Home / مقالات علمی / کیهان / کیهان‌شناسی / پیدایش نظریه مهبانگ 2
پیدایش نظریه مهبانگ 2

پیدایش نظریه مهبانگ 2

گردآوری و ترجمه: آرش آریامنش

 

* هر داستانی شروعی داره… حتی داستان کیهان بزرگ ما… در حدود 13.7 میلیارد سال قبل یک رویداد مرموز کیهان را به حرکت درآورد چیزی که امروز بهش می‌گیم مهبانگ یا همون “BigBang” ;i در نهایت به خلق هر اتم، هر ستاره و هر کهکشانی انجامید.

* اما جطور هزاران سال دید ما از کیهان تکه تکه شکل گرفت؟ حس را به علم تبدیل کردیم و جایگاهمان را در درون ان کشف کردیم. برای هزاران سال ما مشاهدات خود را از اسمان در کتابهایی که بیشتر از یک کتابخانه را پر میکنند ثبت کردیم – یک دانش وسیع در مورد کیهان خود ساختیم.

* اینکه چگونه شروع شد و چگونه پایان خواهد یافت ؟ این کتابها هنوزم در حال نوشته شدن هستند داستان کیهان همچنان ادامه دارد. “مهبانگ” یک تئوری در مورد تکامل کیهان و اغاز همه چیز از هیچ است.. به ما میگوید چگونه جهان شروع شد و تغییر کرد و شکل گرفت –از کسری از ثانیه بعد از چیزی آن را به وجود آورد و هنوز هم تا به امروز نمی‌دونیم آن چیز چه بوده ؟

* وقتی به نقاط دور دست در کیهان می‌نگرید همه اون کهکشان‌هایی که با تلسکوپ می‌بینید، همشون در حال دور شدن از ما هستند. آن‌هم با سرعت بسیار بیشتر از حد تصورمان. اگر زمان را به عقب ببرید حدود 13-14 میلیارد سال پیش همه چیز در آغاز از یک نقطه بسیاری ریز و چگال و داغ متمرکز شده بود و شروع شد .

* مردم در دوران قدیم همیشه حس می‌کردند جهان همیشه بوده و همیشه هم باقی می‌ماند! حتی دانشمندان نیز در ابتدا نمی‌خواستند مفهوم مهبانگ رو بپذیرند. “مهبانگ” از یک تکینگی شروع شد یعنی از نقطه ای بسیار ریز که در بالا اشاره کردیم. پس بزرگ نبوده که بهش بگیم “بیگ” و صدایی هم نداشته بهش بگیم “بنگ” چون هوایی نبوده که ارتعاشات رو منتقل کنه… با این حال به دلیل عظمت شروع این داستان این اسم رو بر آن نهادند.

* این نظریه یک بخش ثابت از داتش ماست که امروز آن را درک می‌کنیم. کسی قبولش داشته باشد یا نه ولی یک مفهوم علمی و درست است. اما قبول کردن تا درک کردن دو چیز متفاوته است –نظریه مهبانگ هنوز تمام پاسخ‌هایی که علم می‌یابد را در بر ندارد تا توضیح دهد دقیقن چگونه کیهان آغاز شد-.

* بیشتر دانشمندان نیز در عرصه علم به توصیفات بعد از “مهبانگ” می‌پردازند نه خودِ “مهبانگ” و قبلش و دلیل ایجادش.

* مهبانگ در واقع کیهان را تکامل بخشید و گسترش داد. برای ما که در این سیاره سنگی گیر کردیم چشم انداز کیهان از زمین اغاز می‌شود.

* سیاره ما زمین از آب تشکیل شده و پر از اکسیژن نیتروژن و سیلیکون هست و هسته‌ی آن از آهن مذاب تشکیل شده و هر 360 روز به دور خورشید و 24 ساعت به دور خودش می‌چرخد. ستاره میزبان ما خورشید دمای سطحش به 10000 درجه فارنهایت میرسد – برا ی تولید انرژی خورشیدمون 700 میلیون تن هیدروژن را در هر ثانیه به 695 میلیون تن هلیوم تبدیل میکند!

