند و به توسط کبیسه‌ها توانستند تقویم را با آنچه که در طبیعت اتفاق می‌افتد یکسان نگه دارند. با اینکه این تقویم تصحیح شد ولی بیشتر به درد تقویم عرفی و خراج و مالیات و دیوان می‌خورد و تقویم رسمی دوباره تقویم قمری بود.

*در 1329 قمری مجلس ایران تقویم جلالی را با نام‌ برج‌های دایره البروج مانند ثور و جوزا و … بود تصویب کرد ولی در زمان رضا شاه تغییر مهمی که اتفاق افتاد این بود که در سال 1304 تقویم شمسی را که تصویب شده بود به عنوان تقویم رسمی کشور پذیرفتند و اسامی اوستایی را جایگزین اسامی دایره البروج کردند.

همچنین در آن دوره عبدالغفار نجم الدوله از منجمان اواخر دوره قاجار طول فصل‌ها را دقیقأ منطبق با فصل‌های طبیعی کردند. به همین دلیل است که 6 ماه اول سال را ماه‌های 31 روزه داریم و 6 ماه دوم را ماه‌های 30 روزه و 29 روزه داریم. این تقویم بهترین تطابق را با طبیعت دارد.

*محور زمین هر 26 هزار سال به اندازه 23.5 درجه یک لنگشی دارد. این لنگش مانند فرفره ای است که روی زمین می‌چرخانیم و قبل از اینکه به زمین بیافتد تلو تلو می‌خورد. در واقع زمین دارد تلو تلو می‌خورد ولی این تلو تلو خوردن 26 هزار سال طول می‌کشد.

 

دریافت فایل صوتی

دریافت فایل صوتی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top