Home / مقالات علمی / عمومی / کارل سیگن پس از مرگ
کارل سیگن پس از مرگ

کارل سیگن پس از مرگ

زمانی که هنوز خیلی کوچک بودم، روزی از پدرم درباره‌ی پدر و مادرش پرسیدم. من پدر و مادر بزرگِ مادری‌ام را از نزدیک می‌شناختم، اما می‌خواستم بدانم چرا هرگز پدر و مادرِ پدرم را ندیده بودم.

او با اندوه پاسخ داد: “برای این‌که آن‌ها مرده اند.”

پرسیدم “آیا روزی آن‌ها را دوباره خواهی دید؟”

او به پاسخ خود به‌دقت فکر کرد. بالاخره گفت که هیچ چیزی در این دنیا نبود که او بیش‌تر از دیدار پدر و مادرش بخواهد، اما هیچ دلیلی – و هیچ شاهدی – نداشت که اندیشه‌ی زندگی پس از مرگ را تایید کند، بنابراین نمی‌توانست تسلیم آن وسوسه بشود.

پرسیدم: “چرا؟”

او با ملایمت فراوان گفت: “باور به چیزها، تنها برای آن‌که تو دوست داری حقیقت داشته باشند، می‌تواند بسیار خطرناک باشد. اگر تو خود و دیگران – به ویژه آن‌ها که قدرت در دست دارند – را به پرسش نگیری، می‌توانی فریب بخوری. او به من گفت هر چیزی که به‌راستی واقعی باشد از بررسی موشکافانه سربلند بیرون خواهد آمد.

تا آن‌جا که یادم می‌آید، این نخستین بار بود که من درک از همیشگی بودن مرگ را آغاز کردم. آن هنگام که داشتم به‌درون نوعی کوچک از بحران وجودی می‌افتادم، پدر و مادرم بی‌آن‌که از جهان‌بینی علمی خود منحرف شوند، به من آرامش می‌دادند.

آن‌ها به من می‌گفتند: “تو در این لحظه زنده ای، و این چیزی عالی وشگفت‌انگیز است.”

ــ ساشا سِـیگِـن(دختر فیزیک‌دان سرشناس، کارل سیگن) 


ترجمه و ارسال: نادر لویی

ویرایش: تیم ترجمه مِهبانگ

بن‌مایه

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

Scroll To Top