* خورشید ستاره میزبان ما در منظومه شمسی است که هشت سیاره به دورش می‌چرخند که تقریبا 4.5 میلیارد سال پیش شکل گرفت – منظومه شمسی ما در حال چرخش میباشد با سرعت 215 کیلومتر بر ثانیه در حال حرکت در فضا است و در داخل دایره‌ای می‌چرخد به دور هسته مرکزی راه شیری )مجموعه ای عظیم از میلیاردها میلیارد ستاره(.

* شاید حدود 200 میلیارد ستاره در راه شیری ما موجود باشد که خورشید ما یکی ازستارگان جوان این مجموعه است و در سن میانسالی به سر می‌برد. مجموعه ای که اسمش رو گذاشتیم راه شیری و به نظر میرسه شش میلیارد از این ستاره ها دارای سیستم سیاره ای شبیه به ما هستند!

* منظومه شمسی ما گفتیم به دور مرکز راه شیری می‌چرخد در یکی از بازوهای خارجی این کهکشان. راه شیری نیز یکی از 100-150 میلیارد کهکشانی هست که در کائنات موجود می‌باشد. تازه این کیهان قابل مشاهده می‌باشد که نورش به ما میرسد و می‌توان دیدش.

* کیهان ما بسیار بزرگ است و در حال بزرگتر شدن هم هست -در حال انبساط است- از ابتدا هم این موضوع بوده و در حال ادامه هست و تا اخرین لحظه هم به انبساط خودش ادامه خواهد دا د. پس اگر فهمیدیم جهان د رحال انبساط است، پس باید روزی کوچکتر بوده باشد و اجزایش به هم نزدیک‌تر بوده باشند.

* 13.7 میلیارد سال پیش جهان ما کوچکتر از کوچکترین بخش یک اتم بود! سپس چیزی اتفاق افتاد در کسری از ثانیه که همان انفجار رخ داد و همه چیز منبسط شد – اولین لحظه پیدایش شروع شد.

* نظریه مهبانگ چیزی نیست که یک شبه بشود درکش کرد و تنها یک نظریه نیست، بلکه مشاهدات کیهانی از این مساله پیروی می‌کنند و واقعیت شروع کیهان ماست نه یک تئوری.

* امروزه فیزیک‌دانان و اساتید و اخترشناسان در دانشگاهی مثل “موسسه فناوری ماساچوست ” آمریکا و دانشگاه کمبریج انگلستان در مورد نظریه مهبانگ بحث می‌کنند. اما این گفتگو خیلی وقت پیش شروع شده است. اما داستانی را برایتان تعریف می‌کنم از چگونگی این سفری که انسان در تاریخ طی کرد تا روزی به نظریه مهبانگ برسیم.

* اختر شناسی بیشتر از دوران یونان باستان و فلاسفه آنها در قرن 4 قبل میلاد نیز شکل گرفت؛ و تصور می‌کردند زمین مرکز جهان باشد و همه ستاره‌ها و خورشید ماه و سیارات به دور ما می‌چرخند!

* این کیهانی بود که در افکار ارسطو جلوه می‌کرد اما اختر شناس قرن اول یعنی بطلیموس ایده ی ارسطو را با رسم دقیق مسیر سیارات بهبود بخشید. وی توانست الگوها و سرعت‌های متغیر سیارات و اجرام رو توضیح دهد و به نحوی رفتار آینده سیارات را پیش‌بینی می‌کرد.

* سیستم بطلیموس پیچیده بود ولی اشتباه بود! ولی حداقلش جایگاه دیگر سیارات رو روشن کرد. حتی اخترشناسان تا قرن‌ها پس از وی در سکون بودند، در واقع بعد از سقوط روم در 467 بعد از میلاد اخترشناسی زمین را گویی ترک گفته بود.

* هزار سال بعد در طول قرن 15 میلادی نظریه ای به نام “خورشید مرکزی” متولد شد که می‌گفت خورشید مرکز هست نه زمین. این ادعا کشیشیان مسیحی رب بسیار ترساند چرا که احساس می‌کردند نکند حرفی مخالف گفته “خدای‌شان ” باشد.

* آنها انتظار داشتند اگر خدا زمین و انسان رو آفریده پس زمین و ساکنانش باید در مرکز باشند. جالب است بدانید این ایده را کسی داد که خدمت‌گزار کلیسای ” فرامبورگ ” لهستان بودند!
نام وی ” نیکولاس کوپرنیک ” بود. آدم خیری بود، ولی در اختر شناسی نیز فعالیت داشت. عضو کلیسا هم بود! کوپرنیک با ایده بطلیموس که هزار سال پیش از وی بود و در موردش گفتیم مشکل داشت. وی کشف کرد خورشید در مرکز است و فهمید سیاره عطارد که در طول سه ماه به دور خورشید یک مدار کامل رو می‌چرخد فهمید این سیاره نزدیک‌ترین جا به خورشید است. فهمید سیاره کیوان ” زحل ” نیز 30 سال طول می‌کشد دور خورشید بچرخد و آرامترین سیاره می‌باشد. همچنین کوپرنیک اولین شخصی بود که فهمید زمین در طول 24 ساعت یک دور به دورِ خودش می‌زند.
فهمید آسمان نیست که حرکت می‌کند بلکه این ماییم که دور خودمون می‌چرخیم.

* احتمالن به خاطر ترس از کلیسا و کشیشان کوپرنیک از انتشار نظریه‌اش تا هنگامی که در بستر مرگ بود، یعنی درسال 1543 خودداری کرد. اما کتابش با نام ” انقلاب مداری مربوط به اجسام آسمانی” راه یوهانس کپلر دیگر اختر شناس معروف بشر رو هموار کرد.

* کپلر سال 1571 به دنیا آمد -کپلر گنجینه ای از اعداد نجومی رو در اختیار داشت- که در طول سالها رصدش جمع اوری کرده بود. وی در هنگام محاسبات‌ش متوجه شد نه تنها خورشید مرکز منظومه شمسی است بلکه مدارهای دایره ای توهمی بیش نیست. شاید کمی زشت‌تر و کج‌تر باشند؛ یعنی وی گفت سیارات در مدارهای بیضی شکل دور خورشید می‌چرخند. وی فهمید هر سیاره ای به خورشید در این سیستم نزدیک میشود سرعتش بیشتر می‌شود و بر عکس. همین موضوع باعث شد بفهمد چرا سرعت سیارات متفاوت است و نهایتن توانست بفهمد که خورشید روی این سرعت سیارات تاثیر می‌گذارد!

* در پایان قرن 17 اختر شناس معروف ایتالیایی “گالیلئو گالیله” ایده ی کپرنیک و کپلر رو با یک فناوری جدید که خروشید مرکز است اثبات کرد. مسیر تاریخ را عوض کرد. او اولین سازنده تلسکوپ بود گالیله طراحی این تلسکوپ را در سال 1609 شروع کرد. با تراشیدن عدسی‌های خودش و به وجود آوردن چیزی که می‌توانست اجسام رو تا سی برابر بزرگنمایی کند.

* وی بعد از رصد هزاران ستاره توانست اقمار مهم مشتری رو که امروزه نیز به افتخارش نام‌گذاری شده را رصد کند. او ناهید و سطح ماه خودمان را رصد کرد؛ و همچنین حلقه های زحل را با نام گوش‌های بزرگ زحل رصد کرد.

* این اولین رصد رسمی بشر بود و اثبات‌گر اینکه خورشید مرکز می‌باشد. تلسکوپ نقطه مهمی بود در بین باستان و عصر مدرن. در واقع از زمان گالیله به بعد چشم ما به دریچه‌ای جدید نسبت به کیهان باز شد. سفر ما در این راه جدی‌تر شد. کشف گالیله از نظر متعصبین مذهبی زیر سوال بردن کتاب مقدس بود و از این طریق حس می‌کردند جایگاه قدرت مذهبی‌شان زیر سوال و فشار است.

* گالیله کتابش را با نام “داستان فرستاده ” در سل 1610 منتشر کرد. کلیسا ابتدا روی خوش نسبت به این مساله نشان داد اما بعدش مشکل خوردند، چرا که فکر می‌کردند گالیله در حال تفسیر جدیدی از کتاب مقدس است و وی در دفاع از خودش گفت اگر سندی از نظر دانشی ندارید که در تضاد با ایده من باشد پس باید در آن تفسیر تجدید نظر کنید.

* از سال 1663 بعد از انتشار کتاب جدید گالیله که در دفاع از نظریه خورشید مرکزی نوشته شده بود. پاپ او را برای پاسخگویی به اتهام کفرورزی فراخواند و وی مجبور شد از موضع خودش عقب بکشد. در حالی که در کلیسا زانو زده بود از سر اجبار و شاید هم ترس وی به همه‌چیز اعتراف کرد و پذیرفت گناه کرده و تا سالهای پایانی عمرش در خانه زندانی بود، ولی مشخص بود بر سر عقیده‌اش ایستاد است. از نظر درونی وی اولین کسی بود که توانست با تعصبات مذهبی درگیر شود.

* مدتی قبل از مرگش گلیله قدمی در حل معمای کپلر در مورد تاثیر خورشید بر حرکات سیارات برداشت. همین به نسل آینده کمک بسیاری کرد و قدم بزرگی بود. آخرین کتاب گلیله در مورد سقوط اجسام بود که اثبات می‌کرد سقوط اجسام همیشه ثابت است؛ و ربطی به جرم جسم ندارد. نابغه ای دیگر پیدا شد این دو موضوع رو بهم بسط داد در نظریه‌ای به نام گرانش… ایزاک نیوتون… این شخص بود که در سال 1643 پس از مرگ گالیله متولد شد.

* نیوتون سازو و کاری را توضیح داد که سیارات با ان حرکت می‌کردند؛ و نه تنها حرکت سیارات بلکه هر چیزی رو که حرکت می‌کرد توضیح میداد. از سیارات گرفته تا سیب و اجسام روی زمین.

* حضور نیوتون در مسیر دانش بشری خیلی مهم و اساسی بود. او قدرت ریاضیات را در توضیح کیهان به کار برد. او اولین شخصی بود که فهمید ریاضی زبان کیهانی است. کپلر قبل از اینا گفته بود خورشید یک آهنربای بسیار بزرگ است، اما آیا امکان داشت سیارات هم چنین باشند؟ دلیل همان چیزی که سیارات به دور خورشید می‌چرخند به یک معنی بود که سیارات توسط نوعی نیرو به سمت خورشید سقوط می‌کنند.

* باعثش آن نیروی گرانش بود که همه چیز را از راه دور نسبت بهم نگه داشت بود. نیوتون نه تنها به این موضوع پی برد، بلکه ان را به شکل یک معادله درآورد. وی قوانین حرکت و قوانین گرانش جهانی را ارائه داد. حرکت بزرگی در دنیای فیزیک برای بشر بود. کتاب ارزشمند نیوتون با نام ” اصول” نشان داد جزر و مد دریا و سرعت مداری سیارات حتی شکل و شمایل سیاره زمین می‌توانند با کشش گرانشی توصیف شود، زیرا هر چیزی که جرم دارد نیرویی را بر جسم دیگری که جرم دارد وارد می‌کند. ماه اقیانوس ها رو به سمت خود میکشد؛ زمین نیز ماه رو به سمت خودش؛ خورشید زمین را به سمت خودش میکشد، و هر چه اجسام بهم نزدیک‌تر باشند نیروی گرانشی قوی‌تری روی هم ایجاد می‌کنند.

* نیوتون هر چند معادلات گرانش را کشف کرد، ولی هیچ وقت نتوانست منشا و چگونگی عملکرد این نیروی کیهانی و حیاتی را توصیف کند.
200 سال بعد از نیوتون… آلبریت انیشتین بزرگ کسی بود که به نبوغ نیوتون می‌رسید. وی نه تنها قوانین جدیدی بر فیزیک به وجود آورد بلکه در مورد مفهوم کیهان را اختراع کرد. وی در سال 1879 در آلمان متولد شد شاید مشهورترین دانشمندی است که تا به حال زیسته است. وی کاری در اداره ثبت اختراعات گرفت – بدون نظریات انیشتین ممکن بود همچنان درگیر این باشیم که کیهان چگونه کار میکند. نظریات بی نظیرش در مورد فضا و زمان انقلابی بی‌نظیر در فیزیک بود.

* انیشتین ایده‌ی یک کیهان ایستا و نامحدود را ترجیح می‌داد. او معتقد بود جهان اغازی داشته پایانی هم داره . درکش از نیروهایی مثل گرانش باعث شد نظریه ای ارائه بده که کیهان ازلی نیست . وی در سال 1905 نظریه نسبیت خاص خود را ارائه دا د که رابطه بین فضا زمان را جستجو میکرد. در این نظریه فضا زمان از هم جدا نبودند وی این فضا زمان را تارهایی در هم تنیده فرض میکرد . وی در سال 1915 نظریه نسبیت عام خود را ارائه داد که در ان اثر گرانش در فضا زمان را مشخص میکرد . نسبیت عام یک نظریه گرانش جدیدی بود و میگفت فضا و زمان در حضور ماده خم میشود – انیشتین گفت نور نیز حتی نمیتونه از اثر گرانش فرار کنه در سال 1919 نیز به اثبات رسید انهم در یک ازمایش اختر شناسی بزرگ که بر اساس خورشید گرفتگی بود .

نسبیت عام میگفت وقتی به یک ستاره نگاه کنید مسیر نوری که میاد از سمت خورشید و از کنار خورشید عبور میکند به خاطر گرانش ان کمی خم میشه . ارتور ادیگتون کسی بود که این تست را ازمایش کرد وقتی خورشید توسط ماه گرفته شده بود نور ستاره های ماورای خورشید را بررسی کردند این مساله ثابت کرد اجسام بر روی فضا زمان تاثیر به سزایی میگذارند .. انشیتین جایزه نوبل سال 1921 را برد . یک مشکل در دنیای نسبیت عام انشیتین این بود اگر دنیای ما دنیایی بر این پایه اسا بود بر اثر نیروی گرانش همه اجرام بهم تنیده و در هم میرمبیدند .

یک چیزی جلوی این موضوع را در دنیای ما میگیرد برای جلوگیری از مچاله شدن کیهان به وسیله گرانش انیشتین یک نیروی مساوی و مخالف گرانش را در نظر گرفت . انیشتین به دنبال این ثبات کیهانی گشت .. در وقع در عین تعجب و بر خلاف اعتقاد انیشتین نظریه نسبیتنش میگفت جهان ایستا نیست .

بلکه در حال انبساط است . نظریه انیشتین یک کیهان پویا رو توصیف میکرد البته بر خلاف نظر خودش. کیهانی که ابتدا کوچکتر از الانش میبود حتی کوچکتر از یک اتم . این جا بود که از دل این داستان نظریه ای به نام بیگ بنگ جای گرفت …..

همیشه بین دنیای مذهب و علم اختلاف نظر بوده چرا که وقتی دو طرف به اسمان مینگرند دیدگاه و سوالات متفاوتی میپرسند مذهبیون کاری به پروسه ندارند فقط میخواهند منشا رو بدانند ولی عالمان میخواهند فرایند رو توصیف کنند و چگونگی عملکرد هستی رو توضیح بدهند .

علم فهمید هستی همیشه وجود نداشته بلکه اغازی داشته پایانی هم دارد . جالبه بدونید این ایده رو یک کشیش کاتولیک به نام ” جرج لیمیتر” مطرح کرد .

او مفهوم انبساط کیهان رو کشف و درک کرده بود وی نظریات انیشتین رو مطالعه کرد در طول دهه 1920 ایده ای را مطرح کرد که حتی انیشتین اون رو رد کرد او گفت کیهان ایستا نیست بلکه در حال گسترش میباشد و ابتدایی داشته با انفجاری بزرگ و هر چیزی که ما میشناسیم و کشف کردیم رو از فضا تا زمان رو خلق کرد . انیشتین بهش گفت تو ریاضیاتت خوبه ولی فیزیک خیلی زشتی داری …

اما همین زشتی به زودی در سال 1925 مورد حمایت گسترده قرار گرفت – در کوه های لس انجلس اخترشناس امریکایی ادوین هابل چیزی را در تلسکوپش دید که ثابت کیهانی انیشتین رو زیر سوال برد.و تصور ما از کیهان رو تغیر داد .. خودش یک انقلاب بود .. هممون تا سال 1920 فکر میکردیم کل کیهان همون راه شیری کهکشان خودمون است هابل فهمید ستاره ما یکی از میلیاردها ستاره موجود در راه شیری میباشد اما تنها راه شیری کیهان ما رو تشکیل نمیدهد .در اواسط قرن بیستم متوجه شدیم که دنیای ما از یک نقطه کوچکتر از اتم شروع شده و انبساط یافته و همچنان هم در حال گسترشه اما این ایده مورد پسند عموم نبود .متوجه شدیم هیدروژن 74 درصد دنیای قابل مشاهده مارا پوشانده است از دل ستارگان تا فضای میان ستاره ای و گرد و غبار کیهانی

فهمیدیم که دنیای ما در ابدا در نقطه ای کوچکتر از اتم انقدر داغ بوده مهبانگ شکل گرفته و عناصر هستی نیز از دل ان بیرون امدند هیچکس تا سال 1949 تلسکوپی نداشت تا تشعشع یا گرمای باقیمانده از لحظه ابتدایی بیگ بنگ رو اندازه بگیرد – جهان هنوز نیاز به مدارک بیشتری برای تئوری بیگ بنگ داشت تا سال 1960 و بعد از 500 سال سفر ما از کشف اینکه از کجا امدیم اما حالا اخترشناسان درگیر حل معمایی هستند که چگونه همه اینها شروع شده است

تشعشعی از بیگ بنگ همچنان باقی مانده اما انسان وسیله ای نداشت ان را کشف کنه لیمیتر نیز راست میگفت . اما در سال 1965 دانشمندان این ابزار را در اختیار داشتند – باقیمانده پژواک کیهان امروز قابل اندازه گیری است اما دو دهه طول کشید تا انقدر ابزارمون قوی بشن تا تابش پیش زمینه کیهانی تایید بشه .

پنزیاس و ویلسون دو دانشمندی بودند که روی نظریه بیگ بنگ اصلا کار نمیکردند بلکه بر روی ماهواره های ارتباطی برای ازمایشگاه “بل” کار میکردند در هومدل نیوجرسی امریکا

انها از رادیوتلسکوپ بزرگ بل استفاده کردند تنها نمیتوانستند ان را به طور واضح بخوانند به جاش نویزی ایستا دریافت میکردند غیر عادی بود … نویز عجیبی بود .. از کجا امده بود ؟ این نویز از هر سمتی میومد .. این دو دانشمند از همه جا بیخبر ابتدا نمیدانستند این نویزها باقی مانده تابش بیگ بنگ یعنی اغاز کیهان است .

اثباتی قوی بود بر اینکه جهان ایستا نیست ازلی نیست و ابتدایی داشته است – این دو دانشمند جایزه نوبل سال 1978 را از ان خود کردند .

اما پذیرفتن بیگ بنگ به عنوان اغاز هستی کافی نبود مشکلاتی بود که ابتدا توضیحش سخت بود یکیش انبساط کیهان بود . در طی روزهای پایانی قرن بیست و در دهه 90 دانشمندان روی همین مشکلات نظریه کار میکردند .. یکی از مسائل این بود دما در فضای خارجی به طرز عجیبی یکنواخت بود و فیزیکدانان چنین انتظاری نداشتند .

دانشمندی به نام گوث میگفت کیهان در ابتدا در یک نقطه بود پس برای هم دما شدن زمان کافی داشته و همچنین گفت سرعت انبساط کیهان از سرعت نورم بیشتره – گوث این تئوری را ” نظریه تورم ” نامید .

در ابتدایی ترین لحظات هستی بعد از بیگ بنگ دانشمندان باور دارند 4 نیروی طبیعی مخصوصا { گرانش – الکترومغناطیس –در واقع به شکل ابر نیرو منفرد ترکیب شده بودند .. در طول بیگ بنگ این ابر نیرو به چهار نیروی دیگر شناخته شده تفکیک شد

اما قبل از اینکه تفکیک بشه و زمانیکه جهان بسیار کوچکتر بود قوانین انیشتین که میگفت هیچ چیز سریعتر از نور نمیتونه بره هنوز اعمال نشده بود شاید همون لحظه ابتدایی هستی چیزی اتفاق افتاد که کیهان بتونه سریعتر از نور منبسط بشه – ما دقیقا نمیدونیم این تورم کیهان کی شروع شد – این انفجار عظیم باعث یکپارچگی دمای کیهانی هم شد .

سال 2001 ناسا ماهواره ای پرتاب کرد که این امکان رو داشت از هر جهتی به بررسی نظریه تورم “گوث ” بپردازد … این کاوشگر نامش ” کاوشگر ناهمسانگرد ریزموج ویلکنسون ” یا ماموریت WMAP بود

این ماموریت رو داشت تا از گرمای درهم و برهم مهبانگ عکس بگیرد به عبارتی دیگر ناسا میخواست تصویر کودگی کیهان رو نیز رصد کنه در فوریه 2003 دانشمندان اولین تصویر در مورد کودکی کیهان دریافت کردند زمانی که جهان تنها 380 هزار سالش بود .

دانشمندان از این داده حیرت زده شدند – این تصویر از این کاوشگر از کودکی کیهان الگوهایی را نشان داد که همین نقاط بعدها در بیگ بنگ ابتدایی به ستاره ها و کهکشانها تبدیل شد

همین ها به دانشمندان اجازه داد تا سن دقیق و ترکیب و شکل و تکامل کیهان رو نشون بدند – به لطف تصاویر این کاوشگر دانشمندان تصویری بهتر از کیهان و ترکیبش دارند و اینکه بعد از مهبنگ چه بر سر کیهان گذشت

کمتر از یک میلیاردیم ثانیه بعد از بیگ بنگ حبابی بسیار ریز تر از کسری از اتم شکل گرفت بسیار داغ و ریز ..این شروع کیهان ماست در همین نقطه 4 نیروی شناخته شده طبیعی {گرانش – الکترومغناطیس – نیروی هسته ای ضعیف .. نیروی هسته ای قوی }

در یک ابر نیرو متحد شده بودند – ناگهان گرانش از ابر نیرو جدا شد در حالیکه کیهان گسترش میافت هر چقدر کیهان گسترش یافت دماش سردتر و خنک تر میشد .. تورم ابتدایی باعث یکنواختی کیهان شد

تقریبا سه دقیقه پس از بیگ بنگ دمای کیهان نزدیک به یک میلیارد درجه فارنهایت کاهش یافت

انقدر سرد و کافی بود که هسته اتم شکل بگیرد – عنصر هیدروژن شکل میگیرد – برخی از اتمهای هیدروژن تبدیل شدند به هلیوم

در 380 هزار سالگی بیگ بنگ …نور توانست از میان تاریکی عبور کند فوران تابشی که “پنزیاس و ویلسون ” که در بالا گفتیم کشف کردند

یک میلیارد سال پس از بیگ بنگ اولین ستارگان شکل گرفتند

که عناصر سنگینی همچون نیتروژن و اکسیژن و کربن را تولید کردند .. تقریبا 9 میلیارد سال بعد ماده و گرانش با هم ترکیب شدند تا یک شکل ستاره ای کامل به وجود اورند – فشار گرما رو در هسته ان بوجود میاورد و این گرما همجوشی هسته ای را به راه انداخت ..ستاره ها متولد میشدند .. جریانهای خارجی ستاره باقیمانده گازها را دور میکرد .. یک صفحه ستاره ای از غبار ستاره ای باقیمانده که در نهایت با گرد هم امدن غبار همراهانی از جنس سیارات و ماه ها بوجود امدند!!!

یکی از توده های غبار ستاره ای بعد از انکه توسط باقیمانده های تکه های خورشیدی بمباران شد به اندازه کافی گرم شد تا به هیدروژن دی اکسید یا اب اجازه دهد جواتمسفری را بسازد .. اب روی سیاره جمع شد

در زیر سطح این ابها واکنشهای شیمیایی مرموز سرانجام حیات روی زمین رو شکل دادند و احتمالا حیات در بسیاری از نقاط در کهکشان ما

13.7 میلیارد سال بعد از بیک بنگ یعنی الان هم اینک کیهان ما 156 میلیارد سال نوری طول دارد

اسمان پر از ستاره و منظومه ما هشت سیاره دارد

سومیش ماییم ..

اگر هنوز این فرایندی که بالا توضیح داده شد در طول صدها سال نظریات تکامل پیدا کرد هنوز گیج هستید و متوجه نمیشید اشکالی نداره میلیونها مغز روی این پروسه کار کردند تا کار به اینجا کشیده شد ..

این داستان ما و کیهان و اغاز هستی بود این چیزی که فکر میکنیم هست هنوزم ادامه داره …

خب این شروع بود کی پایان میپذیرد ؟ تصور کنید به 5 میلیارد سال اینده رسیدیم تمدن بشرم نابود شده

خورشید سوخت هسته ایش به پایان میرسه هر چی سردتر میشه بزرگترم میشه قرمز ترم میشه و به زمین نزدیک تر هم میشه .. عطارد و ناهید را خواهد بلعید اب روی زمین کاملا بخار میشه و زمین دوباره مذاب میشه – وقتی سوخت خورشید تموم میشه هسته اش منقبض میشه و نهایتا از یک غول بزرگ قرمز به یک کوتوله سفید تبدیل میشه

لایه های خارجی در حال انبساط خورشید , سحابی سیاره ای نامیده میشه …که در فضا همچون لایه های درخشان گاز سرگردان میشوند – سیارات بیرونی و گازی شکل منظومه شمسی به شدت تغیر خواهند کرد جوهای گازی انها از بین میره توسط سحابی

تنها هسته کوچک و سنگی و فلزی از انها باقی میمونه

میلیاردها سال بعد انرژی تاریک مرموز که تازه یک دهه کشف شده کیهان را حتی سریعتر هم منبسط میکنه و همه چیز رو از هم دور میکنه

و در مقیاس بزرگتر انبساط بر گرانش غلبه میکنه همه چیز از هم میپاشد

نه فقط کهکشان و ستاره وسیاارت بلکه اتمها نیز میشکافند سرانجام ماده نیز میشکافه از هم میپاشه

این پایان بزرگ کیهان بزرگ ماست و تحت تاثیر انرژی تاریکی است که هنوز منشا و هویتش رو نمیدونیم

ایا با کشفیات جدید نظریه تورم به چالش خواهد کشیده شد یا یک نظریه پایا و ابدی است > ماده ای که هنوز درکش نکردیم تا ابد به حرکتش ادامه میده

ما به همه چیز متصلیم از نظر شیمیایی به زمین از نظر اتمی به کیهان .. هرمولکولی که بدن من و شما رو میسازد ردی از اتمهاست که مولکولها رو میسازند این رد رو بگیریم متوجه میشویم ما از جنس ستارگانیم و این مولکول و اتم و عناصر طبیعت و بدنمان ابتدا در کوره ستارگان ساخته شده است

انفجارهایی که باعث ایجاد ابرهای گازی و شیمیایی شد که شیمی حیات خود ما را دارد

پس از نظر زیستی ما بهم مرتبطیم

این تفسیر و واقعیتی زیبا از کیهانه باعث میشه ما عمقا بفهمیم از دل کیهانیم .. از جنس کیهانیم و حس زیبا و عظمت رو کاملا دریافت کنیم .

کیهان درون خود ماست گویی .

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top